قرار ما برای سبز کردن راهپیمایی سیزده آبان
خبر: فضاحتی دیگر برای احمدی نژاد در نیویورک
پوستر سبز: ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین؟
دو پوستر جدید برای راهپیمایی بزرگ این هفته

من بی شرف می دانم آن کسی را که حقوق و استقلال ملت خود را با دست خود فدای شغل و مقام بیهوده کرده. تا یک ملّتی را اسیر چند نفر خودخواه افراطی که در افراط خود غیر از ریاست چیز دیگری نمی خواهند قرار دهند. من استقلال ایران را می خواهم. من بقای اعتبار ایران را طالبم. من راحت ایرانی و همه ابناء بشر را بی تفاوت دین و مذهب شایقم. (میرزا کوچک جنگلی)
برنامه انزلیچی ها در روز قدس
ما اعضای جنبش راه سبز انزلی پس از بحث و نظر بسیار به این نتیجه رسیدیم که از یک سو راهپیمایی خود را به مرکز استان انتقال دهیم و از سوی دیگر مسیر راه پیمایی انزلی را در غیاب خودمان سبز کنیم. خلاصه دلایل و نتایج ما به شرح زیر است:
2. لذا سبزهای انزلی به مرکز استان خواهند رفت تا در کنار سبزهای رشت و دیگر گیلانی ها، راهپیمایی بزرگی را در آنجا تشکیل دهند.
3. به سربازان عزیز نیروی دریایی توصیه می کنیم با حمل "نشان های سبز" خود را به خطر نیندازند (خبررسیده که نیروهای امنیتی دستور گرفته اند تا از مراسم به دقت فیلمبرداری کنند) ولی خوب است که در لحظات حساس (مثلاً وقتی سخنرانان شروع به دفاع از کودتاگران کردند) با سر و صدا و برهم زدن سکوت جلوی دروغ گویی ها را بگیرند. همچنین "تغییر شعارهای مجریان شعار به نفع منافع مردم" توصیه می شود.
4. مسیر راه پیمایی روز قدس انزلی احتمالا از خیابان ناصرخسرو تا مصلّی خواهد بود. انزلیچی های سبز با آنکه جمعه در انزلی نخواهند بود اما در روزهای قبل (و به خصوص پنجشنبه) تلاش می کنند تا نشان های رنگ سبز را بر روی دیوارها، تابلوها و حتی زمین بگذارند. این کار موجب خواهد شد تا هم سربازان روحیه بیشتری بگیرند و هم عناصر ناآگاه دولتی متوجه حضور سبزها شوند. خصوصاً به سبزهایی که در اطراف خیابانهای این مسیر خانه یا دفتر دارند توصیه می کنیم در روز قبل با پرتاب تخم مرغ های رنگی به روی آسفالت یا نوشتن V در همه جا مشارکت خود را ابراز کنند.
5. امیدواریم در روز جمعه آینده یکبار دیگر انزلیچی ها، رشتی ها و همه گیلانی های آزاده، همانگونه که نیاکانشان در برابر تجاوز روسها ایستادند با هم متحد شده و در یک راهپیمایی سبز و بدون خشونت، حقوق از دست رفته ملت ایران را فریاد بزنند.
برای دیدن پوستر در اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید
معرفی سبزها: بهزاد نبوی، چریک پیر
خبرهای درز پیدا کرده از اوین می گوید بهزاد نبوی در پاسخ به یکی از بازجویانش که به او اتهام براندازی را تفهیم کرده، این اتهامزنی را «اوج نامردی» توصیف کرده است. وقتی بازجو دلیل این حرف او را جویا شده، بهزاد نبوی به وی گفته است: "در رژیم گذشته من را در حالی بازداشت کردند که دو عدد نارنجک هم به همراه داشتم، اما آنها هیچ وقت اتهام براندازی را به من تفهیم نکردند. حالا شما بدون هیچ سند و مدرکی به من اتهام براندازی میزنید!"این سخن بهزاد نبوی که یکی از مبارزان برجسته انقلاب اسلامی بوده، حقایق تلخی را از وضعیت کنونی کشور آشکار می کند. حال ببینیم این اسیر در بند که ظالمانه در زندان کودتاچیان به سر می برد کیست:
همسر بهزاد نبوی در مورد بازداشت و اسارت او توسط کودتاچیان چنین می گوید: تا یک ماه پس از بازداشت بهزاد ما هیچ خبری از او نداشتیم و حتی نمی دانستیم چه کسانی او را بازداشت کرده اند و در کجا نگهداری می شود. آنها در هنگام بازداشت هیچ حکمی ارائه ندادند و خبر رسمی بازداشت وی را نیز اعلام نکردند. به همین دلیل ما نگران بودیم نکند بهزاد سر به نیست شود و بعد آنها بگویند اصلاً ما او را بازداشت نکرده بودیم و از او خبری نداریم. وی اظهار داشت اگر قانون حاکم باشد جای هیچ نگرانی نیست ولی مشکل اصلی این است که آنها به هیچ قانونی پای بند نیستند.
خبر: سبزکردن تابلوی «موسسه مهر» وابسته به نظامیان

سبزهای انزلی در اقدامی نمادین، تابلوی تبلیغاتی موسسه مالی مهر را سبز کردند
موسسه مالي و اعتباري مهر (با نام قبلی موسسه قرضالحسنه بسيجيان) يكي از موسسات تابعه بنياد تعاون بسيج است که با سرمایه اولیه آیت الله خامنه ای تشکیل شده است.
ضمن سپاس، دیگر دوستان عزیز جبهه سبز انزلی را به عکس ها و تابلوهای رهبران و مجریان کودتای ننگین انتخاباتی توجه می دهیم (مخصوصاً تابلوهایی که در 4 سال گذشته به دنبال چاپلوسی های مسوولین شورا و شهرداری به شهر ما اضافه شده تا روح شهروندان را بیازارد).
خبر: دانلود اثر جدید محمدرضا شجریان برای جنبش سبز
تصنيفي جديد ساخته محمدرضا شجريان با صداي خود شجريان و با تنظيم مجيد درخشاني برای دانلود سبزها عرضه شد. اين تصنيف که با ارکستر سمفونيک و با تنظيم مجيد درخشاني روي شعري از فريدون مشيري در شور ساخته شده است «زبان آتش و آهن» نام دارد.
برای دانلود قطعه «زبان آتش و آهن» اینجا کلیک کنید
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبان دل ، دلی لب ریز مهر تو ،
تو ای با دوستی دشمن !
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا ، بنشین ، بگو ، بشنو سخن ـ شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گر که می خوانی مرا ، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار،
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی ؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی ؟
چراباید که با یک لحظه ، غفلت ، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی ؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
... و حق با توست ،
ولی حق را ـ برادرجان ـ به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست !
... اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار . . . !!
شعری از خسرو گلسرخی
جلوه ای دیگر از قدرت سبزها: فروش بی سابقه آلبوم شجریان

"رندان مست" بخرید و به دیگران توصیه کنید
شنبه اخیر نخستین روز انتشار آلبوم "رندان مست" محمدرضا شجریان بود. در هفته گذشته سبزها با هم قرار گذاشتند به پاس حمایت از استاد سبز آواز ایران که مردانه از جنبش دفاع کرده بود، آلبوم او را با رکورد فروشی غیرمنتظره مواجه کنند. همینطور هم شد. در رسانه ها آمده که با همت مردم، فروشی بی سابقه رقم خورده است. در گزارش امروز روزنامه اعتماد آمده که فروشندگان از این اسقبال غافلگیر و متعجب شده اند.
از سوی دیگر، حامیان کودتا برای ضربه زدن به این حرکت اقدام به انتشار رایگان "رندان مست" در سایتهای ناشناس متعدد کرده اند تا با دانلود رایگان کاربران از تعداد متقاضیان کاسته شود.
محمدرضا شجریان از همان آغاز حرکت جنبش سبز با طعنه به رئیس دولت کودتا خود را "خس و خاشاک" خواند و به طور رسمی از تلویزیون غیرملی صداوسیما خواست صدا و تصویرش را پخش نکنند. او در مصاحبه ای اظهار داشت: "در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمدهاند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود." همزمان تصاویری از حضور او در میان معترضان به کودتای انتخاباتی منتشر شد. از آن پس روزنامه کیهان و سایر رسانه های حامی احمدی نژاد در اقدامی شدید و هماهنگ شجریان را مورد حمله و توهین قرار دادند.
"رندان مست" جديدترين اثر شجريان است که با همراهي گروه شهناز به سرپرستي و آهنگسازي مجيد درخشاني منتشر شده است. ما سبزهای انزلی در کنار دیگر سبزهای ایران از شما می خواهیم این آلبوم زیبای شجریان را خریداری کنید تا ضمن شنیدن یک موسیقی زیبا، بار دیگر اتحاد و قدرت سبزها را به نمایش گذاشته باشیم.
عجایب تلخ روزگار: نخبه کشی دزدها
هربار دیدن این دو تصویر در کنار هم روزگاری عجیب و تلخ را برای ایران تداعی خواهد کرد. آیندگان روزی خواهند گفت چه بر سر ایران آمده بود که یکی مثل علی کردان با مدارک جعلی و ادعاهای دروغ حکم می راند تا یکی مثل محمدرضا جلایی پور در زندان باشد.شما حتماً می دانید که سمت راستی همان علی کردان است: مرد پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت کشور که آمده بود به همراه محصولی و دانشجو، تیم کودتای انتخاباتی را تشکیل دهد. احمدی نژاد اصرار زیادی برای وزارت کردان داشت اما جعلی بودن مدارک تحصیلی او فاش شد و مجلس مجبور شد استیضاحش کند.
سمت چپی همان محمدرضای جلایی پور است: نخبه علمی کشور، نفر اول کنکور سراسری و دانشجوی برجسته دکترای جامعه شناسی دانشگاه آکسفورد.
در خرداد 88 علی کردان همچنان در تیم کودتا برای احمدی نژاد فعالیت می کرد و محمدرضا جلایی پور در ستاد موسوی برای تغییر در ایران تلاش می کرد.
بعد از انتخابات، تیم کودتا محمدرضا جلایی پور را دستگیر کرد.
دانشگاه آکسفورد که در ماجرای کردان اعلام کرده بود که هیچگاه دانشجویی به نام کردان نداشته، دوبار به امضای ریاست کالج سنت آنتونی اش نامه ای به رهبر ایران نوشت و خواستار پایان ظلم و بی عدالتی در حق محمدرضا جلایی پور شد!
امروز علی کردان نه تنها راست راست می گردد که حتی قرار است به زودی به عنوان "بازرس ویژه رئیس جمهور" منصوب شود!! (دهن کجی دیگری از سوی احمدی نژاد خطاب به مردم).
و محمدرضا جلایی پور همچنان بدون حکم دادگاه و بدون وکیل، در اسارت است.
روش های عملی: پیاده روی سبز در پنجشنبه ها

عجایب تلخ روزگار: یک قبرستان شهید

31 سال پس از آن روز حکومتی که خود را هنوز جمهوری اسلامی می داند، در پاسخ به مردمی که با سؤال "رأی من کجاست؟" به خیابانها آمد، آنان را سرکوب می کند بازداشت می کند و به شهادت می رساند (یعنی مردمی که هدفشان براندازی هم نبود!). عجیب نیست؟
منابع رسمی می گویند چهار هزار نفر در حوادث اخیر بازداشت شده اند. سازمانهای حقوق بشری تهداد کشته شدگان را بیش از صد نفر عنوان می کنند. فقط در یک مورد اخیر، 44 قبر جدید افشا شده است. از تعداد آنهایی که در بازداشتگاه های خارج از کنترل قوه قضائیه شکنجه شده و جان باخته اند، حتی آماری در دست نیست!
روش های عملی: قوی سپید در استادیوم سبز
همزمان با آغاز به کار دوباره استادیوم انزلی، غروب دیروز جلسه همفکری برای سبز کردن
استادیوم در یکی از کافه های بلوار برگزار شد. ابتدا یکی از حاضران تجربه های بازی گذشته استادیوم آزادی تهران را به همراه نمایش چند فیلم موبایلی به اطلاع همه رساند. سپس راهکارهای مختلف سبز کردن استادیوم به همفکری گذاشته شد. در بررسی موانع به کوچک بودن سکوهای تماشاگران در استادیوم انزلی اشاره شد که موجب می شود کنترل آنها ساده تر از استادیوم های بزرگ باشد. ضمن اینکه چند سال است فیلمبرداری مأموران اطلاعات نیروی انتظامی از سکوها به امری عادی تبدیل شده. یکی از لیدرهای ملوان ابراز داشت تعداد مأموران اطلاعاتی که در بین تماشاگران می نشینند بسیار زیاد است و آنها لیدرها و جمعیت را زیر نظر دارند. با این وجود پراکندگی آنها در همه جای استادیوم یکنواخت نیست و بعضی از قسمتها مثل سکوهای غازیانی ها یا پشت دروازه ها کمتر کنترل می شود. همچنین بازی پنجشنبه ملوان و استقلال به عنوان محک خوبی جهت شناخت تغییر رویه نیروی انتظامی و احتمال تشدید سخت گیری ها دیده شد. صاحب کافه که به طور اتفاقی وارد بحث شده بود به نکته جالبی اشاره کرد: در انزلی امکان مسدود کردن دربها در مقابل بعضی از تماشاگران (که المان های سبز همراه دارند) وجود ندارد بنابراین شورای تأمین در آینده سعی خواهد کرد به جای اینکار، بعضی از بازی ها را محروم از تماشاگر اعلام کند. 1. طی فراخوانی عمومی از سبزهای خوش طبع خواسته شود به سرودن شعارهای سبز جدید (مناسب برای استادیوم فوتبال) اقدام کنند. بهتر است این شعارها بصورت افزودن یک یا چند مصرع به شعارهای قدیمی و شناخته شده برای تماشاگران باشد.
2. از این پس در هنگام مشاهده تبعیض و اشتباه فاحش از سوی تیم داوری، به جای شعارهای پردردسری مثل "شیرسماور..." از شعار "مرگ بر دیکتاتور" یا "تقلب یه درصد، دو درصد، نه پنجاه و سه درصد" استفاده شود.
3. در صورت تکرار گزارش های تبعیض آمیز شبکه باران در این فصل، به جای شعارهایی نظیر "واحدی حیا کن انزلیو رها کن" از شعار "صدا و سیمای ما ننگ ماست ننگ ماست" استفاده شود.
4. در هنگامی که وقت بازی رو به پایان است و ملوان برتری دارد به جای سوت های ممتد از فریادهای "الله اکبر" استفاده شود.
5. در صورت رد کردن گل صحیح ملوان از سوی داور از شعار "هالۀ نورو دیدی گل مارو ندیدی؟" استفاده شود.
6. در صورت استفاده از نیروهای سرکوبگر بسیجی در استادیوم از شعار "بسیجی بی غیرت دشمن خون ملت" استفاده شود.
7. در ازدحام ورودی و خروجی استادیوم از شعار "یا حسین میرحسین" استفاده شود.
روش های عملی: سخنی با سبزهای گیلان
یرپنج را می دانیم و هم از دسیسه های همسایه شمالی با خبریم. من و تو وارث نخستین زخم خوردگان «جمهوری» در این کشور پهناوریم. شگفتا که بازی روزگار دوباره درّ گرانبهای جمهوری را به لبه پرتگاه کشانده است. این بار به جای دیکتاتورمآبان پادشاهی، دیکتاتورهای دین طالبانی ما را از درون نشانه گرفته اند. اینبار به جای روباه مکار بریتانیا، جلادهای روسی نشسته اند امّا بازهم ما همان مردمان تنهای جهانیم که به ریشه های مذهب راستینمان معتقدیم. بازهم یاوری در جهان نداریم اما بیشتر از قبل باورمان شده که ایرانی یعنی تمام آدم های این گربه مغرور- فارغ از قومیت و زبان و عقیده و شرع. اینبار تجربه صدسال مبارزه را در ذهن داریم. رهبر کاریزماتیک و دست نیافتنی نداریم اما پیش قراولانی در جبهه سبزمان هست که خود زخم خورده و مجرب و آزموده اند.گیلانی عزیز، تو می دانی که اگر این دولت کودتا به راه پراشتباه خویش ادامه دهد، کار را به جایی می رساند که انقلابی دیگر با هزینه های بی شمار و کشته هایی بسیار بیشتر از امروز بر ایران تحمیل شود. تو می دانی که اگر این قطار مرگ را تا قبل از سقوط متوقف نکنیم، ایران (اگر تکّه پاره نشود) به ویرانه ای تبدیل می شود که دوباره باید از صفر آن را ساخت. ما سبزهای انزلی از تو می خواهیم که هرجا که هستی یک قدم به سوی آگاهی بیشتر مردمی که فقر و یأس، خسته شان کرده است برداری. همه ما در ابتدای راهی سخت قرار گرفته ایم اما اگر اینبار امیدمان بمیرد، فرزندانمان باید در افغانستان و پاکستانی جدید زندگی کنند.
1. هرجا که دستمان می رسد با مردم دیگر حرف بزنیم. برایشان از هدف های سبز این جنبش بگوییم. به حرفهایشان خوب گوش دهیم. حقایق را برایشان بگوییم تا دروغ و عوام فریبی دولت کودتا را همه باور کنند.
2. با دوستانمان گروه های 3 تا 7 نفره سبز بسازیم. اطلاعات و اخبار معتبر را با زبان و اس ام اس و ایمیل به آنها که می شناسیم انتقال دهیم تا مسدود شدن رسانه هایی که از حقیقت می گویند حس نشود. اگر کسانی در همسایگی ما هنوز فریب کودتاچیان را می خورند (و راهی برای امر به معروف و نهی منکر وجود ندارد) با نشانه هایی ساده و بی خطر که امنیت جانی و مالی و روانی هیچکس را به خطر نیندازد آنها را به جنبش سبز توجه دهیم.
3. تا می توانیم سایت و وبلاگ سبز برای پراکندن حقایق بسازیم. جنبش سبز در هر شهری از گیلان باید یک پایگاه اینترنتی منحصربفرد داشته باشد. هنوز از سایت راه سبز لاهیجان، راه سبز رودسر، راه سبز فومن، راه سبز آستارا و شهرهای دیگر خبر چندانی نیست. یادمان باشد اگر وبلاگ می سازیم از سایتهای رایگان ایرانی (که مجبور به دادن اطلاعاتشان به سرکوبگران هستند) استفاده نکنیم. سرویس های Wordpress و blogger به مراتب برای اینکار مناسب ترند. در به روز کردن سایتها و وبلاگها مراقب موارد امنیتی باشیم. بهتر است کسی از گروه این کار را برعهده گیرد که در شهر دیگری ساکن باشد یا از سرویسهای ADSL و نظایر آن استفاده نکند.
4. ضمن اینکه صدا و فیلم های روشنگر از وقایع اخیر را از طریق بلوتوث به اشتراک همگان می گذاریم، مراقب خطرات موبایل نیز باشیم. هر از گاهی گوشی موبایل را از اطلاعات قدیمی تر خالی کنیم و در تمام جلسات گروهی، باتری موبایل را از آن خارج نماییم.
5. در همه جا و همه وقت فراموش نکنیم که جنبش سبز، یک جنبش صلح طلب و آزادی خواه است. درست است که آنها عزیزانمان را کشته اند و برادران و خواهران بی گناه ما را در بازداشتگاه ها تا حد مرگ مورد شکنجه و آزار قرارداده اند ولی ما تا هرجا که امکانش باشد از خشونت کلامی و رفتاری به شدّت پرهیز می کنیم و این مهم را به دیگران نیز یادآوری می نماییم.
خبر: نامه انتقادی به نماینده مردم انزلی در مجلس شورای اسلامی
بیش از این با آبروی موکّلانتان بازی نکنید آقای خسته بند

این نامه را با ناامیدی از اصلاح رفتار شما می نویسم. امّا دین و مذهبی که به آن معتقدم مرا بر آن می دارد که شما را به معروف توصیه کنم و از منکر بیشتر نهی نمایم. می دانم که شما در انتخابات اخیر حتّی توصیه دوستان اصولگرای خود را جدّی نگرفتید و با تمام وجود و سینه چاک برای محمود احمدی نژاد تبلیغ و فعالیت کردید. شما دیدید که صندلی های ستادهای متعدّد او در انزلی خالی بود. دیدید که مردم با خشم به بیلبوردهای جعلی «حمایت ملوان از محمود احمدی نژاد» نگاه می کردند. اما ترجیح دادید مقابل صندلی های خالی بایستید و برای رئیس بی کفایت دولت نهم فریاد بزنید. شما در مجلس به عینه شاهد بودید که این دولت چه بر سر نظام برنامه ریزی و مدیریتی کشور آورده است. اما به خاطر تضمین صندلی بعدی مجلس و منافع اقتصادیتان در مصاحبه با خبرگزاری وطن فروش ایرنا از موفقیت های بی نظیر احمدی نژاد در اقتصاد (!) سخن گفتید. ما شما را به مجلس فرستادیم که آزادگی و آگاهی انزلیچی ها را نمایندگی کنید اما کار به جایی رسیده که هر روز مجلس باید از واکنش های متحجرانه و سکوت های ناشی از ترس شما تنمان بلرزد. در این دو ماه گذشته از خرداد خونین 88، حتی یک نطق و نظر و مصاحبه از شما ندیده ایم که در شأن انزلیچی ها باشد. اصلاً به عقوبت کارتان فکر می کنید؟ اخبار را دنبال می کنید؟ خون پاک جوانان بی گناه این کشور را بر خیابانها دیده اید؟ شما کجا هستید آقای خسته بند؟
کمی به خودتان نگاه کنید و به یاد بیاورید شما نماینده یکصد و سی هزار انزلیچی هستید که باید از آبروی آنها در مهمترین نهاد حکومت دفاع کنید. آبروی ما با ترس و خیانت و بی تفاوتی شما برباد رفته است. اگر می ترسید از آزادی و جمهوریت دفاع کنید، چرا اسعفا نمی دهید؟ شما سنگ «انزلیچی» بودن را مدام به سینه تان زده اید. اگر این ادعایتان حقیقت است چرا فراموش کرده اید مردم این شهر هیچ گاه به خاطر منافع اقتصادی و سیاسی زودگذر سر به تسلیم و خفت خم نکرده اند. چرا نمی دانید مردم این شهر از مشروطه تا دفاع مقدّس برای پاسداشت آزادی شهید داده اند.
هربار که نطقی از اندک نمایندگان شجاع و متفکر مجلس منتشر می شود شما گوینده اش نیستید. در عوض به جلسه تحلیف دروغین احمدی نژاد می روید و بیانیه های سرکوب مردم و اصلاح طلبان را تندتند امضا می کنید. به خدا یکروز باید در پیشگاه خداوند به این خیانتی که در حق موکلانتان می کنید جواب پس دهید.
شما نماینده مجلس این کشور هستید آقای خسته بند! وقتی نه تنها مسئولیت نظارتی خود را در دفاع از آزادی و جمهوریت انجام نمی دهید بلکه از سرکوب و کشتار مردم نیز علناً دفاع می کنید، شما هم متّهم ردیف اول این جنایات خواهید بود. خون جوانانی چون سهراب اعرابی ها و ندا آقاسلطان ها بر گردن شما هم هست. جنایت رواشده بر ترانه موسوی ها را به پای شما هم خواهند نوشت. شکنجه و بی عدالتی در حق صدها مردمی که حقیقت می خواستند و دهها مرد و زنی که جزو انقلابیون شهیر و متدین این کشور هستند بر گردن شما هم هست.
آقای حسن خسته بند! شما مسئولید تا نماینده "آزادی خواهی و حق طلبی" موکلان خود باشید. می دانید که دستگاه های امنیتی دولت کودتا اجازه کوچکترین ابراز اعتراضی را به مردم انزلی نمی دهند. ولی آنها به شما برای چنین روزی رأی داده اند. چرا با رفتار و گفتار خود به عنوان نماینده مردم در مجلس، ننگ همدستی با جنایات احمدی نژاد و حامیانش را به انزلیچی ها تسرّی می دهید. آیا هنوز به این باور نرسیده اید که رئیس دولت کودتا کشور بزرگ ما را به سقوط و تباهی می کشاند. آیا توهین به مراجع، شکنجه و تجاوز به مردم، مضحکه گرفتن باورهای مذهبی، ترویج خرافه پرستی و تندروی های حامیان کودتای 22 خرداد برای شما حجّت نیست؟
آقای خسته بند! می خواهم اعتراف کنم که من در برابر همشهری و هموطنانم خجل و شرمسارم که به شما رأی دادم. از این که باعث شدم نماینده ای ترسو در دفاع از حقیقت بر صندلی مهم مجلس این کشور بنشیند و از خشونت طلبان و خرافه پرستان پشتیبانی کند، احساس گناه می کنم. هربار که مجلس جلسه ای در ادامه خیانتهایش تشکیل می دهد و بیانیه ای در تکمیل سقوط این کشور صادر می کند، بیشتر احساس گناه می کنم. اعتراف می کنم رأی به شما گناهی بود که یکروز باید در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی پاسخگویش باشم. اعتراف می کنم با وجود هشدار دوستانم که شعار «انزلیچی» بودن شما را دروغ و عوام فریبی می دانستند، فریب خوردم و حرفتان را باور کردم. امّا شما انزلیچی نیستید.
اگر انزلیچی بودید آن گونه که انزلیچی ها دوست دارند، از آزادی و آزادگی دفاع می کردید. اگر انزلیچی بودید، می دانستید که «ژیلا بنی یعقوب» (خبرنگار توانایی که نشان شجاعت را در جهان خبرنگاری کسب کرده است) فرزند همین شهر است. آن وقت از اینکه او بدون هیچ گناهی روزها در زندان بماند و شکنجه روحی شود، برآشفته می شدید. امّا شما ککتان هم نگزیده و تکانی به خود نداده اید.
آقای خسته بند! شما را به بازگشت از این راه نادرست دعوت می کنیم. اگر هنوز کورسویی از مهربانی و راستی در درونتان هست توبه کنید و بر علیه جنایات دولت دروغ و کودتا بایستید. وگرنه آیندگان این کشور تا قرنها نفرین ابدی خویش را نثار شمایی می کنند که مسبّب سقوط ایران به تباهی شدید.
روشهای عملی: شعارنویسی


فعالان انقلاب سال 57 در استفاده از این روش سابقه درخشانی داشتند و حالا نوع سبزش به جنبش ما رسیده است. شعارنویسی می تواند یکی از روشهای کم دردسر محسوب شود که بخصوص در شهرهای کوچکی مثل انزلی که امکان تجمع را نمی دهند بسیار به کار می آید. برای شعارنویسی بهتر است گروهی دونفره تشکیل دهید. برای سازماندهی این گونه اعتراضات سعی کنید گروه 3 تا 7 نفره ای برای خود تشکیل دهید. مثلاً دو خانواده جوان می توانند یک گروه چهار نفره خوب تشکیل دهند و با اطمینان بالا فعالیت کنند. یکی از نشان هایی که بسیار معمول است، نشان پیروزی جنبش یا همان V معروف است. عکس های دیوارنویسی خود را برای ما ارسال کنید تا دیگران هم از تلاش شما آگاه شوند. اگر در یکی از ادارات دولتی اشتغال دارید، تلاش شما می تواند تأثیر دوچندانی داشته باشد چون دیوار داخل این ساختمانها در معرض مراجعه کنندگان زیادی هستند. (دو عکسی که در بالا می بینید متعلق به خیابانهای تهران است)
منبع عکسها: freegreeniran.wordpress.com







