‏نمایش پست‌ها با برچسب روشهای عملی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روشهای عملی. نمایش همه پست‌ها

یادداشت: مقاومت شبکه‌ای شادمانه و پر امید

این یادداشت خواندنی را آقای سید رضا قاضی‌نوری، دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه تهران، برای «موج سبز آزادی» ارسال کرده است.
خود تغییری باش که برای جهان آرزومندی.(مهاتما گاندی)
مقدمه
آنچه در این نوشتار می‌آید، دفاعی است مجادله‌پذیر از این ایده که جنبش ایجاد شده در ماه‌های اخیر، در کوتاه مدت بیش از آنکه نیازمند تصرف قدرت سیاسی باشد، محتاج تغییر و تسخیر تن‌ها و روان‌ها و در درجه‌ی بعدی شکل بخشیدن به فضاهای عمومی است. نگاه هابزی به تسخیر قدرت و استفاده از چارچوب‌های نظری مختلفی که مستقیماً و به صورت تک‌بعدی معطوف به نبرد بر سر قدرت سیاسی هستند، برای فرموله کردن مساله در شرایط حاضر هم ناصحیح و هم نامطلوب است. ناصحیح از آن رو که حل مسأله‌ای که به این روش فرموله شده باشد، ممکن است مستلزم هزینه‌های غیر قابل پرداختی باشد و دامن زدن به این هزینه‌ها از قضا ممکن است نه تنها نتیجه‌بخش نباشد، بلکه به تداوم و شدت فضای امنیتی منجر و باعث تثبیت شرایط حاضر شود.
بنیان اصلی این نوشتار اما نه بر اساس این استدلال (که چه بسا سست و بدبینانه باشد) که براساس استدلال دیگری است.
این استدلال عدم مطلوبیت تصاحب قدرت توسط نیروهای مخالف در کوتاه‌مدت است.
چرا تسخیر آنی قدرت سیاسی مطلوب نیست
گرچه وضعیت سنگین و امنیتی موجود در فضای سیاسی کشور تهدیدی بزرگ برای ایران است، اما در صورت اتخاذ راهبرد مناسب از سوی مخالفین، می‌تواند به مهمترین فرصت قرن حاضر برای استقرار یک دموکراسی پایدار و موفق تبدیل شود.
دلایلی که باعث می‌شود تصاحب قدرت در کوتاه‌مدت به جنبش سبز صدمه بزند:
همواره در اختیار گرفتن قدرت از سوی یک طیف، آغاز نزاع بر سر تقسیم قدرت و منافع بوده است. طیفی که روابط و ساز و کارهای آن هنوز به درستی شکل نگرفته است، قطعا در فرایند تقسیم قدرت دچار مشکل خواهد شد و چه بسا همین مشکلات آن را به محاق ببرد. کسانی که تصوری غیر از این دارند، می‌توانند به روابط قبل از انتخابات ستادهای موسوی و کروبی دقت کنند و روابط آنها در آن زمان - که نه قدرت سیاسی بلکه تنها شائبه‌ی دستیابی به آن وجود داشت - را با امروز مقایسه کنند.
تصاحب قدرت توسط سبزها در کوتاه‌مدت، باعث می‌شود دایره‌ی دوستان و هم‌طیفی‌ها که امروز به لطف فشارهای حریف به غایت گسترده شده و بخشی از جناح راست تا اپوزیسیون غیر مسلح را شامل می‌شود، به سرعت به سمت بسته شدن برود و فضای همدلی به سرعت به فضای حذف تبدیل می‌شود. برای شاهد این سخن کافی است نگاه مطرح شده در بیانیه‌ی شماره 11 مهندس موسوی را با ساختار و لایه‌های قدرت در ستاد ایشان مقایسه کنید. حلقه‌های ابتدایی ستاد ایشان از لحاظ سابقه و عقیده به شدت گزینش شده بودند و فقط افراد خاصی امکان فعالیت در سطوح بالا را داشتند. این وضعیت این روزها جای خود را به شکل بی‌سابقه‌ای به همبستگی میان گروه‌های مختلف داده است. اگر این افراد و گروه‌های مخالف پیش از دستیابی به قدرت تجربه‌ای جدی از کار مشترک را تجربه نکنند، در زمان کسب قدرت قطعا به سرعت از هم خواهند پاشید. این گروه‌ها و افراد باید در روزهای سخت مقاومت درک کنند هر یک از آنان جز مهم و حذف‌ناپذیری از بازی هستند.
درگیر شدن در مسائل جزئی، توان زایندگی و نوآوری را از یک طیف می‌گیرد و آن را به جریان روزمرگی و واکنش می‌اندازد. اگر همه‌ی ما توافق داریم که فرهنگ سیاسی جدیدی باید خلق شود، این کار نه پس از کسب قدرت که پیش از آن باید بیافتد.
وابستگی نهادی، دشمن تحرک‌پذیری سیاسی است. روز 25 خرداد افرادی از سران اصلاح طلب در خیابان در حال سخن گفتن با مردم دیده شدند که در سال‌های اصلاحات آنها را به زحمت پشت میزهایشان هم می‌شد پیدا کرد. دستیابی به قدرت سیاسی برای مخالفان همیشه حدی از محافظه‌کاری را به ارمغان می‌آورد.
اما راه حل چیست؟ اگر دستیابی آنی به قدرت سیاسی راه حل نیست، پس کجا باید به دنبال راه حل گشت؟
تیپ ایده‌آل ایرانی تحصیلکرده
نباید دست به تحلیل‌های تقلیل‌گرایانه زد، اما می‌توان از این ایده دفاع کرد که آنچه جامعه ما در مسیر دموکراتیزاسیون به آن نیاز دارد، بیش از آنکه تغییر در متولیان نهادهای سیاسی (و یا حتی مهمتر از آن ساختار قدرت سیاسی) باشد، تغییر و تحول اساسی در نگاه سوژه ها به سیاست و - حتی زیرساختی‌تر از آن - سبک زندگی آنان باشد. فقط برای چند دقیقه تلاش کنید تا "تیپ ایده آلی" از یک فرد تحصیلکرده و نسبتاً آگاه سیاسی در ایران (که بر اساس تحلیل بازاریابی سیاسی باید مهمترین سوژه در فرآیند توسعه‌ی سیاسی و دموکراتیزاسیون باسد) برای خودتان بسازید. این تیپ ایده‌آل بدبین به آینده، منفعل و مشوق انفعال است و نادانسته فعالیت سیاسی و اجتماعی را با نگاه‌ها و رفتارهایش سرکوب می‌کند. قاطبه‌ی فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی در ایران، بیش از آنکه توسط حکومت تحت فشار قرار گیرند، از سوی خانواده و دوستان خود سرکوب می‌شوند؛ و مهمترین مانع فعالیت مدنی در ایران عملاً نه حاکمیت، که خود ما هستیم. هدف‌گرایی بیش از حد و در نظر نگرفتن توسعه سیاسی به عنوان یک فرایند دارای فراز و نشیب، باعث شده است این تیپ ایده‌آل همیشه همه چیز را در حال ویران شدن ببیند؛ زیرا رسم روزگار این است که پیشرفت‌ها اندک اندک اتفاق می‌افتند و عقب‌گردها یک‌باره. شکست‌باوری و نادیده گرفتن پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها از سوی اکثر افراد، ویژگی و خصیصه‌ای است که با کمی دقت در اکثر افراد جامعه ما به چشم می‌آید. ما علاقه داریم پیشرفت‌ها و دستاوردها را عینی، یک‌باره و به سرعت به دست آوریم و این خواست، در جهانی اینچنین، جز سرخوردگی برایمان به ارمغان نخواهد آورد.
به هم ریختگی و بی‌نظمی در زندگی شخصی، از ما انسان‌های در خود مانده‌ای می‌سازد که اگر بتوانیم گذران زندگی کنیم، باید از کائنات سپاسگزار باشیم و در چنین زندگی بی‌نظم و درهم ریخته‌ای دیگر جایی برای مبارزه و مقاومت و اندیشه باقی نمی‌ماند. در نهایت می‌توانیم یک هفته و در اوج بحران کارمان را تعطیل کنیم و به تظاهرات خیابانی بپردازیم. اما اگر مقاومت به طول بینجامد، احتمالا ترجیح می‌دهیم به زندگی عادی برگردیم و فعالیت را به دیگران بسپاریم. این روش زندگی کسل، نه تنها باعث می‌شود نتوانیم مبارزان خوبی باشیم، بلکه حتی باعث می‌شود از نظر شخصی نیز از یک زندگی سعادتمندانه محروم باشیم.
اما آنچه باید بیش از همه باید با آن به مبارزه پرداخت، شرایط اتمیزه‌ی جامعه است؛ شرایطی که در آن نه از فواید، لذت‌ها و آرامش زندگی سنتی جمع‌گرایانه خبری هست و نه از آزادی و احترام مستتر در فردگرایی مدرن. تنهایی صفت غالب زندگی اکثر ماست: تنهایی درست در میان دیگران. ما اگرچه در کنار یکدیگر زندگی می‌کنیم، اما دیوارهایی نامرئی ما را از هم جدا می‌کند و همین امر، ناتوانمان می‌سازد و آنان را که نباید، بر سرنوشتمان مسلط می‌سازد.
نفی و به رسمیت نشناختن دیگری، دیگر ویژگی تیپ ایده‌آل مذکور است. در چنین منشی - که به‌رغم ژست‌های روشنفکرانه، منش غالب ماست - دیگران، به سبب همسانی‌های فراوانشان با ما تأیید نمی‌شوند، بلکه با کوچک‌ترین تفاوتی نفی می‌شوند. ما عادت کرده‌ایم از بالای برج خیالی‌مان بر حماقت دیگران بخندیم و آنان را سرزنش کنیم.
راه برون‌رفت
راه برون‌رفت از وضعیت فعلی اما همان چیزی است که مهندس موسوی در بیانیه‌ی شماره‌ی 11 خود به تصریح و تلویح به آن پرداخته است: عبور از مقاومت متمرکز سیاسی و حرکت به سوی مقاومت شبکه‌ای و شادمان اجتماعی.
مهندس موسوی آنجا که می‌نویسد "آنچه اینجانب در پاسخ به سوال چه باید کرد پیشنهاد می‌کنم، تقویت و تحکیم این شبکه‌ی اجتماعی است" راه درمان بخشی از این بیماری‌ها را ارائه کرده است.
شبکه‌های اجتماعی فعال، بنا بر تعریف، در صورت شکل گرفتن، خود به خود دو آسیب ذکر شده یعنی انفعال و تشویق به آن و اتمیزه شدن جامعه را حل می‌کند. این شبکه‌های اجتماعی، فعالیت سیاسی و اجتماعی را افسون‌زدایی خواهند کرد و جعبه‌ی سیاه این فعالیت‌ها را برای عموم باز خواهد کرد. در این صورت فعالان سیاسی، مدنی و اجتماعی در نگاه مردم دیگر فرقه‌هایی ناشناخته نخواهند بود، بلکه انسان‌های عادی خواهند بود. تنها در این وضعیت است که می‌توان انتظار داشت عموم مردم در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت کنند.
موسوی آنجا که می‌نویسد "مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه‌ها و گرایش‌ها و اقشار و اقوام و مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند، اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند" به راه حل بیماری نفی‌گرایی اشاره کرده است. ما باید این امر را در جامعه نهادینه کنیم که به محض اینکه فرد یا گروهی ایرانی است، دیگر سنجش او با ترازوی خودی و غیر خودی بی‌معناست.
به موارد ذکر شده در بیانیه، ما نیز باید یکی دو مورد را بیفزاییم: در این راه، شادی باید هدف ما، راهبرد ما و تاکتیک ما باشد. آنچه باعث شده جامعه ایران در برخورد با ناکامی‌ها، گاه دهه‌ها در افسردگی فرو برود، ناشاد بودن آن است. گرچه از میان ما کسانی کشته شدند، کنک خوردند و یا هنوز در بندند، اما این امر نباید روحیه‌ی ما را تضعیف کند و روح ما را بخراشد. آنها که رفتند، برای شادی و آزادی ما رفتند، نه برای افسردگی و ناشادی‌مان. مقاومت ما باید سرشار از موسیقی، دوستی و نشاط باشد تا بتواند این روزهای سخت را پشت سر بگذارد.
شادی نیروی عجیبی به انسان می‌بخشد. البته خشم و نفرت نیروی بیشتری می‌بخشد، اما با آن نیرو تنها می‌توان نابود کرد؛ ولی با نیروی حاصل از شادی است که می‌توان ساخت. ما بیش از آنکه نیازمند نابود کردن تاریکی باشیم، نیازمند خلق روشنایی هستیم. اصولاً مبارزه با تاریکی، چیزی جز برافروختن نور نیست. باید یاد بگیریم که برای آرمان‌های بزرگ مبارزه کنیم و به پیروزی‌های کوچک دلخوش باشیم. عمر بشر هرگز در یک نسل امکان دستیابی به اکثر آمالش را نمی‌دهد و ما اگر این اصل را فراموش کنیم، همواره خود را ناکامیاب و ناشاد حس خواهیم کرد.
دیگر آنکه ما باید به کمک یکدیگر در اصلاح روش زندگی خود بکوشیم. مخالفان ما، به سبب ماهیت عقل ستیزشان، هر روز ناکارآمدتر و ضعیف‌تر خواهند شد و در برابر آن، ما باید هر روز کارآمدتر و توانمندتر شویم. نباید انکار کنیم که سبک زندگی ما صحیح نیست. اگر احساس می‌کنیم وقت کافی برای فعالیت‌های جدی در راستای اصلاح وضع موجود نداریم، ناشی از اتلاف شدید وقت در زندگی‌مان است.
شک نباید داشت که اگر ما موفق به ساختن سبک‌های اجتماعی شاد، امیدوار و کارآمد شویم، هیچ نیرویی توان مقاومت در برابر ما را نخواهد داشت.
این شبکه‌ها لازم نیست کاملا معطوف به سیاست باشند. همانطور که مندس موسوی می‌نویسد: "جمع‌های خویشاوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئت‌های مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلان که هنوز دور هم جمع می‌شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند و ... " همه می‌توانند بی‌نهایت موثر باشند.
این شبکه‌ها فقط کافی است به وجود بیایند و سه ویژگی «شادی، امیدواری و کارآمدی» را داشته باشند تا آنچه باطل و غیر اخلاقی است، چون برف در آفتاب تموز، آب شود.
عرصه‌ی اجتماعی عرصه‌ای است که بر خلاف حوزه‌ی سیاست، در آن نمی‌توان دهان‌ها را بست و با زور بر آن حکمرانی کرد. می‌توان مجوزی برای رسانه‌های مستقل صادر نکرد، اما آیا دهان مردم را می‌توان بست؟ روزنامه‌ها را می‌توان تعطیل کرد، اما با ایمیل‌ها و صدها هزار چاپگر خانگی چه می‌توان کرد؟ حزب سیاسی را می‌توان منحل کرد؛ چندین میلیون خانواده و گروه دوستی را چطور؟

دو پوستر جدید برای راهپیمایی بزرگ این هفته

دو پوستر جدید برای حرکت بزرگ سبز کردن راهپیمایی هفته آینده (27 شهریور) تقدیم شما می شود. یک بار دیگر از خانم همشهری جوان و هنرمندمان که با وجود کمبود امکانات، این پوسترها را به سرعت برای جنبش آماده نمودند متشکّریم.
برای دیدن پوسترها در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.
پوستر اول:

پوستر دوم (با درج جملات میرزاکوچک جنگلی):

من بی شرف می دانم آن کسی را که حقوق و استقلال ملت خود را با دست خود فدای شغل و مقام بیهوده کرده. تا یک ملّتی را اسیر چند نفر خودخواه افراطی که در افراط خود غیر از ریاست چیز دیگری نمی خواهند قرار دهند. من استقلال ایران را می خواهم. من بقای اعتبار ایران را طالبم. من راحت ایرانی و همه ابناء بشر را بی تفاوت دین و مذهب شایقم. (میرزا کوچک جنگلی)

برنامه انزلیچی ها در روز قدس

نه غزّه نه لبنان! جانم فدای ایران!

27 شهریور روز راهپیمایی قدس است و سبزها تصمیم گرفته اند این راهپیمایی را به نفع آزادی و آزادگی ایران سبز کنند تا به همه نشان دهند قدرت بی خشونت ایرانی ها می تواند بر جنایات دولت طالبانی احمدی نژاد (که بارها دژخیم تر از اسرائیل است) پیروز شود.
ما اعضای جنبش راه سبز انزلی پس از بحث و نظر بسیار به این نتیجه رسیدیم که از یک سو راهپیمایی خود را به مرکز استان انتقال دهیم و از سوی دیگر مسیر راه پیمایی انزلی را در غیاب خودمان سبز کنیم. خلاصه دلایل و نتایج ما به شرح زیر است:

1. تجربه راهپیمایی های گذشته انزلی نشان می دهد که انزلیچی ها به شدت از شرکت در این گونه مراسم پرهیز می کنند. در نتیجه به غیر شصت-هفتاد نفری که کارمندان حراستی و امنیتی ادارات هستند، باقی شرکت کنندگان یا سربازان نیروی دریایی هستند یا دانش آموزانی که از طرف مدرسه مجبور به شرکت شده اند (با توجه به تعطیلی مدارس، این گروه نیز شرکت ندارند). لذا بعید است بتوانیم مردمی را که سالها از این تشریفات حکومتی بیزار بوده اند در چند روز به چنان شرکتی راضی کنیم که نسبت به تعداد نیروهای امنیتی در اقلیت قرار نگیرند.
2. لذا سبزهای انزلی به مرکز استان خواهند رفت تا در کنار سبزهای رشت و دیگر گیلانی ها، راهپیمایی بزرگی را در آنجا تشکیل دهند.
3. به سربازان عزیز نیروی دریایی توصیه می کنیم با حمل "نشان های سبز" خود را به خطر نیندازند (خبررسیده که نیروهای امنیتی دستور گرفته اند تا از مراسم به دقت فیلمبرداری کنند) ولی خوب است که در لحظات حساس (مثلاً وقتی سخنرانان شروع به دفاع از کودتاگران کردند) با سر و صدا و برهم زدن سکوت جلوی دروغ گویی ها را بگیرند. همچنین "تغییر شعارهای مجریان شعار به نفع منافع مردم" توصیه می شود.
4. مسیر راه پیمایی روز قدس انزلی احتمالا از خیابان ناصرخسرو تا مصلّی خواهد بود. انزلیچی های سبز با آنکه جمعه در انزلی نخواهند بود اما در روزهای قبل (و به خصوص پنجشنبه) تلاش می کنند تا نشان های رنگ سبز را بر روی دیوارها، تابلوها و حتی زمین بگذارند. این کار موجب خواهد شد تا هم سربازان روحیه بیشتری بگیرند و هم عناصر ناآگاه دولتی متوجه حضور سبزها شوند. خصوصاً به سبزهایی که در اطراف خیابانهای این مسیر خانه یا دفتر دارند توصیه می کنیم در روز قبل با پرتاب تخم مرغ های رنگی به روی آسفالت یا نوشتن V در همه جا مشارکت خود را ابراز کنند.
5. امیدواریم در روز جمعه آینده یکبار دیگر انزلیچی ها، رشتی ها و همه گیلانی های آزاده، همانگونه که نیاکانشان در برابر تجاوز روسها ایستادند با هم متحد شده و در یک راهپیمایی سبز و بدون خشونت، حقوق از دست رفته ملت ایران را فریاد بزنند.

برای دیدن پوستر در اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید

خبر: سبزکردن تابلوی «موسسه مهر» وابسته به نظامیان


مکان: بندرانزلی، پل هوایی روبروی بازار گیلار
سبزهای انزلی در اقدامی نمادین، تابلوی تبلیغاتی موسسه مالی مهر را سبز کردند

موسسه مالي و اعتباري مهر (با نام قبلی موسسه قرض‌الحسنه بسيجيان) يكي از موسسات تابعه بنياد تعاون بسيج است که با سرمایه اولیه آیت الله خامنه ای تشکیل شده است.
در زمان دولت نهم، این موسسه وارد سیستم بانکی کشور شد. احمدی نژاد در اقدامی برنامه ریزی شده با پایین آوردن نرخ سود در بانکهای دولتی و تحت فشار قراردن بانکهای خصوصی مثل پارسیان، تلاش نمود تا موسساتی مثل مهر سود سرشاری از جذب سپرده های مردمی نصیب خود کنند. در این مدت موسسه مهر شرکتی به نام «مهر اقتصاد ایرانیان» تشکیل داد تا با استفاده از رانت های احمدی نژاد، کارخانجات و مراکز مهم اقتصادی کشور را در اختیار بسیج سپاه قرار دهد. به عنوان مثال در سال 87 کارخانه تراکتورسازی با قیمتی بسیار پایین و باور نکردنی به این شرکت واگذار شد که اعتراض های بسیاری به دنبال داشت. موسسه «مهر اقتصاد ايران» با در اختيار داشتن ۳۳ درصد تکنوتار، هشت درصد توس گستر، چهار درصد مالی و اعتباری سينا، چهار درصد لوله سديد، ۱۱ درصد توسعه صنعتی و برخی ديگر از شرکت ها و موسسات در حال تبديل به يکی از بزرگترين شرکت های مالی و اقتصادی ايران است. البته اینها فقط قسمتی از واقعیات منتشر شده هستند زیرا فعالیتهای این موسسه و سایر دستگاه های مالی نظامیان بطور غیرطبیعی از دسترس خبرنگاران و رسانه ها دور نگه داشته می شوند.
***
ضمن سپاس، دیگر دوستان عزیز جبهه سبز انزلی را به عکس ها و تابلوهای رهبران و مجریان کودتای ننگین انتخاباتی توجه می دهیم (مخصوصاً تابلوهایی که در 4 سال گذشته به دنبال چاپلوسی های مسوولین شورا و شهرداری به شهر ما اضافه شده تا روح شهروندان را بیازارد).
15 شهریور 88

روش های عملی: پیاده روی سبز در پنجشنبه ها

یکی از دوستان خوش ذوق زحمت کشید و پوستر برنامه "پنجشنبه ها"ی راه سبز انزلی را از راه دور برایمان فرستاد. از او ممنونیم. البته این برنامه را از هفته آینده اجرا خواهیم کرد چون امروز ملوان با استقلال بازی دارد (طبیعی ست که پسرها در استادیوم خواهند بود و دختران جلوی تلویزیون). برای دیدن پوستر در سایز بزرگتر روی عکس کلیک کنید.

همچنین: مرسی از موج سبز آزادی به خاطر این خبر
مرسی از آرش سیگارچی عزیز به خاطر این معرفی
و ممنون از محسن سازگارا ی عزیز برای این اطلاعیه




روش های عملی: قوی سپید در استادیوم سبز

قوی سپید در استادیوم سبز

همزمان با آغاز به کار دوباره استادیوم انزلی، غروب دیروز جلسه همفکری برای سبز کردن استادیوم در یکی از کافه های بلوار برگزار شد. ابتدا یکی از حاضران تجربه های بازی گذشته استادیوم آزادی تهران را به همراه نمایش چند فیلم موبایلی به اطلاع همه رساند. سپس راهکارهای مختلف سبز کردن استادیوم به همفکری گذاشته شد. در بررسی موانع به کوچک بودن سکوهای تماشاگران در استادیوم انزلی اشاره شد که موجب می شود کنترل آنها ساده تر از استادیوم های بزرگ باشد. ضمن اینکه چند سال است فیلمبرداری مأموران اطلاعات نیروی انتظامی از سکوها به امری عادی تبدیل شده. یکی از لیدرهای ملوان ابراز داشت تعداد مأموران اطلاعاتی که در بین تماشاگران می نشینند بسیار زیاد است و آنها لیدرها و جمعیت را زیر نظر دارند. با این وجود پراکندگی آنها در همه جای استادیوم یکنواخت نیست و بعضی از قسمتها مثل سکوهای غازیانی ها یا پشت دروازه ها کمتر کنترل می شود. همچنین بازی پنجشنبه ملوان و استقلال به عنوان محک خوبی جهت شناخت تغییر رویه نیروی انتظامی و احتمال تشدید سخت گیری ها دیده شد. صاحب کافه که به طور اتفاقی وارد بحث شده بود به نکته جالبی اشاره کرد: در انزلی امکان مسدود کردن دربها در مقابل بعضی از تماشاگران (که المان های سبز همراه دارند) وجود ندارد بنابراین شورای تأمین در آینده سعی خواهد کرد به جای اینکار، بعضی از بازی ها را محروم از تماشاگر اعلام کند.

در مجموع نتایج زیر به عنوان گام اول نقشه راه به اجماع رسید:
1. طی فراخوانی عمومی از سبزهای خوش طبع خواسته شود به سرودن شعارهای سبز جدید (مناسب برای استادیوم فوتبال) اقدام کنند. بهتر است این شعارها بصورت افزودن یک یا چند مصرع به شعارهای قدیمی و شناخته شده برای تماشاگران باشد.
2. از این پس در هنگام مشاهده تبعیض و اشتباه فاحش از سوی تیم داوری، به جای شعارهای پردردسری مثل "شیرسماور..." از شعار "مرگ بر دیکتاتور" یا "تقلب یه درصد، دو درصد، نه پنجاه و سه درصد" استفاده شود.
3. در صورت تکرار گزارش های تبعیض آمیز شبکه باران در این فصل، به جای شعارهایی نظیر "واحدی حیا کن انزلیو رها کن" از شعار "صدا و سیمای ما ننگ ماست ننگ ماست" استفاده شود.
4. در هنگامی که وقت بازی رو به پایان است و ملوان برتری دارد به جای سوت های ممتد از فریادهای "الله اکبر" استفاده شود.
5. در صورت رد کردن گل صحیح ملوان از سوی داور از شعار "هالۀ نورو دیدی گل مارو ندیدی؟" استفاده شود.
6. در صورت استفاده از نیروهای سرکوبگر بسیجی در استادیوم از شعار "بسیجی بی غیرت دشمن خون ملت" استفاده شود.
7. در ازدحام ورودی و خروجی استادیوم از شعار "یا حسین میرحسین" استفاده شود.

روش های عملی: سخنی با سبزهای گیلان

گیلانی عزیز،
من و تو وارث مردانی هستیم که از دل جنگل سبز به سوی تشکیل نخستین جمهوری ایران گام برداشتند. ما خوب می دانیم چطور شد که نهضت جنگل تیغ غریبه و آشنا به جانش نشست و بر زمین افتاد. هم خیانت رضاخان میرپنج را می دانیم و هم از دسیسه های همسایه شمالی با خبریم. من و تو وارث نخستین زخم خوردگان «جمهوری» در این کشور پهناوریم. شگفتا که بازی روزگار دوباره درّ گرانبهای جمهوری را به لبه پرتگاه کشانده است. این بار به جای دیکتاتورمآبان پادشاهی، دیکتاتورهای دین طالبانی ما را از درون نشانه گرفته اند. اینبار به جای روباه مکار بریتانیا، جلادهای روسی نشسته اند امّا بازهم ما همان مردمان تنهای جهانیم که به ریشه های مذهب راستینمان معتقدیم. بازهم یاوری در جهان نداریم اما بیشتر از قبل باورمان شده که ایرانی یعنی تمام آدم های این گربه مغرور- فارغ از قومیت و زبان و عقیده و شرع. اینبار تجربه صدسال مبارزه را در ذهن داریم. رهبر کاریزماتیک و دست نیافتنی نداریم اما پیش قراولانی در جبهه سبزمان هست که خود زخم خورده و مجرب و آزموده اند.
گیلانی عزیز، تو می دانی که اگر این دولت کودتا به راه پراشتباه خویش ادامه دهد، کار را به جایی می رساند که انقلابی دیگر با هزینه های بی شمار و کشته هایی بسیار بیشتر از امروز بر ایران تحمیل شود. تو می دانی که اگر این قطار مرگ را تا قبل از سقوط متوقف نکنیم، ایران (اگر تکّه پاره نشود) به ویرانه ای تبدیل می شود که دوباره باید از صفر آن را ساخت. ما سبزهای انزلی از تو می خواهیم که هرجا که هستی یک قدم به سوی آگاهی بیشتر مردمی که فقر و یأس، خسته شان کرده است برداری. همه ما در ابتدای راهی سخت قرار گرفته ایم اما اگر اینبار امیدمان بمیرد، فرزندانمان باید در افغانستان و پاکستانی جدید زندگی کنند.


چه خوب اگر بتوانیم:
1. هرجا که دستمان می رسد با مردم دیگر حرف بزنیم. برایشان از هدف های سبز این جنبش بگوییم. به حرفهایشان خوب گوش دهیم. حقایق را برایشان بگوییم تا دروغ و عوام فریبی دولت کودتا را همه باور کنند.
2. با دوستانمان گروه های 3 تا 7 نفره سبز بسازیم. اطلاعات و اخبار معتبر را با زبان و اس ام اس و ایمیل به آنها که می شناسیم انتقال دهیم تا مسدود شدن رسانه هایی که از حقیقت می گویند حس نشود. اگر کسانی در همسایگی ما هنوز فریب کودتاچیان را می خورند (و راهی برای امر به معروف و نهی منکر وجود ندارد) با نشانه هایی ساده و بی خطر که امنیت جانی و مالی و روانی هیچکس را به خطر نیندازد آنها را به جنبش سبز توجه دهیم.
3. تا می توانیم سایت و وبلاگ سبز برای پراکندن حقایق بسازیم. جنبش سبز در هر شهری از گیلان باید یک پایگاه اینترنتی منحصربفرد داشته باشد. هنوز از سایت راه سبز لاهیجان، راه سبز رودسر، راه سبز فومن، راه سبز آستارا و شهرهای دیگر خبر چندانی نیست. یادمان باشد اگر وبلاگ می سازیم از سایتهای رایگان ایرانی (که مجبور به دادن اطلاعاتشان به سرکوبگران هستند) استفاده نکنیم. سرویس های Wordpress و blogger به مراتب برای اینکار مناسب ترند. در به روز کردن سایتها و وبلاگها مراقب موارد امنیتی باشیم. بهتر است کسی از گروه این کار را برعهده گیرد که در شهر دیگری ساکن باشد یا از سرویسهای ADSL و نظایر آن استفاده نکند.
4. ضمن اینکه صدا و فیلم های روشنگر از وقایع اخیر را از طریق بلوتوث به اشتراک همگان می گذاریم، مراقب خطرات موبایل نیز باشیم. هر از گاهی گوشی موبایل را از اطلاعات قدیمی تر خالی کنیم و در تمام جلسات گروهی، باتری موبایل را از آن خارج نماییم.
5. در همه جا و همه وقت فراموش نکنیم که جنبش سبز، یک جنبش صلح طلب و آزادی خواه است. درست است که آنها عزیزانمان را کشته اند و برادران و خواهران بی گناه ما را در بازداشتگاه ها تا حد مرگ مورد شکنجه و آزار قرارداده اند ولی ما تا هرجا که امکانش باشد از خشونت کلامی و رفتاری به شدّت پرهیز می کنیم و این مهم را به دیگران نیز یادآوری می نماییم.

روش های عملی: شنود دستگاه های تلفن و توصیه هایی برای مقابله با آن

امروزه هر جا سخن از استراق سمع و شنود مکالمات تلفن های همراه به میان می آید تصویری که در اذهان عامه نقش می بندد این است که در هنگام برقراری تماس ، مکالمات رد و بدل شده توسط دستگاهی واسط ضبط می شود و مورد شنود قرار می گیرد.این نوع استراق سمع اگر چه می تواند مورد استفاده قرار گیرد اما با پیدایش تلفن های همراه و گسترش ارتباطات سیار ، شیوه های جدید و کاراتری جهت شنود مکالمات و استراق سمع های محیطی به کار گرفته می شود.هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد.فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.امروزه یکی از تجارت های پرسود برای شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده میکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این میکروفون های فعال شده می باشد.این دستگاه ها قابلیت هایی به خریداران آنها می دهد که با استفاده از آن می توانند به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل نموده و کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را به راحتی شنود نمایند.
البته این دستگاه های شنود تنها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمی شودو سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز می توانند در صورت داشتن کد های نفوذ به دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص(مانند نوکیا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.البته فعال کردن این نوع سیستم ، عموماً نیاز به نصب نرم افزار مربوطه بر روی تلفن همراه افراد قربانی دارد که این عمل ممکن است از طریق ارسال پیامک ، بلوتوث و ... انجام گیرد.
در صورتی که فرد مهاجم بخواهد از شیوه ارسال پیامک برای نصب این نرم افزار مخفی استفاده نماید ، پیامکی عمومی مانند تبریک سال نو به طیف وسیعی از مشترکان یک شهر ارسال می کند و مشترکان تلفن های همراه نیز پس از خواندن این پیامک ، فرد مهاجم را در جایگذاری این جاسوس کوچک یاری می رسانند.
با استفاده از این تکنولوژی ، هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه می تواند باشد که حتی در صورت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه نیز می تواند بسته به حساسیت میکروفون خود ، امواج صوتی را از شعاعی از محیط خود ، جذب و ارسال نماید.
لازم به ذکر است که این سیستم جاسوسی ، تنها محدود به شنود مکالمات محیطی نمی شود بلکه این دستگاه ها قادربه دسترسی به تمامی بخش های تلفن همراه از قبیل یادداشت های شخصی ، پیام های کوتاه ، لیست تماس ها و ... می باشند.
توصیه هایی برای مقابله با این جاسوس :
1. در صورتی که این سیستم جاسوسی توسط یکی از شرکت های سازنده تلفن همراه (مانند نوکیا) به فرد مهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمی توان انجام داد جز اینکه به هنگام حضور در جلسات کاری و خصوصی که اطلاعات با ارزشی (مانند اطلاعات مالی) ردوبدل می شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید.
2. حتی الامکان شماره هایی که پیامک های گروهی ارسال می نماید را Ban نمایید.
3. پیامک هایی که از افراد ناشناس می رسد و دارای حجمی بیش از یک اس ام اس است را باز نکنید.
4. Bluetooth دستگاه موبایل خود را در مواقع غیر ضروری ، در حالت Off قرار دهید.
5. اطلاعات شخصی و حساس مانند رمز عبور سامانه بانکی ، شماره حساب و ... را در دستگاه تلفن همراه خود ذخیره ننمایید.
6. در بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید.
7. به یاد داشته باشیم که دستگاه های تلفن های همراه نسل قدیم به دلیل قدرت پردازش و فضای حافظه اندک از امنیت به مراتب بالاتری نسبت به تلفن های نسل جدید برخوردار هستند.
8. توصیه ویژه : "شرکت نوکیا سابقه ای نه چندان درخشان در زمینه حفظ حقوق مشتریان دارد !"
مهندس حمید ثانی

روشهای عملی: شعارنویسی



فعالان انقلاب سال 57 در استفاده از این روش سابقه درخشانی داشتند و حالا نوع سبزش به جنبش ما رسیده است. شعارنویسی می تواند یکی از روشهای کم دردسر محسوب شود که بخصوص در شهرهای کوچکی مثل انزلی که امکان تجمع را نمی دهند بسیار به کار می آید. برای شعارنویسی بهتر است گروهی دونفره تشکیل دهید. برای سازماندهی این گونه اعتراضات سعی کنید گروه 3 تا 7 نفره ای برای خود تشکیل دهید. مثلاً دو خانواده جوان می توانند یک گروه چهار نفره خوب تشکیل دهند و با اطمینان بالا فعالیت کنند. یکی از نشان هایی که بسیار معمول است، نشان پیروزی جنبش یا همان V معروف است. عکس های دیوارنویسی خود را برای ما ارسال کنید تا دیگران هم از تلاش شما آگاه شوند. اگر در یکی از ادارات دولتی اشتغال دارید، تلاش شما می تواند تأثیر دوچندانی داشته باشد چون دیوار داخل این ساختمانها در معرض مراجعه کنندگان زیادی هستند. (دو عکسی که در بالا می بینید متعلق به خیابانهای تهران است)

منبع عکسها: freegreeniran.wordpress.com

روشهای عملی:‌ نمایش اعتراض روی اسکناس




یکی از روشهای ساده و ایمنی که مدّتی است توسط مردم مورد استفاده قرار می گیرد، نوشتن اعتراض یا پرینت قطعات اعتراضی روی اسکناس است. استفاده از پرینتر این مزیت را دارد که می توان عکس های مناسبی را نیز به متن اضافه کرد. اگر از این روش استفاده کردید مراقب باشید تعداد زیادی اسکناس نوشته شده را در جیب خود نگه ندارید بلکه به تدریج و در روزهای مختلف اسکناسها را نوشته و در بین مردم پخش کنید. منتقدین این روش معتقدند اسکناس یکی از دارایی های عمومی کشور است و نباید به اسکناس آسیب رساند تا با دوباره چاپ کردنش به کشور و محیط زیست ضربه بخورد. امّا مدافعین معتقدند مهمتر اینست که اگر جنبش پیروز نشود، این دولت کودتا ممکن است تمام منابع و ثروتهای کشورمان را بر باد دهد. آنها می گویند اگر اسکناسهای زیادی نوشته شود، دولت جرأت نمی کند آنها را از بازار خارج کند. اگر هم معدوم کند، نتیجه اش (آگاهی مردم) بهتر از نتیجه میلیاردها تومانی است که هر ساله از جیب ملت صرف امور حزب الله لبنان و حماس و ونزوئلا و جاهای دیگر می شود.
شعارهایی که بیشتر به کار رفته اند:
ما سبزیم هنوز / مرگ بر دیکتاتور / ننگ ما صدا و سیمای ما / به کدامین گناه کشته شد؟! / برادر شهیدم رأیتو پس می گیرم / رأی ما کجاست؟ / مرگ بر دیکتاتور ، چه شاه باشه چه دکتر / احمدی پینوشته! ایران شیلی نمیشه