<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411</id><updated>2012-01-07T11:54:38.004+03:30</updated><category term='عجایب تلخ روزگار'/><category term='ویژه راه سبز انزلی'/><category term='نامه ها و بیانیه ها'/><category term='اخبار ایران'/><category term='اخبار انزلی'/><category term='طنز سبز'/><category term='اندیشه سبز'/><category term='روشهای عملی'/><category term='پوستر سبز'/><category term='مقالات و مصاحبه ها'/><category term='معرفی سبزها'/><title type='text'>جنبش راه سبز انزلی</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>87</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-5285043191654115251</id><published>2009-10-07T14:43:00.003+03:30</published><updated>2009-10-07T14:55:46.265+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>یک جنایتکار عراقی، فرمانده بسیج شد: افشای پیشینه محمدرضا نقدی</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Ssx4xcHqjsI/AAAAAAAAAPs/WcHfJqF23eY/s1600-h/Naghdi.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5389815644812906178" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 160px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Ssx4xcHqjsI/AAAAAAAAAPs/WcHfJqF23eY/s320/Naghdi.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;بسیجیان بخوانند تا بدانند در برابر پولی که می گیرند باید از چه کسی اطاعت کنند!!&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mowjcamp.org/article/id/43503" target="_blank"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;انتصاب یک مجرم حقوقی و شکنجه‌گر به فرماندهی بسیج به جای محاکمه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از سال‌های آغازین نهضت اصلاح‌طلبی و ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی که سرکوب‌های پی درپی و گسترده توسط نظامیان و لباس‌شخصی‌ها نیز آغاز شد تا به امروز که بار دیگر شاهد سرکوب گسترده هم‌وطنان عزیزمان در جریان وقایع پس از کودتای ۲۲ خرداد بودیم، نام محمدرضا نقدی هم همواره به گوش خورده است. کمتر کسی است که جریانات سرکوب دانشجویان کوی دانشگاه در تیرماه ۷۸، بازداشتگاه‌های غیرقانونی از جمله وصال و کهریزک و نیز بازجویی‌ها و شکنجه‌های غیرقانونی فعالان سیاسی در سال‌های اخیر را که با نام نقدی عجین شده است، نشناسد. در حالی که محمدرضا نقدی پیش از این در دادگاه محکوم شده بود و قاعدتا می بایست در اوین ۳ ماه حبسی که به خاطر تخلفات پی در پی به آن محکوم شده بود را می‌کشید، بی ‌مناسبت ندیدیم حال که به حکم و دستور رهبری به فرماندهی بسیج منصوب شده‌ است، مروری داشته باشیم بر سوابق نه چندان درخشان ایشان در پست‌های قبلی‌. موج سبز آزادی پیش از این نیز از نقش حسین فدایی، احمدرضا رادان، مسعود صدرالاسلام و حسین طائب در سرکوب‌ها و شکنجه‌های اخیر پرده برداشته بود. ظواهر امر حاکی از آن است که هر چه پیش می‏رویم افراد بدنام بیشتری معتمد محسوب شده و ارتقا پیدا می کنند. یکی از این ارتقایافتگان، محمدرضا نقدی است که در این نوشتار به نقش او در سرکوب‌های نظامی سال‌های اخیر تاکنون پرداخته خواهد شد:&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;اصلیت غیر ایرانی نقدی و حضور فعال وی در شاخه بین‌المللی نظامیان ایرانی در خارج از کشور:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;شاید خیلی‌ از خوانندگان موج سبز آزادی هنوز ندانند که محمدرضا نقدی، فرمانده فعلی بسیج، &lt;a href="http://www.roozonline.com/persian/archive/news/news/article/2007/june/20/-896122ce64.html" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3488"&gt;اصلیت ایرانی ندارد&lt;/a&gt; و عراقی است. وی در سال ۱۳۳۲ در شهر نجف و در خانواده‌ای روحانی‌ متولد شد و نام پدرش شیخ علی ‌اکبر ثمانی از روحانیون مجاور شهر نجف بود. پدر وی در سال ۱۳۵۸ توسط دولت عراق اخراج شد و به ایران مهاجرت کرد و در شهر نقده در استان کردستان سکونت گزید. از آن پس بود که شهرت نقده‌ای و سپس نقدی را برای خود برگزیدند و بعدها نیز پسر دوم این خانواده، محمدرضا نقدی که همزمان با آغاز جنگ در سال ۱۳۵۹ وارد مجلس اعلای عراق شده بود و به عنوان نمانده این مجلس در ارومیه کارش را آغاز کرده بود به همین نام شهرت پیدا کرد. ورود محمدرضا نقدی به نیروهای نظامی برمی‌گردد به اعزام وی به لبنان که در همان سال‌های جنگ صورت گرفت و از آن پس او در بخش نظامی مجلس اعلای عراق در لبنان کارش را ادامه داد.&lt;br /&gt;بعد از این ورود به بخش نظامی مجلس اعلای عراق و فعالیت‌های نظامی نقدی در لبنان بود که از وی دعوت شد تا به سپاه پاسداران بیاید و کار خود را در کنار عده‌ای دیگر از فرماندهان عراقی آغاز کند که نهایتا به تشکیل یکی از شاخه‌های معروف سپاه در زمان جنگ گردید. نقدی بعدها معاون اطلاعات و عملیات لشگر بدر شناخته شد و پس از اینکه حدود سه سال آنجا مشغول به کار بود مجددا به سپاه لبنان منتقل شد.وی به دلیل احاطه به زبان عربی در شاخه نظامی ایران در لبنان، یعنی نیروی قدس که وظیفه اصلی‌اش مبارزه با اسرائیل بود نقش کلیدی ایفا می کرد. او همچنین مدت‌ها با نام مستعار «شمس» در ماجرای بوسنی و هرزگوین نیز حضوری فعال داشت و در نقش یکی از فرماندهان نیروهای ایرانی دربوسنی به ایفای نقش پرداخت. در واقع نقدی پس از سال‏های ابتدای جنگ ایران و عراق که در حوزه داخلی فعالیت می‏کرد، راهی صحنه‏های بین‏المللی شد و تا پیش از سال‏های شروع اصلاحات در نقش یکی از سرکردگان نیروهای نظامی ایران در خارج از مرزهای ایفای نقش کرد. اما با اتمام جنگ هشت ساله و پایان درگیری‏های بین‏المللی، نقدی بار دیگر به عرصه نظامی داخل کشور بازگشت. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;دور جدید فعالیت‌های نظامی نقدی در داخل ایران:&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;۱- قضیه سرکوب شهرداران تهران و بازداشتگاه وصال&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;با اتمام جنگ، رحلت بنیان‏گذار انقلاب اسلامی و آغاز دور جدید رهبری در ایران عناصری همچون نقدی با حکم رهبری نقش‏های کلیدی را در سپاه پاسداران به دست گرفتند. در سال 1371، رهبر حکم انتصاب نقدی به معاونت اطلاعات نیروی قدس را&lt;a href="http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19667&amp;amp;BookID=103808&amp;amp;Language=1" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3489"&gt; امضا کرد&lt;/a&gt; و بعد از چندی نیز وی را به فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی منصوب کرد و بدین طریق مقدمات سرکوب تیم شهرداری تهران که در آن زمان غلامحسین کرباسچی ریاست آن را به عهده داشت فراهم شد. محمدرضا نقدی، نقش عمده‌ای در دستگیری‌های سال ‌های نخستین اصلاحات، پرونده سازی و سرکوب شهردار وقت تهران، غلامحسین کرباسچی و نیز شهرداران بخش‌های دیگر تهران را عهده‌دار بود. پیش از این نیز &lt;a href="http://www.mowjcamp.com/article/id/28614" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3490"&gt;در گزارشی&lt;/a&gt; اشاره کرده بودیم در روزهای پس از دوم خرداد، محمدرضا نقدی با همکاری مسعود صدرالاسلام، که یکی از نیروهای امنیتی مورد اعتماد مقامات عالی‌رتبه کشور محسوب می‌شد، برخورد با غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران و شهرداران مناطق را به عنوان حامیان انتخاباتی خاتمی در دستور کار خود قرار دادند. کلیه معاونان شهرداری تهران و شهرداران مناطق با حکم محسنی اژه‌ای، رئیس وقت مجتمع قضایی کارکنان دولت، توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در محل کار خود بازداشت و به مکان نامعلومی که بعدها مشخص شد بازداشتگاه زیرزمینی غیرقانونی وصال نام دارد منتقل شدند. چند روز بعد هم غلامحسین کرباسچی، شهردار وقت تهران، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. در آن زمان ریاست حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی با نقدی بود و با این حساب دست او در بسیاری سرکوب‌ها به مراتب بازتر از قبل بود. به شهادت بسیاری از شهردارانی که در آن سال‌ها دستگیر و مورد آزاد و شکنجه قرار گرفته بودند،&lt;br /&gt;محمدرضا نقدی نقشی بسیار پررنگ در این بازجویی‌ها و شکنجه‌ها ایفا کرده است. حتی یکی از شهرداران بازنشسته که مورد شکنجه قرار گرفته بود نیز در اظهارات خود که رونوشتی از آن نیز به مطبوعات آن زمان فرستاده شد، اعلام کرده بود که خود آقای نقدی شخصا در شکنجه‌ها حضور داشت و همواره زیر ضربات کابل از من می خواست که به ارتباط نامشروع با خانم ز-م منشی محل کارم، اعتراف کنم. شکنجه‌های مذکور در بازداشتگاه غیرقانونی وصال و تحت نظارت مستقیم محمدرضا نقدی صورت گرفته است. گرچه مدت‌ها جریان بازداشت‌گاه وصال توسط شهرداران تهران مسکوت گذارده شد، اما خود نقدی در جلسه پرسش و پاسخ با نمایندگان مجلس پرده از نقش خود در ماجرای آن سرکوب‌ها برداشت و گفت: «روزي آقاي رازيني رياست محترم دادگستري تهران مرا به دفترش دعوت کرد وقتي که رفتم ايشان توضيح دادند که پرونده اي هست که مربوط مي شود به فساد مالي در شهرداري تهران و ابعاد مالي آن بسيار گسترده است ما هم به دلايلي صلاح نمي دانيم که پرونده را به دست ديگر ضابطين ، همچون وزارت اطلاعات و اداره آگاهي بدهيم و مي خواهيم اين را به شما بسپاريم چرا که هم بازداشتگاهي مطمئن داريد و هم پرسنل تان امين هستند.آن روز من به آقا ي رازيني گفتم ما آماده هستيم، ولي اگر به ميدان بياييم تا آخر هستيم. مبادا شما در وسط کار بر اثر فشارهاي سياسي کنار بکشيد؛ که آقاي رازيني هم گفتند اراده ما هم بر اين است که اين قضيه جدي بگيريم و حتي مقام معظم رهبري هم فرموده اند که با اين مفسده جدي برخورد شود.»&lt;br /&gt;این برخوردهای غیرقانونی در حالی صورت گرفت که براساس نظر سنجی ها اکثریت مردم اقدام دستگاه قضایی در مورد محکومیت کرباسچی و سایر شهرداران را اقدامی سیاسی دانستند و سردار نقدی نیز در دادگاه دیگری به اتهام شکنجه شهرداران تهران محکوم به تحمل سه ماه حبس تعزیری گردید که البته هیچ گاه این حکم به اجرا درنیامد و در کمال ناباوری، چندی بعد محمدرضا نقدی با حکم رهبری به عنوان «مشاور ارشد نظامی رهبر و فرمانده پشتیبانی ستاد فرماندهی کل قوا» منصوب شد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;۲-جریان قتل مشکوک قاضی پرونده کرباسچی&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;همانطور که پیش از این نیز &lt;a href="http://www.mowjcamp.com/article/id/28614" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3491"&gt;در گزارشی &lt;/a&gt;آورده بودیم که پس از آشکار شدن نقش محمدرضا نقدی در شکنجه‌ دادن شهرداران بازداشت‌شده و محکومیت وی به سه ماه حبس تعزیری، پرونده دیگری هم برای وی تشکیل می‌شود که موضوع آن مظنونیت به مشارکت در قتل قاضی بازپرس اولیه پرونده کرباسچی است، که به طور مشکوکی ناگهان سکته کرده بود. گفته می‌شود که محمدرضا نقدی بر سر صدور احکام سفید امضای بازداشت و بازرسی از منازل و محل کار افراد و همچنین چگونگی حسابرسی با وی اختلاف داشته است که به همین منظور و برای حل اختلافات جلسه‌ای در منزل «محسنی اژه‌ای» با حضور او و محمدرضا نقدی و مسعود صدرالاسلام برگزار می‌شود و با صرف شام خاتمه می‌یابد، فردای آن روز وی دچار مسمومیت شدید می‌شود و به علت کاملا مشکوک (آمپول هوا) دچار ایست قلبی می‌شود و فوت می‌کند.&lt;br /&gt;به دنبال فوت این قاضی، کمیسیون امنیتی شورای عالی امنیت ملی با وجود اذعان به مشکوک بودن فوت قاضی، به دلیل دخیل بودن افرادی چون علی رازینی (ریاست وقت دادگستری استان تهران)، محسنی اژه‌ای (ریاست وقت مجتمع قضایی کارکنان دولت و از قضات دادگاه ویژه روحانیت)، محمد رضا نقدی و مسعود صدر الاسلام دستور مسکوت گذاشتن این پرونده را می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;۳- فاجعه کوی دانشگاه و نقش نقدی در سرکوب دانشجویان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;پس از مختومه اعلام شدن پرونده شهرداران و محکومیت نقدی، او نه تنها برای تحمل محکومیتش روانه زندان نشد بلکه در تیرماه ۷۸ در کنار ذوالقدر و نجات و الله کرم جز فرماندهان اصلی عملیات سرکوب معترضین دانشجویی در کوی دانشگاه شد و دستور ورود نظامیان به کوی دانشگاه را صادر کرد. درواقع نقدی تنها در شکنجه و بازجویی ۱۶۴ نفر از شهرداران و کارکنان مناطق مختلف شهرداری تهران نقش نداشت؛ بلکه او در شکنجه و بازجویی بسیاری از دانشجویان بازداشت شده در کوی دانشگاه نیز نقش مهمی ایفا کرد.&lt;br /&gt;یکی از بازداشت‌شدگان کوی دانشگاه که پس از آزادی به تشریح شکنجه‌های جسمی که در دوران بازداشت متحمل شده بود احمد باطبی است. او در شرح آنچه بر او در زندان رفته بود &lt;a href="http://www.rahesabz.net/story/2349/" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3492"&gt;می‌گوید&lt;/a&gt;: "آن‌ها هم‌ مرا به‌ داخل‌يکی‌ از دستشويی‌ها بردند که‌چاهش‌ بند آمده‌ بود و آب‌ گند آن‌ در کاسه‌ توالت‌ پر شده‌ بود. آن‌ها سرم‌ را در گنداب‌ توالت‌ فرو کردند و آنقدر اين‌کار را ادامه‌دادند که‌سرانجام‌گندآب‌ از بينی‌و دهانم‌ به‌داخل‌گلويم‌ پايين‌ رفت.‌ و تا ساعت‌ها از شستشوی‌ صورتم‌ جلوگيری‌ کردند. بطوريکه‌ چند روز بعد هنگام‌ بازجويی‌، يکی‌ از بازجوها متوجه‌ بوی‌ تعفن‌ موها و چشم‌بندم ‌شد و به ‌من‌اجازه ‌داد که‌ حمام‌ کنم‌ و چشم‌بندم‌ را عوض‌ کرد. چندين ‌روز بعد از انتقال‌ به ‌۲۰۹ زندان اوين‌، مرا با چشم‌بند به ‌اتاقی‌بردند و برگه‌ای ‌آوردند تا امضا کنم. وقتی‌ محتوای ‌آن‌ را سوال ‌کردم‌، گفتند اقدام ‌به‌ آشوب‌های‌ خيابانی‌، تحريک ‌مردم‌برای‌ آشوب ‌و وقتی‌با انکار من‌ در خصوص‌ اين‌ مطالب‌ مواجه‌ شدند، با لگد به‌ صورتم‌کوبيدند که‌باعث‌ شکسته‌ شدن‌ دندان‌های‌ فک‌راستم‌ شد و من‌باقيمانده‌ ريشه‌های‌ دندان‌هايم‌ را در زندان کشيدم."&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;4- ارتباط با گروه‌های خودسر و سردستگی باندهای ضربت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اصطلاح نیروهای خودسر هر جا که سرکوبی صورت گرفته باشد و عده‌ای به دنبال سرپوش گذاشتن بر کل جریان باشند به کار می‌رود. اما این نیروها آن‌طور که معلوم است چندان هم خودسر نیستند و اتفاقا با برنامه‌ریزی دقیق و سازماندهی نیروهای عالی‌رتبه سپاه و نیروی انتظامی عمل می‌کنند. محمدرضا نقدی یکی از این سازماندهان است که با همکاری افرادی چون حسین الله کرم و ذوالقدر که در جریان حوادث کوی دانشگاه نیز نقش فعالی داشتند به شکل‌دهی ستادی نظامی اقدام کردند که یکی از اقداماتشان هجوم به کوی دانشگاه و دیگری ریختن &lt;a href="http://www.goftaniha.org/2007/09/blog-post.html" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3493"&gt;نقشه ترور عبدالله نوری&lt;/a&gt; و نیز ضرب و شتم عطاءالله مهاجرانی بود. محمدرضا نقدی در کنار سرتیپ فرج مرادیان و پاسدار دیگری به نام حکیم در صحنه ترور عبدالله نوری حضور داشتند که به دلیل هوشیاری محافظان نوری و دستپاچگی ضارب آن ترور ناموفق ماند. شاهدان عینی در جریان ترور عبدالله نوری، حضور نقدی در صحنه ترور را تایید کرده‌اند.از دیگر اقدامات محمدرضا نقدی، سردستگی باند ضربتی به نام&lt;a href="http://www.iraninstitute.com/1381/811128/html/casual.htm" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3494"&gt; باند کبیر&lt;/a&gt; بود که در سال ۱۳۷۹ و با هدف مبارزه با مفاسد اجتماعی این باند را تشکیل داد و وظیفه اصلی این باند نیز مبارزه با آنچه آنان بی‌بند و باری‌های اخلاقی می‌نامیدند بود. این باند بارها خودسرانه و به دستور شخص نقدی به منازل شخصی ساکنان تهرانی حمله ور شدند و مراسم مهمانی یا به قول خودشان پارتی‌های شبانه آنان را به زدند. این گروه مدت‌ زیادی در خیابان‌ها و در پوشش لباس شخصی به دختران و زنان در مورد حجابشان تذکر می‌داد و در صورت مشاهده تجمع و یا حتی اختلاط دختران و پسران جوان آن را بازداشت و راهی کمیته می‌کرد. گفتنی است که این باند با گروه انصار حزب الله نیز رابطه تنگاتنگی داشت و به اصطلاح به یکدیگر نان قرض می‌دادند!&lt;br /&gt;لازم به توضیح است که اعضای &lt;strong&gt;باند کبیر&lt;/strong&gt; به سرکردگی نقدی به دلیل تخلفات پی‌درپی شناسایی و تعدادی از آنان تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند و &lt;a href="http://www.iraninstitute.com/1381/811128/html/casual.htm" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3495"&gt;به گزارش روزنامه ایران،&lt;/a&gt; اولين جلسه محاكمه متهمان آدم ربايي باند كبير ، متهم به آدم ربايي و اخاذي، در شعبه اول دادگاه عمومي تهران برگزار شد. خبرنگار وقت ایسنا درباره این دادگاه نوشت: در اين جلسه كه با حضور متهم اصلي وساير متهمان پرونده و نيز تعدادي از شاكيان و به رياست قاضي سيدهادي حسيني، برگزار مي شد، عنوان شد كه متهم رديف اول و تعداد ديگري از متهمان داراي سمت ها و مناصب دولتي و حساس امنيتي بوده و برخي از آنها نيز از سمت هاي خود منفصل و بعضي نيز به نوعي وابسته به نهادها و ارگانهاي دولتي هستند. در اين جلسه از دادگاه سه نفر از شكات، به تشريح چگونگي آدم ربايي و اخاذي هاي به عمل آمده از سوي متهمان پرداختند. يكي از شاكيان اين پرونده در حاشيه دادگاه «تهديد با اسلحه گرم و سرد، سوءاستفاده از اسناد دولتي بدون داشتن مجوز رسمي، استفاده از اسناد جعلي، شكنجه روحي و جسمي و اخاذي» را از جمله اقدامات متهمان اين پرونده خواند. از آنجایی که نقدی ارتباط بسیار وثیقی با بیت رهبری داشت از این دادگاه جان سالم به در برد و مجددا به جای اینکه به دادگاه برود و محاکمه شود در دولت نهم به ریاست احمدی نژاد در سال 84 به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس ستادمبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب شد. اما یک هفته پس از آنکه نقدی اسپانسر مالی ستادهای احمدی نژاد را به عنوان قاچاقچی &lt;a href="http://www.aftabnews.ir/vdcgxy9akq9x3.html" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3496"&gt;معرفی کرد،&lt;/a&gt; فضاحت مالی دولت احمدی‌نژاد بر ملا شد و به دستور وی، نقدی از ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز برکنار شد. &lt;a href="http://www.aftab.ir/articles/politics/iran/c1c1184146609_gholam_hossein_elham_p1.php" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3497"&gt;رسانه‌ها &lt;/a&gt;نیز در مورد استعفای مشکوک او در آن روزها بسیار نوشتند. در جریان کودتای ۲۲ خرداد نیز نام محمدرضا نقدی در حلقه سران نظامی سرکوب که پیش از این در گزارشی به نقش آنان اشاره کردیم دیده می‌شود. محمدرضا نقدی در درگیری‌های پیش از کودتای ۲۲ خرداد در شاخه اطلاعات بسیج به بازجویی فعالان سیاسی رده یک مشغول بود و به عنوان یکی از زیردستان حسین طائب و در کنار محقق که مسوولیت لباس‌شخصی‌ها و سرکوبهای خیابانی توسط آن‌ها را بر عهده داشت به ایفای نقش پرداخت. این رابطه تنگاتنگ وی با طائب و محقق در بسیج و عملکرد او در سرکوب‌های بعد از کودتای ۲۲ خرداد گویا چندان هم بی‌اثر نبود و منجر به ارتقای وی از سمت مسوول اطلاعات بسیج به فرماندهی کل بسیج گردید. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;بازگشت مجدد نقدی به بسیج و موج تازه خشونت و سرکوب &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;بعد از این همه سرکوب و خشونت و اتهام اثبات شده شکنجه‌گری و محکومیت به سه ماه حبس تعزیری، رهبری روز یکشنبه با صدور حکمی سرتیپ پاسدار محدرضا نقدی را به عنوان فرمانده بسیج &lt;a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1413831&amp;amp;Lang=P" target="_blank" closure_hashcode_64j46q="3498"&gt;منصوب کرد&lt;/a&gt;. رهبر در حکم خود از محمدرضا نقدی به عنوان "سردار سرتیپ بسیجی" نام برد و از وی خواست با توجه به "تعهد و شایستگی و تجارب ارزنده" خود ""انتظارات گفته شده" را برآورده کند. در متن حکم سردار نقدی آمده است: "بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه و نظر به تعهد و شایستگی و تجارب ارزنده جنابعالی شما را به سمت رئیس سازمان بسیج مستضعفین منصوب می کنم. همت و تلاش را بر ایجاد زمینه های لازم برای حضور قویتر و سازمان یافته تر مردم بویژه جوانان عزیز در صحنه های مورد نیاز انقلاب اسلامی قرار دهید و انتظارات گفته شده را برحرکت علمی و نو از جمله در بسیج اقشار، برآورده سازید." از طرف دیگر حسین طائب نیز که پیش از این در گزارشی از پیشینه و نقش او در سرکوب‌های اخیر پرده برداشته شده بود طی حکمی دیگر از سوی رهبری به فرماندهی اطلاعات سپاه منصوب گردید. &lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;این دو انتصاب بیش از هر چیز یک سوال را به ذهن متبادر می‌کند و آن چرایی و چگونگی ارتباطات نزدیک چهره‌های سرکوبگر با دفتر رهبری است. سوالی که باید بیش از این‌ها در آن تامل کرد این است که آیا رهبر از چند و چون فعالیت‌های افرادی چون طائب و نقدی واقعا بی‌خبر است و اگر نیست آنگاه سوال دیگری که به ذهن خطور می‌کند این است که در چنین حالتی آیا نیروهای سرکوبگری که به کشتار، تجاوز و شکنجه بازداشت‌شدگان در قبل و بعد از کودتای ۲۲ خرداد دست می‌زنند آیا واقعا خودسرند؟&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;منبع: mowjcamp.org&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-5285043191654115251?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/5285043191654115251/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=5285043191654115251&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/5285043191654115251'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/5285043191654115251'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='یک جنایتکار عراقی، فرمانده بسیج شد: افشای پیشینه محمدرضا نقدی'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Ssx4xcHqjsI/AAAAAAAAAPs/WcHfJqF23eY/s72-c/Naghdi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-8045819739010780306</id><published>2009-10-06T23:02:00.000+03:30</published><updated>2009-10-07T15:06:17.652+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ویژه راه سبز انزلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پوستر سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار انزلی'/><title type='text'>قرار ما برای سبز کردن راهپیمایی سیزده آبان</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Ssx8k6Lb3_I/AAAAAAAAAP0/-YucoEXw1Zo/s1600-h/13+%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5389819827589996530" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 269px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Ssx8k6Lb3_I/AAAAAAAAAP0/-YucoEXw1Zo/s400/13+%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; جزییات برنامه را متعاقباً به اطلاع شما می رسانیم&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;تن حاکمیت از هم اکنون برای 13 آبان سبز ایران می لرزد&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-8045819739010780306?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/8045819739010780306/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=8045819739010780306&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8045819739010780306'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8045819739010780306'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/10/blog-post_06.html' title='قرار ما برای سبز کردن راهپیمایی سیزده آبان'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Ssx8k6Lb3_I/AAAAAAAAAP0/-YucoEXw1Zo/s72-c/13+%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-3906341390873385779</id><published>2009-09-28T18:48:00.001+03:30</published><updated>2009-09-28T21:54:34.602+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>نامه جدید کروبی:آنچه در خبرگان باید میشد، نشد</title><content type='html'>&lt;p align="justify"&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;جناب آيت الله هاشمی رفسنجانی، رياست محترم مجلس خبرگان رهبری&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;با سلام&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;اين دومين نامه ای است که پس از شبه انتخابات رياست جمهوری اخير به شما می نويسم. نامه اول را پس ازآن به شما نوشتم که اخباری بسيار ناگوار و تکان دهنده از درون بازداشتگاهها به گوش من رسيد و بر خود ديدم که از شما بخواهم بنا بر جايگاه حقوقی خود به اين اتفاقات رسيدگی کنيد و نگذاريد در جمهوری اسلامی تعرض به جان و مال و ناموس مردم تبديل به امری معمول و عادی شود. متاسفانه اما آن نامه اثری در مسئولان نکرد و ديديد که بی توجهی و بی حرمتی به حقوق مردم، چه آتشی به خرمن اعتماد زد و چه آبرويی از نظام ما زايل کرد. البته صلاح مملکت خويش مسئولين دانند. &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;با اين حال اگر آن نامه سرانجامی پيدا نکرد با خود گفتم که شايد رسيدگی به آن نامه از دايره اختيارات شما خارج بوده است. اکنون اما اين نامه دوم را از آن روی به شما می نويسم که ديدم اجلاسيه مجلس خبرگان رهبری برگزار شد و آنچه در اين مجلس بايد مطرح می شد، مطرح نشد و آنچه بايد توسط اعضای آن مجلس مورد کنکاش قرار می گرفت، مورد کنکاش قرار نگرفت؛ و در يک کلام مجلس خبرگان که ممتاز ترين نهاد نظارتی در نظام جمهوری اسلامی بايد باشد به نهادی بی اثر تبديل شد؛ و ماحصل اين اجلاس صرفا چند سخنرانی و صدور بيانيه ای بود که بدون برگزاری اجلاس و جمع شدن اعضای محترم آن مجلس و زحمت بردن بسيار، هم می شد آن را انجام داد.اينچنين بود که تصميم گرفتم اين نامه را به شما بنويسم و رشادت ها و دليری های حضرت امام خمينی و نيروهای انقلابی در عصر ستمشاهی را يادآوری کنم و تاکيدی که امام و شاگردان او همچون من و شما بر مقابله با ظلم و جور داشتيم را به خاطر شما بياورم، و توضيح دهم که فلسفه وجودی مجلس خبرگان رهبری و مسئوليت اعضای آن چه بود، تا بعد شما خود داوری کنيد که در شرايط خطير کنونی چه مسئوليتی بر عهده شما بوده و هست و شما تا چه حد جايگاه صندلی ای که بر آن تکيه زده ايد را حفظ کرده و به چه ميزان در جايگاه رياست مجلس خبرگان، حافظ انقلابی بوده ايد که اصلی ترين هدف آن مقابله با بی عدالتی وتضييع حقوق مردم بوده است.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;جناب آقای هاشمی،  امام خمينی در شرايطی سخت و خطير و در تاريکی استبداد پهلوی، برای دفاع از اسلام و آزادی مردم از استبداد و استعمار، پنجه در پنجه نظامی انداخت که مستظهر به حمايت خارجی و تا بن دندان مسلح بود و خون جوانان را به ارزانی در خيابانها می ريخت. شما که يکی از شاگردان امام و در رکاب ايشان بوديد می دانيد که اگر نبود اعتقادی الهی و عزمی راسخ، مقابله با قدرت مطلقه شاه و استبداد شاهنشاهی و آن فداکاری ها و جانفشانی ها ميسر نمی شد. حتما به خاطر داريد که در آن شرايط هولناک و در راه مبارزه با جور و استبداد، ابتدا تعداد همراهان همدل در صنف روحانيت بسيار کم بود. هنگامه خطر کردن بود و زمانه زندان و شکنجه و بگير و ببند و تبعيد و دربدری و آوارگی. نه احتمالی قوی به پيروزی بود و نه برنامه ای برای تقسيم غنايم.ايمان و باور قلبی به اسلام و عدالت و مردم در دلهای ما حاکم بود و شوق قدم زدن در بيابان به قصد کعبه. آن رشادت ها و فداکاری ها به رهبری حضرت امام به انقلابی اسلامی و ضد استبدادی منجر شد که ما امروز وارثان آن هستيم و عدالت خواهی آن به مرزهای کشور نيز محدود نميشد و هدفی جهانی داشت از جمله در سرزمين فلسطين و قدس شريف.اجناب آقای هاشمیمن در مقام يکی از شاگردان مکتب امام خود را مديون ايشان و رهبری شجاعانه شان می دانم و با خود عهد کرده ام که تا پايان عمر در رکاب آن انديشه و حافظ آن ميراث گرانقدر اسلامی و ضد استبدادی باشم. چه باک که در اين مسير در نظام جمهوری اسلامی دفتر شخصی و دفتر حزبی مهدی کروبی را پلمپ کنند و روزنامه اش را توقيف و يارانش را نيز در بند سازند.ا چه باک که جريده هايی دهان دريده به اسم ايران و وطن، از زمين و کيهان بر من بتازند و بيت المال را خرج فحاشی خود کنند و از اين راه مواجب بگيرند و رسانه ملی را نيز تبديل به يک توپخانه حزبی و سياسی عليه اينجانب سازند و نماز مقدس جمعه را هم به مقاصد سياسی خود بيالايند و به مرکزی برای حمله به ياران امام راحل مبدل کنند.ا من اما تحمل تمام اين مصائب را برای خود شيرين ساخته ام با يادآوری آنکه چگونه طوفان های سهمگين و فراز ونشيب های دوران سخت پيش از انقلاب و پس از آن سپری شد و چگونه عزم و اراده بی نظير امام و پايداری همراهان پولادين قدم، قساوت و شقاوت ساواک و دژخيمان پهلوی را به لذت پيروزی خون بر شمشير و غلبه حق بر باطل مبدل ساخت. کام من چنان از آن پيروزی ها شيرين است که تلخی برخی مصائب گذرا اثری بر من نداشته و نخواهد داشت.ا&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;نيک می دانم که شما نيز در اين مسير در رکاب حضرت امام تمام آن مصائب و سختی ها را تجربه کرده ايد و برخلاف عده ای ديگر، می دانيد که نظام جمهوری اسلامی متکی بر سرمايه ای بسيار گرانبها و رشادت هايی بس فراوان است. شما سی سال در خدمت اين نظام بوده ايد و ميدانيد که اين نظام چه مصائب و مراحل پرخطری را در مبارزه با گروههای التقاطی و الحادی پشت سرگذاشته است و چه هزينه هايی برای اعتلای نظام اسلامی و برقراری حاکميت جمهور پرداخت شده است.ا وا اسفا اما که امروز دستاورد ما از آن همه رشادت و مقابله با استبداد و عدالتخواهی چيست و به کجا رسيده ايم؟ می بينم که اجلاس خبرگان برگزار می شود و شما نه سخنی در انتقاد از شرايط حاکم بر کشور بر زبان می آوريد و نه انتقادی را بنا به وظيفه خود منتقل می کنيد و از همه عجيب تر در اختتاميه مجلسی بدين اهميت در زمانه ای بدين حد خطير غايب می شويد. از خود می پرسم آيا اين همان اکبر هاشمی است با همان روحيه ای که قبل و بعد از انقلاب در او سراغ داشتيم؟ به ياد می آورم که شما .......چگونه با رشادت در حضور امام نيز هر گاه که مطلبی را لازم می ديديد هرچند که برخلاف نظر امام بود بر زبان می آورديد. به ياد دارم جلسه ای را که در حضور حضرت امام بوديم و ايشان وصيتنامه خود را به ما ابلاغ کردند و نظر خواستند و همه سخن در تاييد گفتند اما شما نکته ای را که داشتيد در خود فرونبرديد و بر زبان آورديد و امام نيز با بزرگواری سخن شما را پذيرفتند و بدان عمل کردند.ا&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;جناب آقای هاشمی&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;شما با رای مردم و نمايندگان آنها در مجلس خبرگان در راس نهادی قرار گرفته ايد که حساس ترين و پراهميت ترين نهاد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران است. نهادی که مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسی عهده دار معماری و نظارت بر راس هرم قدرت در ساختار حکومتی ايران است و مسئول انتخاب و تعيين رهبری و نظارت برعملکرد آن و سازمانهای تابعه اش.ااين حقوق و اختيارات را نيز هيچ فردی به آن مجلس نداده است که بخواهد از آن مجلس پس بگيرد و وديعه ای نيست که هر وقت پسنديدند از آن مجلس بستانند. حق آن مجلس در انتخاب و نظارت و مراقبت بر رهبری برآمده از قانون اساسی است و مستظهر به رای ملت ايران. اين مجلس از چنان جايگاهی برخوردار است که هيچ نهادی حق قانونگذاری در خصوص آن را نيز ندارد و اعضای اين مجلس خود حق تعيين شرايط کاری و نظارتی برای خود را دارند.ااجلاس خبرگانی با چنين جايگاهی منحصر به فرد، در شرايط خطير کنونی برگزار شد و پرسش من از شما به عنوان رئيس اين مجلس است که آيا اين مجلس بر اساس وظيفه خود در اين اجلاس عمل کرده است؟ آيا آن نطق های پيش از دستور و آن گزارش و بيانيه ای که صادر شد به واقع پاسخگوی پرسش ها و ابهامات جامعه امروز ايران بود؟ &lt;strong&gt;اگر جناب آيت الله دستغيب با آن سوابق درخشان و پايگاه عميق مردمی که دارند نيز در آن مجلس سخنی را از سر دلسوزی گفتند چنان با ايشان برخورد شد و از ضرورت طرد و حذف و تنبيه ايشان سخن به ميان آمد که گويی در آن مجلس جز به تمجيد و تجليل نبايد سخن گفت و هيچ خبره ای حق انتقاد از شرايط کشور را ندارد و دهان آن خبره ای که از هفت خوان شورای نگهبان گذشته و توانسته به مجلس خبرگان راه يابد را بايد با خاک پر کرد تا مبادا جز به مداحی و تجليل از شرايط موجود سخنی بگويد! به راستی که ما به کجا می رويم؟&lt;/strong&gt; و اگر قرار بر اين بود و هدف مقدس همه ما در مبارزه با استبداد و استعمار رسيدن به چنين نقطه ای بود چه احتياجی بود به مجلس خبرگان؟ اگر قرار بر اين است که در مجلس خبرگان هيچ خبره ای جز به تاييد سخن نگويد آيا بهتر آن نيست که اجلاس سالانه ای هم برگزار نکند؟به راستی ديگر چه احتياجی است به هزينه کردن از بيت المال و داشتن ساختمان و دفتر و کارمند واين همه هزينه کردن. آيا بهتر نيست چنين مجلسی را بگذاريد فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟اجلاسيه مجلس خبرگان برگزار شد و توقع آن بود که نمايندگان مردم در اين مجلس نگاهی موشکافانه به آنچه روز انتخابات ۲۲ خرداد رخ داد و حوادث و بحران های قبل و پس از آن داشته باشند. گمان اما نمی کردم که در اين اجلاس، خبرگان ملت، بحران مبتلا به کشور را "فتنه" بخوانند و چنين به اميد پاک کردن صورت مساله ، سر خويش را به زير برف کنند. به راستی جنابعالی که قبل از انتخابات "آتشفشان" خشم مردم را روشن ديده و آن را اعلام عمومی کرده بوديد چگونه تاييد فرموديد که تصاعد اين آتشفشان را امواج فتنه بخوانند و چنين بی دغدغه از کنار شرايط خطير مترتب بر کشور بگذرند؟در عجبم که با قانون اساسی، اين ميراث گرانبهای امام و خونبهای شهيدان و ثمره تلاش و پايمردی رهروان انقلاب، و با يکی از اصلی ترين پايه های آن که همانا مجلس خبرگان رهبری است چه رفتاری می شود! و عظمت اين مجلس و جايگاهی که می تواند در حفظ و سلامت نظام جمهوری اسلامی و احقاق حقوق مردم داشته باشد، چه سرنوشتی پيدا کرده است!رياست محترم مجلس خبرگان رهبریامام اگر اين مجلس را مايه تقويت رهبری می دانستند منظورشان نه فقط قدردانی و تاييد محسنات که نقد ايرادها از طريق اعمال و انجام وظيفه نظارتی نيز بود. متاسفانه اما جايگاه اين مجلس در سالهای گذشته بدانجا رسيد که نمايندگان ادوار آن همچون آيات عظام رحمت الله عليهم احسان بخش و جمی و عبايی خراسانی و خلخالی و آيت الله عباسی فر را قلع و قمع کردند و تيغ نظارت استصوابی بر گردن آنها نهادند و کسی هم دم بر نياورد که اين چه بلايی است که بر سر خبرگان ملت اين نظام می آورند و مگر آنها چه گناهی کرده بودند که مستحق حذف قرار گرفتند.ا نتيجه آن سکوت ها است که امروز عده ای به خود جرات می دهند به محض شنيدن صدايی ناخوشايند از يک نماينده، فرياد اخراج و حذف او را سر دهند. غافل از آنکه چنين اختناق و سختگيری هايی آن هم در حق يک نماينده مجلس خبرگان با هيچ عقل سليمی قابل توجيه نيست. چگونه می توان برای مردم توجيه کرد خفه کردن و بستن دهان يک نماينده مجلس خبرگان را که وظيفه ای سنگين برعهده او گذاشته شده است صرفا بدان دليل که حرفی ناخوشايند عده ای زده است؟ اين دم خروس چيزی نيست که بتوان به راحتی از عهده پنهان کردنش برآمد؟ و بايد که مقام رهبری خود وارد عمل شوند و در برابر اين بی حرمتی ها در حق يک نماينده مجلس خبرگان بايستند و ممانعت به عمل آورند. و به راستی آيا مجلسی با اين ترکيب که تحقير عضو آن نيز چنين رايج و ممکن است چگونه می تواند در هنگامه ای سخت و در روز مبادا، تصميمی شايسته و بايسته برای کشور و ملت بگيرد؟جناب آقای هاشمیپاسخ شما چيست به مردمی که از وظايف مجلس تحت رياست شما در شرايطی چنين خطير پرسش می کنند؟ آيا اگر مجلس خبرگان در اجلاس خود نگاهی گذرا به آنچه که در چهار سال گذشته بر اين مملکت رفته است می انداخت نمی توانست بسيار بهتر زمينه های پيدايش بحرانی که بر مملکت حاکم است - و شما البته فتنه اش خوانده ايد- را دريابد؟ شما در سخنرانی های قبل و بعد از انتخابات خود بارها به بحران های اقتصادی و به هم خوردن سند چشم انداز در کشور و انحراف از آن اشاره کرده ايد ولی آيا پرداختن به اين بحران ها نبايد جايی در مجلس خبرگان پيدا می کرد؟ آيا در وظيفه شما در مجلس خبرگان نيست که رسيدگی کنيد به آنچه که به نام خصوصی سازی و انجام اصل ۴۴ قانون اساسی انجام می شود و نهادهای تحت نظارت رهبری همچون سپاه و ستاد اجرای فرمان امام (که بنا به فرمانی که امام به بنده و آيت الله حسن صانعی دادند قرار بود حداکثر طی دو سال کليه اموال توقيفی اش يا رفع توقيف و يا با بررسی دقيق در صورت نامشروع بودن مصادره شود و اين ستاد به کار خود پايان دهد؛ ستادی که نوه گرامی حضرت امام نيز بارها گله کرده و درخواست داشته اند که در صورت تعطيل نکردن آن حداقل لفظ "امام" را از عنوان آن بردارند) سهام يک وزارتخانه دولتی را در نيمی از يک ساعت به نام خود می کنند و به نام خصوصی سازی حماسه ای ديگر در ادامه و تکميل حماسه انتخابات رياست جمهوری اخير می آفرينند؟ به راستی تا چه حد در اين اجلاس به سياست خارجی بدون طرح و برنامه ای که موجب وهن نظام ما در مجامع بين المللی شده است پرداخته شد؟ آيا مشکلات اجتماعی حاکم شده بر کشور و امنيتی کردن فضای سياسی جامعه و دانشگاه ها و مراکز مختلف کشور از هيچ اهميتی برای بررسی برخوردار نبود که اعضای آن مجلس توجهی بدان نکردند؟ به راستی تا چه حد در اين اجلاس به عملکرد برخی سازمانهای تحت نظارت رهبری که نظارت عاليه بر آنها بر عهده شما در مجلس خبرگان است رسيدگی شد؟ آيا مروری نکرديد برآنچه در رسانه به اصطلاح ملی ما می گذرد و افتی که مخاطبان اين رسانه پيدا کرده اند؟ آيا صحبتی در اين خصوص شد که چرا سه کانديدای به ظاهر ناکام شبه انتخابات اخير را در قوطی می کنند و ياران آنها را در سلول انفرادی می اندازند و آنها صرفا در گذر از سلول های انفرادی است که می توانند راهی به آن رسانه ملی آن هم برای پخش اعترافات پيدا کنند و با اين حال درهای اين رسانه اما به روی حاميان کانديدای پيروزخوانده و دادستان محترم کشور باز است که بيايند و سخنان خود را يکسويه عليه کانديداهای ديگر مطرح کنند و بروند؟ آيا شما بر اين نکات واقف نبوديد؟ واقف بوديد و اگر در اين اجلاس به آنها اشارتی نشد آيا اين بدان مفهوم نيست که روحيه عدالت خواهی و رشادت انقلابی از ميان ما رخت بربسته و زايل شده است؟ و امروز به راستی چه پاسخی داريد در برابر آنهايی که مدعی اند اين مجلس وظيفه نظارتی خود را فراموش کرده و به نهادی بی اثر و تبليغاتی مبدل شده است؟ آيا جای آن نبود که اعضای اين مجلس سه کانديدای معترض به نتيجه انتخابات را که همگی از سرمايه ها و خدمتگزاران اين نظام بوده اند فرا می خواند و سخن آنها را می شنيد و پس از آن مبادرت به صدور بيانيه خود می ورزيدند؟جناب آقای هاشمیبر خود می بينم که بخشی از تعبير حضرت امام در خصوص جايگاه مجلس خبرگان را برای شما و ديگران يادآور شوم که فرمودند:«اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزيدگان ملت ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئوليتی را قبول فرموديد که در راس همه مسئوليت هاست، و آغاز به کاری کرديد که سرنوشت اسلام و ملت رنج ديده و شهيد داده و داغ ديده در گرو آن است.ا تاريخ و نسل های آينده درباره شما و ملت قضاوت خواهند کرد و اولياء بزرگ خدا ناظر آرا و اعمال شما می باشند: والله من ورائهم مُحيط و رقيب. کوچکترين سهل انگاری و مسامحه و کوچکترين اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعيت از هوای نفسانی که ممکن است اين عمل شريف را به انحراف کشاند بزرگترين فاجعه تاريخ را بوجود خواهد آورد».و به راستی چه نسبتی است ميان عملکرد کنونی اين مجلس با انچه امام در خصوص جايگاه آن مجلس بر زبان آورده اند و اختياری که قانون اساسی و تدوين کنندگان آن بنا به رای مردم به اين مجلس و نمايند گان آن اعطا کرده است؟ چه جای انکار است که مجلسی چنان مهم در زمانه ای چنين خطير به نهادی بی اثر مبدل شده است.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;و من مهدی کروبی امروز اين نامه را به شما نوشتم و از باب تذکر و يادآوری اين نکات را بازگو کردم تا به وجدان خويش در برابر امام راحل، انقلاب و مردم شريف ايران عمل کرده و نشان داده باشم که آنچه بر آن مجلس می رود نه به نفع نظام است و نه به نفع مردم و نه تضمين کننده جمهوريت و اسلاميتی که بيش از ۹۸ درصد مردم در فروردين ۱۳۵۸ به آن رای دادند.ا&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;مهدی کروبی&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;ششم مهر ۱۳۸۸&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-3906341390873385779?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/3906341390873385779/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=3906341390873385779&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/3906341390873385779'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/3906341390873385779'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_5523.html' title='نامه جدید کروبی:آنچه در خبرگان باید میشد، نشد'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-7824435211889749832</id><published>2009-09-28T16:11:00.002+03:30</published><updated>2009-09-28T21:23:19.369+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>بیانیه شماره سیزده میرحسین موسوی: زندگی ادامه دارد</title><content type='html'>&lt;strong&gt;بیانیه شماره سیزده&lt;/strong&gt; &lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.&lt;br /&gt;این برکت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SsD3wYkzVoI/AAAAAAAAAPk/5OWa3_J1WHA/s1600-h/%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5386577564937705090" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 140px; CURSOR: hand; HEIGHT: 200px" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SsD3wYkzVoI/AAAAAAAAAPk/5OWa3_J1WHA/s200/%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا کسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون کند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.&lt;br /&gt;سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است که مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترک‌شان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.&lt;br /&gt;آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا &lt;strong&gt;اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است.&lt;/strong&gt; اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتیجه و پرخطا بودن سیاست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزینه‌های سنگین عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسیار دیر بود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;خشونت چاره ساز نیست.&lt;/strong&gt; ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید.&lt;br /&gt;خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.&lt;br /&gt;خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج می‌بریم و بدان اعتراض می‌کنیم نیز هست. در پیش‌رو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست.&lt;br /&gt;همان‌گونه که در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.&lt;br /&gt;آن چیزی که می‌تواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کرده‌ایم. هیچ کلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم.&lt;/strong&gt; ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.&lt;br /&gt;فضای سیاسی امروز کشور آن چیزی نیست که سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینک از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است که جا دارد درباره کوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بکنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟&lt;br /&gt;ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی – اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یک قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین که مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌کردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.&lt;br /&gt;این درسی است که ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه کردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی کردن رسیده است؛ وقت آن که پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم که برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.&lt;br /&gt;شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمی‌کردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.&lt;br /&gt;در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزه‌ای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.&lt;br /&gt;راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.&lt;br /&gt;وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است که قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.&lt;br /&gt;روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظیفه‌ای که بر عهده ما قرار دارد آن است که با تکثیر اندیشه‌هایی که در حوالی آن شکل می‌گیرد و با تذکر دائمی اهمیت این پدیده مبارک از آن پرستاری کنیم.&lt;br /&gt;به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.&lt;br /&gt;علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنج‌ها بی‌نیاز می‌کند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوریم دوام می‌خواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌کردیم که این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.&lt;br /&gt;اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم این ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشی‌های سیاسی افتاده‌اند&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنج‌هایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل می‌شود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل می‌کند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ کما این‌که اقتصاددانان ما بیمناک از آن که سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود کاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه کشور برای ساقط کردن یک دولت کافی بود. اما اینک فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی کمترین واکنشی بر نمی‌انگیزد.&lt;br /&gt;اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌کردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چند ماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند&lt;/strong&gt;. هر جمعی و جماعتی که سرنوشت خود را به بود و نبودکسان پیوند زدند سرانجام – حداقل با فقدان او – سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار کردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند که در آنان طمع کنند.&lt;br /&gt;مردمی که می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی کریمانه را تجربه کنند جا دارد که از نخستین قدم‌هایی که به ناکامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری کنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر که روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حرکت شما به کیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این کلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شکسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی کنید.&lt;br /&gt;برادر شما – میر حسین موسوی&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-7824435211889749832?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/7824435211889749832/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=7824435211889749832&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7824435211889749832'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7824435211889749832'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_28.html' title='بیانیه شماره سیزده میرحسین موسوی: زندگی ادامه دارد'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SsD3wYkzVoI/AAAAAAAAAPk/5OWa3_J1WHA/s72-c/%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-3279634911415680199</id><published>2009-09-27T05:59:00.001+03:30</published><updated>2009-09-27T10:08:11.880+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='طنز سبز'/><title type='text'>طنز سبز: مری کینگ علیه الفنون</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;به دنبال حقیرشدن &lt;strong&gt;ا&lt;/strong&gt;حمدی &lt;strong&gt;ن&lt;/strong&gt;ژاد &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=MGyohqPezLs"&gt;در مصاحبه با لری کینگ&lt;/a&gt; در نیویورک که آبروریزی رسانه ای جدیدی برایش به وجود آورد، ابراهیم نبوی طنز زیبایی بر اساس این مصاحبه نوشته است:&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;مری کینگ علیه الفنون (احمدی نژاد)&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;در راستای اینکه دکتر الفنون بعد از سه روز سفر به نیویورک به همه اهدافش از جمله سخنرانی برای انواع صندلی خالی، دیدار با نخبگان دانشگاهی ایرانی که اکثرا آمریکایی بودند، مصاحبه با روزنامه نگاران که لغو شد و تماشای دهها هزار تظاهر کننده ایرانی در خیابان های نیویورک از پشت پنجره نائل شده بود و با لری کینگ و یکی دو شبکه تلویزیونی دیگر نیز مصاحبه کرده بود، و مشت محکمی در این مصاحبه ها خورده بود، دیروز به تهران بازگشت و با استقبال وسیع یکی از اعضای دفترش مواجه شد و برای ادامه خرابکاری به محل کارش رفت. اما این همه ماجرا نبود، وی قبل از بازگشت به ایران با مری کینگ خبرنگار ما نیز مصاحبه کرد و به سووالات وی پاسخ داد. به این مصاحبه توجه کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: آقای رئیس جمهور! شما در سخنرانی تان در سازمان ملل گفتید که اکثریت مطلق آرا را به دست آوردید، اما معترضین شما این را قبول ندارند، آیا واقعا معتقدید اکثریت آرا را به دست آوردید؟&lt;br /&gt;الفنون: من از شما سووال می کنم، به نظر شما من اکثریت آرا را به دست نیاوردم؟ به من جواب بدهید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: اینجا من مصاحبه کننده هستم، و شما باید جواب بدهید.&lt;br /&gt;الفنون: اتفاقا یکی از اشکالات ما به جامعه سرمایه داری مستکبر و زورگوی غرب همین است، چرا من باید به سووال شما جواب بدهم، ولی شما به یک سووال ساده من جواب نمی دهید؟ این دموکراسی آمریکایی است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ببینید! شما رئیس جمهور هستید و من خبرنگار هستم، این شما هستید که باید به سووالات ما جواب بدهید، اصلا از قبل در این مورد توافق کردیم، من تکرار می کنم، آیا شما واقعا اکثریت آرا را به دست آوردید؟&lt;br /&gt;الفنون: بله، این نکته واضح است و همه مردم ایران این را می دانند، من حتی سه برگه رای هم برای نمونه آوردم که روی آن به انگلیسی نام من نوشته شده تا شما بتوانید واقعیت را بفهمید( سه برگه رای را به او می دهد) من این سه برگه را به شما و مردم آمریکا هدیه می دهم تا واقعیت انتخابات ایران را خودتان بفهمید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: یکی از سووالاتی که مطرح است این است که شما چگونه 40 میلیون برگه رای را در کمتر از 24 ساعت شمردید؟&lt;br /&gt;الفنون: این کار ساده ای است، من خودم اعداد دو رقمی را در سه رقمی در عرض یک دقیقه حساب می کنم و اکثر ایرانی ها مثل من هستند، ما چهل هزار صندوق داشتیم که در هر کدام هزار رای بود، شمردن هزار رای نیم ساعت بیشتر طول نمی کشد. پس طبیعی است که یک روز بعد نتیجه آرا مشخص باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی این کار در دوره های قبل سه تا چهار روز طول می کشید؟ با وجود اینکه تعداد آرا از این بار کمتر بود؟&lt;br /&gt;الفنون: من از شما می پرسم، چرا شمارش آرا در دوره های گذشته سه تا چهار روز طول می کشید؟ در حالی که قاعدتا باید یک روز طول بکشد، با توجه به اینکه دولت های قبلی ایران طرفدار آمریکا بودند، شما باید بتوانید به این سووال پاسخ بدهید. چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: اینجا من سووال می کنم، شما بگوئید چرا؟&lt;br /&gt;الفنون: خوب، این بخاطر این است که شما در جریان مسائل ایران نیستید، در دوره های گذشته، صندوق ها را می شمردند و بعد آنها را به خانه یکی از مسوولان حکومت یعنی آقای هاشمی رفسنجانی می بردند و او هر کدام از آرا را که دوست نداشت پاره می کرد، به همین دلیل اعلام نتایج سه چهار روز طول می کشید. در حالی که ما دستور دادیم که آرا را پاره نکنند. به همین دلیل در همان روز اول شمارش آرا تمام شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: یعنی انتخابات قبلی که شما طی آن انتخاب شدید با تقلب صورت گرفت.&lt;br /&gt;الفنون: اسمش را نمی توان تقلب گذاشت، ما اسنادی داریم که میلیونها رای مرا خانواده هاشمی پاره کردند، ولی بعد از سه چهار روز مجبور شدند واقعیت را قبول کنند. در ایران همینطور است، معمولا بعد از سه چهار روز پاره کردن واقعیت را قبول می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: تصاویری وجود دارد که نشان می دهد هزاران رای تا نخورده برای نشان دادن صحت انتخابات جلوی دوربین تلویزیون دولتی ایران شمارش شده است، چطور ممکن است رایی که مردم به صندوق می اندازند، تانخورده باشد.&lt;br /&gt;الفنون: جوابش خیلی ساده است، مردم ما به رای خودشان احترام می گذارند و هیچ وقت آن را تا نمی کنند، ممکن است بعضی از دشمنان ملت و شکست خوردگان سیاسی و ثروتمندان رای شان را تا کنند، ولی مردم عادی و شریف ما رای شان را تا نمی کنند، ممکن است سووال کنید چطور رای را فرو می کنند توی صندوق، این یک سووال خصوصی است، ما هیچ وقت از مردم سووال نمی کنیم چطور فرو می کنند توی صندوق، این بخشی از دموکراسی ایرانی است که شما نمی فهمید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: اگر واقعا شما اکثریت را آوردید چرا وقتی هزاران نفر از مردم برای اعتراض به نتیجه انتخابات به خیابان آمدند، شما با خشونت با آنها برخورد کردید؟&lt;br /&gt;الفنون: مگر پلیس آمریکا با معترضین با خشونت برخورد نمی کند، ما هم مثل پلیس آمریکا رفتار کردیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: یعنی شما قبول می کنید که با معترضین انتخاباتی با خشونت برخورد کردید؟ فقط به این خاطر که پلیس آمریکا هم با معترضین با خشونت برخورد می کند؟ می خواهم بدانم به چه دلیل مخالفان انتخاباتی خودتان را به زندان انداختید؟&lt;br /&gt;الفنون: زندان طبیعی است، آیا شما می دانید که 3 میلیون و 295 هزار و 356 زندانی همین امروز در زندانهای آمریکا هستند، البته همین الآن به من خبر دادند که دو نفر دیگر را هم سه دقیقه پیش در فلوریدا دستگیر کردند، چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی هیچ کدام از زندانیان آمریکایی سیاسی نیستند و بخاطر اعتراض به انتخابات به زندان نیافتاده اند.&lt;br /&gt;الفنون: در ایران هم کسی بخاطر اعتراض به انتخابات زندانی نشده، تقریبا همه زندانیانی که دستگیر شدند، اعلام کردند که زندان برای آنها مثل هتل است، مثلا یکی از زندانیان ما از زندان به اینترنت دسترسی دارد و یکی از آنها استخر می رود. وقتی خود زندانی اعتراف می کند که زندانی نیست، چطور شما به خودتان حق می دهید به او بگوئید زندانی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی در هر حال خانواده آنها اعلام می کنند که همسرشان در زندان است و سه ماه ممنوع الملاقات بوده است.&lt;br /&gt;الفنون: متاسفم که منابع خبری شما تا این حد ضعیف است. وقتی خود فرد می گوید من زندانی نیستم، خانواده اش چه حقی دارند بگویند که شوهرشان یا پدرشان زندانی است؟ ما حتی کسانی داریم که رسانه های غربی می گویند که او تحت شکنجه است، و به او تجاوز شده است، مثل آقای اسفندیار رحیم مشائی، در حالی که او هرگز زندانی نشده، و اتفاقا همراه من به نیویورک آمده و من می خواهم او را مسوول نهاد ریاست جمهوری بکنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی من خبری در مورد زندانی شدن آقای مشائی نشنیده ام، ولی در مورد آقای ابطحی خبر زندانی شدنش را شنیده ام.&lt;br /&gt;الفنون: این متن خبری است که در روزنامه فیتزجرالد ایونینگ چاپ شده و ما ترجمه کردیم که نوشته است مشائی دو ماه زیر شکنجه و تجاوز بوده است، این آقای مشائی است( مشائی از کنار دوربین سر تکان می دهد.) در مورد آقای ابطحی هم ایشان اصولا زندانی نیست، ماموران او را برای افطار به خانه بردند تا آزادش کنند، ولی خودش گفت چون وضع اینترنت در زندان بهتر است، برمی گردم، الآن آقای ابطحی کاملا و مطلقا آزاد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ما در آمریکا روزنامه ای به نام فیتزجرالد ایونینگ نداریم، شما می توانید یک نسخه از این روزنامه را به من نشان بدهید.&lt;br /&gt;الفنون: ما هم نسخه آن را نداریم، این روزنامه یکی از پرفروش ترین روزنامه های جنوب دنور است که آقای مولانا مطالب آن را ترجمه می کند و به ما می دهد، چطور شما به عنوان یک آمریکایی روزنامه های خودتان را نمی شناسید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: در اعتراضات انتخاباتی ندا آقاسلطان کشته شد، علت کشته شدن او چه بود؟&lt;br /&gt;الفنون: من اطلاع دقیق ندارم، ندا اصلا بچه محله ما نبود، ضمنا من اصلا اهل تهران نیستم. من هم مثل شما چیزهایی شنیدم، وقتی خبر مرگ این خانم را شنیدم خیلی ناراحت شدم و حتی چند بار به صورتم چنگ زدم، این هم گزارش پزشکی قانونی که نوشته که زمان چنگ زدن به صورتم دقیقا یک ساعت بعد از کشته شدن ندا بود، ولی مطمئنیم که ایرانی ها او را نکشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی تصویر کشته شدن ندا در تمام جهان پخش شد، و حتی کارت شناسائی قاتل او هم در اینترنت گذاشته شد.&lt;br /&gt;الفنون: کلا کشته شدن ندا آقاسلطان بسیار مشکوک بود، ببینید، دوربین او را تعقیب کرده و بعد یک دوربین دیگر هم در همانجا بوده، شما که خودتان متخصص هستید می فهمید که وقتی دو دوربین از یک صحنه فیلمبرداری می کنند، یعنی اینکه این اقدام برنامه ریزی شده است. اطلاعاتی که ما داریم این است که انگلیسی ها و آمریکایی ها او را کشتند تا شیرینی پیروزی مرا به کام مردم تلخ کنند. ما حتی فیلمبردارش را هم گرفتیم و اعتراف هم کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی مرگ ندا از دهها زاویه فیلمبرداری شده بود، فیلمها را ما دیدیم، همه مردم در آن روز با موبایل و دوربین فیلمبرداری می کردند. من نتیجه می گیرم که شما می خواهید بگوئید که نیروهای شما ندا را نکشتند؟&lt;br /&gt;الفنون: من از شما می پرسم، اصلا به من می آید که یک نفر را بکشم؟ من دلم برای مورچه ها هم می سوزد، چه برسد به یک زن که من اصلا تا به حال هیچ زنی را نکشتم، به نظر شما من می توانم آدم بکشم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ( به چهره احمدی نژاد دقت می کند): به نظر من که می توانید، چون اکثر کسانی که ترور می کنند، شبیه شما هستند....&lt;br /&gt;الفنون( لب ور می چیند): مری خانم! از شما انتظار نداشتم، خیلی نامردی! وقتی من چنین سووالی می کنم، باید جواب بدهی نه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: به هر حال پاسخ ندادید، ندا چگونه کشته شد؟&lt;br /&gt;الفنون: ماجرایی دقیقا شبیه قتل ندا در ونزوئلا پیش آمد که دوست من چاوز برایم نقل کرد. دخترخانمی به اسم مری سانچز که او هم 24 ساله بود و نوازنده موسیقی بود، مثل ندا، در یک هواپیما که از کاراکاس به ماناگوآ می رفت سقوط کرد و اتفاقا معلم موسیقی اش هم همراهش بود و همه مسافران کشته شدند، آیا این شباهت عجیب نیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی این دو واقعه به هم شباهت ندارند، به نظر شما شبیهند؟&lt;br /&gt;الفنون: این تفاوت شما آمریکایی ها با ما ایرانی هاست، از نظر شما ممکن است شباهت نداشته باشند، در حالی که آن دختر هم گفته می شد مخالف چاوز بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: وقتی به زندانی ها تجاوز شد و آیت الله کروبی به این تجاوز اعتراض کرد، شما چه برخوردی کردید؟&lt;br /&gt;الفنون: کسی که به این تجاوز اعتراض کرده بود، بعدا اعلام کرد که چون عصبی بوده این حرف را زده و گفت که اشتباه کرده و عذرخواهی هم کرد و الآن هم جزو طرفداران دولت است و من پیشنهاد کردم وزیر کشور بشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی تا آنجایی که ما می دانیم آقای کروبی هیچ وقت حرفش را پس نگرفت و کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته بودند، از ایران خارج شدند و با رسانه های مختلف مصاحبه کردند و مصاحبه های آنها موجود است.&lt;br /&gt;الفنون: اگر راست می گوئید شما جواب بدهید اسم کسی که تجاوز کرد چی بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: اسم یکی شان اصغر بود و اسم یکی شان قلی بود.&lt;br /&gt;الفنون( پوزخندی می زند): یعنی همه اطلاعاتی که شما دارید در همین حد است؟ ما در ایران کسی به اسم قلی نداریم، اصغر هم دو تا داریم که در زمان تجاوز هر دو اصغر در فرانسه بودند. البته من باید توضیح بدهم که این موارد در حوزه کاری من نیست، چون قوه قضائیه ما مستقل است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی شما قبلا در مورد ملوانان انگلیسی به قوه قضائیه گفتید که آنها را آزاد کنند.&lt;br /&gt;الفنون: بله، من وقتی شنیدم در برخورد با زندانیان تخلفاتی صورت گرفته، دستور دادم همه چیز را بررسی کنند و با تخلفاتی که در زندانها صورت گرفته است برخورد کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: اگر قوه قضائیه مستقل است، شما چطور به آنها دستور دادید؟&lt;br /&gt;الفنون: استقلال در قوا در ایران به همین معنی است، یعنی وقتی ما در داخل کشور هستیم و می خواهند بگیرند، آنها از ما مستقل هستند، ولی وقتی می آئیم خارج و می خواهیم آزاد بشوند ممکن است یکی دو روزی مستقل نباشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: شما در سخنرانی تان در روز قدس مجددا تاکید کردید که هولوکاست واقعیت ندارد، آیا در مورد کشته شدن یهودیان در جنگ دوم جهانی تردید دارید؟&lt;br /&gt;الفنون: من از شما سووال می کنم، آیا من حق ندارم در این مورد سووال کنم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ببینید، آقای احمدی نژاد! من مجددا تاکید می کنم، من مصاحبه کننده ام و شما رئیس جمهور، اگر دوست دارید، من می توانم رئیس جمهور ایران بشوم و شما مصاحبه کننده شوید، تا قبل از آن من از شما سووال می کنم. حالا پاسخ بدهید که آیا در مورد هولوکاست تردید دارید؟&lt;br /&gt;الفنون: من سووال می کنم.....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی شما سووال کننده نیستید.....&lt;br /&gt;الفنون: فقط یک سووال می کنم، یکی.....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: برویم سر سووال بعدی، در هنگام سخنرانی شما در سازمان ملل عده ای سالن را ترک کردند، فکر می کنید چرا سالن را ترک کردند؟&lt;br /&gt;الفنون: البته در ایران آزادی مطلق وجود دارد، ممکن است کسی بخواهد در سالن بماند که خوب می ماند و شما دیدید که اکثریت کشورها که بالغ بر چهل و پنج کشور بودند، سخنرانی من را گوش دادند و فقط صد و چند کشور قلیل سالن را ترک کردند، این اتفاقات طبیعی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: این اتفاق اصلا طبیعی نیست، چون هرگز در گذشته اتفاق نیافتاده است.&lt;br /&gt;الفنون: از نظر من طبیعی است، ما با هم فرق داریم. از نظر شما یک سالن خالی ممکن است نشان دهنده این باشد که کسی در سالن نیست، در حالی که از نظر ما یک سالن خالی می تواند پر از جمعیت باشد، فرق اکثریت و اقلیت میان ما و شما هم همین است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: دیروز در تهران پدر داماد شما گفته است که اگر معترضین شما در روز قدس هر کدام یک چوب دست شان بود، ارتش هم نمی توانست جلوی آنها را بگیرد، آیا شما پدر دامادتان را هم نمی توانید قانع کنید؟&lt;br /&gt;الفنون: این هم یک شایعه دیگر است. من اصلا دختر ندارم که داماد داشته باشم، مثلا شما قبلا هم گفته اید که من داماد آیت الله جنتی هستم، در حالی که آیت الله جنتی هم دختر ندارد. شما نباید براساس اطلاعات غلط سووال کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی ما می دانیم شما دختر دارید و پدر داماد شما نامش سردار خورشیدی است.&lt;br /&gt;الفنون: آهان! سردار خورشیدی را می گوئید. بله، من فراموش کرده بودم. ما اینقدر صمیمی هستیم که من گاهی یادم می رود فامیلیم. ایشان البته حق دارد نظرش مخالف من باشد، ما مثل شما آمریکایی ها نیستیم که همه خانواده مثل هم فکر می کنند. آیا چنین آزادی در آمریکا وجود دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: شما بارها گفته اید که مردم ایران طرفدار فلسطین هستند و از مردم خواسته بودید که در روز قدس علیه اسرائیل شعار بدهند، در حالی که تصاویر متعددی که وجود دارد و گفته های مسوولان کشور نشان می دهد که اکثریت مردم شعار می دادند، نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، اگر مردم تان با نظر شما موافق نیستند، چرا اینهمه روی آن تاکید می کنید؟&lt;br /&gt;الفنون: در روز قدس حدود نه تا یازده نفر چنین شعاری می دادند، در حالی که سه میلیون نفر شعار حمایت از فلسطین می دادند، ما فیلم های مردم را داریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی ما هم فیلمهای مردم را داریم.&lt;br /&gt;الفنون: ولی فیلمهای ما کیفیت بهتری دارد و از هر کدام سی چهل نسخه هم داریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: دهها هزار ایرانی دیروز و امروز علیه شما در نیویورک تظاهرات کردند، در حالی که در میهمانی خصوصی که شما برگزار کردید و تصویر آن منتشر شد، صد تا دویست دانشجوی آمریکایی از یوتا و مینه سوتا هستند که خیلی از آنها نه شما را می شناختند و نه با مسائل ایران آشنایی داشتند، فقط یک ایرانی معترض در میان آن جمع بود که او را هم بیرون کردید. چرا؟&lt;br /&gt;الفنون: ببینید، فرق دیدگاه ما و شما همین است. ما برای آشنایی با نخبگان و دانشمندان آمریکایی آمده بودیم، و می خواستیم ایران و رئیس جمهور آن را بشناسند، به همین دلیل کسانی را انتخاب کردیم که ما را نمی شناختند، ما نمی خواهیم با کسی آشنا شویم که او را می شناسیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مری کینگ: ولی این دانشجویان جزو نخبگان و دانشمندان آمریکایی نیستند.&lt;br /&gt;الفنون: تفاوت ما و شما همین است، ممکن است از نظر شما یک دانشجوی ساده دانشمند نباشد، و برای دانشمند و نخبه بودن به نظر شما هر فردی باید دهها سال تحقیق و تحصیل کند، در حالی که این دیدگاه استعماری است. از نظر ما همین دانشجویان ساده نخبه اند و باید به شما بگویم، با وجود اینکه در ایران این همه دانشمند داریم، ما برای تشکیل کابینه از همین دانشجویان که همه دوستان قدیمی خودم بودند استفاده کردیم. امیدوارم شما هم یاد بگیرید. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم نبوی&lt;/strong&gt; / &lt;a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/september/27//-2685ed6cca.html"&gt;روز&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-3279634911415680199?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/3279634911415680199/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=3279634911415680199&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/3279634911415680199'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/3279634911415680199'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_27.html' title='طنز سبز: مری کینگ علیه الفنون'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-6133471147872528318</id><published>2009-09-24T16:17:00.000+03:30</published><updated>2009-09-25T18:26:13.452+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ویژه راه سبز انزلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: فضاحتی دیگر برای احمدی نژاد در نیویورک</title><content type='html'>&lt;strong&gt; آبروی&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;رئیس دولت کودتا در سازمان ملل رفت!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;رئیس دولت کودتا در حالی به نیویورک وارد شد که ایرانی ها به نشانه اعتراض نسبت به سرکوب و کشتار هموطنانشان در داخل کشور، خیابانهای اطراف سازمان ملل را با حضور چشمگیر خود سبز کردند. احمدی نژاد و گروه همراهش با هوی جمعیت وارد ساختمان سازمان ملل شد. وقتی نوبت به سخنرانی او رسید نمایندگان کشورهای مهم جهان یکی یکی صندلی هایشان را ترک کردند تا رئیس دولت کودتا مجبور باشد برای صندلی های خالی سخنرانی کند! خبرگزاری ها گزارش دادند آن کشورهایی هم که به اینگونه حمایت از "جنبش عدم خشونت ایران" تن ندادند، بیشتر مقامات درجه چندمشان در سالن حضور داشتند. در بیرون ساختمان، ایرانی ها با فریادهای رسا اعلام کردند احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست و نباید فضاحت و سرافکندگی این دولت کودتا را به پای ایرانیان آزاده نوشت. خودتان عکس های نیویورک را ببینید:&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzY4VBrfpI/AAAAAAAAAPM/8TZbSsQjk1M/s1600-h/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86+%D9%85%D9%84%D9%841.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5385417716656733842" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 273px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzY4VBrfpI/AAAAAAAAAPM/8TZbSsQjk1M/s400/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86+%D9%85%D9%84%D9%841.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5385418384499486514" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 245px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzZfM7zLzI/AAAAAAAAAPU/LvYxkdaqGTs/s320/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86+%D9%85%D9%84%D9%842.jpg" border="0" /&gt; &lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzY3s_iCPI/AAAAAAAAAO8/afMz0FelUGk/s1600-h/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86+%D9%85%D9%84%D9%843.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5385417705910307058" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 284px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzY3s_iCPI/AAAAAAAAAO8/afMz0FelUGk/s400/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86+%D9%85%D9%84%D9%843.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;تجمع اعتراضی ایرانی ها در خیابانهای اطراف سازمان ملل:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzY3VAsd9I/AAAAAAAAAO0/ERgvFYlsmOQ/s1600-h/%D9%86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5385417699472734162" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 350px; CURSOR: hand; HEIGHT: 225px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzY3VAsd9I/AAAAAAAAAO0/ERgvFYlsmOQ/s400/%D9%86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzY3D-gBJI/AAAAAAAAAOs/Cxn3okqTBHE/s1600-h/%D9%86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C+2.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5385417694900126866" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 350px; CURSOR: hand; HEIGHT: 232px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzY3D-gBJI/AAAAAAAAAOs/Cxn3okqTBHE/s400/%D9%86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C+2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; بقیه عکسها را در سایتهای &lt;a href="http://mowjcamp.org/"&gt;موج سبز آزادی&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://rahesabz.net/"&gt;جرس&lt;/a&gt; ببینید&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-6133471147872528318?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/6133471147872528318/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=6133471147872528318&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6133471147872528318'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6133471147872528318'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_3293.html' title='خبر: فضاحتی دیگر برای احمدی نژاد در نیویورک'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzY4VBrfpI/AAAAAAAAAPM/8TZbSsQjk1M/s72-c/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF+%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86+%D9%85%D9%84%D9%841.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-8342708807904960902</id><published>2009-09-24T16:15:00.000+03:30</published><updated>2009-09-25T18:17:12.244+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: شیرین عبادی:غرب به جای حقوق بشر به امنیت خود فکر می کند</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzX0SQqF4I/AAAAAAAAANU/NfWAYDbXR3k/s1600-h/ebadi.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5385416547683145602" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 150px" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzX0SQqF4I/AAAAAAAAANU/NfWAYDbXR3k/s200/ebadi.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; شیرین عبادی برندۀ جایزۀ صلح نوبل و وکیل دادگستری امروز غربی ها را به ندیده گرفتن وضیعت حقوق بشردر ایران برای پیش برد مذاکرات در خصوص پروندۀ اتمی، متهم کرد.&lt;br /&gt;در گفتگوئی با روزنامۀ انگلیسی تایمز، خانم عبادی توضیح داد که حضورسفیرانگلستان درمراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد رئیس جهموری ایران، در ماه اوت گذشته ، دلیل این برداشت وی است. شیرین عبادی با ابراز تاسف افزوده است که به عقیدۀ وی غرب به جای حقوق بشر، بیشتربه امنیت خود فکر می کند.&lt;br /&gt;به گفتۀ برندۀ جایزۀ صلح نوبل، کشورهای فاقد دموکراسی، "از بمب اتم" خطرناک تر هستند و"صلح جهانی را به خطر می اندازند". شیرین عبادی انتظار داشته است که در پی نا آرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، در ماه ژوئن گذشته و اختناقی که در این کشور اعمال شد، جامعۀ بین المللی مجازاتهائی راعلیۀ رژیم تهران به اجرا گذارد. شیرین عبادی اعلام کرده است که تا چند ماه دیگر به ایران باز می گردد. وی تا به حال بارها در تهران از سوی افراد ناشناس مورد تهدید جانی قرار گرفته است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-8342708807904960902?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/8342708807904960902/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=8342708807904960902&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8342708807904960902'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8342708807904960902'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_4290.html' title='خبر: شیرین عبادی:غرب به جای حقوق بشر به امنیت خود فکر می کند'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrzX0SQqF4I/AAAAAAAAANU/NfWAYDbXR3k/s72-c/ebadi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-678309429476841250</id><published>2009-09-24T16:13:00.001+03:30</published><updated>2009-09-25T18:15:51.933+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: انتشار نامۀ یکی از نجات یافتگان اردوگاه مرگ کهریزک</title><content type='html'>&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نامۀ یکی از نجات یافتگان اردوگاه مرگ کهریزک خطاب به سازمانهای حقوق بشری جهان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ریاست محترم کمیساریای عالی حقوق بشرسازمان ملل ، شورا ی حقوق بشر سازمان ملل، عفو بین المل ؛ &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;اینجانب&lt;strong&gt; نوشاد حداوند احمدی&lt;/strong&gt; 52 ساله 28 /8 /1387 بنابه درج اتهام واهی از سوی دادیار حسینی در روزنامۀ عصر ایران به عنوان مضنون به قتل بصورت خود معرف به دادیاری فوق در حسن آباد فشافویه خودم را معرفی کردم . دادیار حسنی بدون هیچ سند و مدرکی مرا به آگاهی شاپور فرستاد. در صورتیکه من قاتل اصلی را که در درگیری در یک دامداری یک نفر را کشته بود با شهادت 20 نفر کارگر آن دام داری معرفی کردم که یکی از کارگران من بود .قتل در دامداری اتفاق افتاد . مقتول یک سارق مسلح بود که به اتفاق فردی دیگری برای سرقت دامداری واقع در چرم شهر حوزۀ حسن آباد بین قم و ورامین آمده بودند که یکی از کارگران دامداری برای جلوگیری از سرقت با او درگیر می شود . سارقین سلاح داشتند که تمام 20 نفر کارگر حاضر اسلحۀ سارقین را دیده اند . طبق شنیده هایم از کارگران شلیک هم کرده بودند .4 بعد ظهر بود دامداری در نقطۀ خلوت بیابانی و حاشیۀ کویر واقع شده است .سارقان که با مقاومت کارگرها روبرو شدند فرار کردند . آن طرف تر آگاهی ورامین 5 نفر سارق را دستگیر می کند که معلوم شد 2 نفر به داخل آمده بودند و 5 نفر در بیرون مواظب بودند .من که آخرتر رسیده بودم سارقی را که مضروب شده بود دیدم او با تیر تفنگ ساچمه ای گلوله خورده بود و در نقطه کمرش بود. او را به بیمارستان مفتح ورامین بردم بعد که می خواستند او را به تهران اعزام کنند با آمبولانس سوار شدم و کنار دست راننده نشستم. گروهی از افراد همان باند سارقین جلوی بیمارستان مفتح ورامین با راننده آمبولانس و من درگیر شدند آنها اسلحه داشتند و ما را تهدید می کردند و با چوب و چماق ودشنه به ما حمله کردند می خواستند سارق زخمی را از آمبولانس بربایند که به علت حملۀ آنها و تنها بودنم، من از ترس جانم فرار کردم و به خانه رفتم تا 18 ماه نه احظاریه ای و نه اخطاریه ای برای من نیامد . ناگهان عکس مرا در روزنامه عصر ایران یکی از دوستانم دیده بود به من نشان داد که به دادیاری حسن اباد مراجعه کردم و آقای حسینی دستور بازداشت مرا صادر کرد و به آگاهی شاپور فرستاد. در آگاهی شاپور 41 روز در انتشار: فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران نامۀ یکی از نجات یافتگان اردوگاه مرگ کهریزک خطاب به سازمانهای حقوق بشری جهان .....دانشجوها را در هواخوری می زدند تا حد مرگ. در جایی جداگانه زندانیها را می بردند لخت مادر زاد می کردند یک اتاقک آهنی بود به بعضی از جوانترها تجاوز می کردند باتون فرو می کردند و صدای جیغ و داد همۀ ما را که گرسنه و تشنه و زخمی بودیم دیوانه می کرد. هر وقتی که احمدرضا رادان (یکی از سرکردگان جنایتکار نیروی انتظامی) می آمد روزهای پنجشنبه با هلیکوپتر همه را لخت می کردند و خودش جلوی همه می ایستاد و ما را تهدید می کرد و می گفت: امروز دیگه همتون را می کشم و می کنم زیر خاک ،اون تپه سفیده عین شما هزارتا کردیم ،اینقدر می کشیمتون تا بقیه بدونن و آدم شند. **** ریاست محترم کمیساریای عالی حقوق بشرسازمان ملل ، شورا ی حقوق بشر سازمان ملل، عفو بین المل ؛ اینجانب نوشاد حداوند احمدی 52 ساله 28 /8 /1387 بنابه درج اتهام واهی از سوی دادیار حسینی در روزنامۀ عصر ایران به عنوان مضنون به قتل بصورت خود معرف به دادیاری فوق در حسن آباد فشافویه خودم را معرفی کردم . دادیار حسنی بدون هیچ سند و مدرکی مرا به آگاهی شاپور فرستاد. در صورتیکه من قاتل اصلی را که در درگیری در یک دامداری یک نفر را کشته بود با شهادت 20 نفر کارگر آن دام داری معرفی کردم که یکی از کارگران من بود .قتل در دامداری اتفاق افتاد . مقتول یک سارق مسلح بود که به اتفاق فردی دیگری برای سرقت دامداری واقع در چرم شهر حوزۀ حسن آباد بین قم و ورامین آمده بودند که یکی از کارگران دامداری برای جلوگیری از سرقت با او درگیر می شود . سارقین سلاح داشتند که تمام 20 نفر کارگر حاضر اسلحۀ سارقین را دیده اند . طبق شنیده هایم از کارگران شلیک هم کرده بودند .4 بعد ظهر بود دامداری در نقطۀ خلوت بیابانی و حاشیۀ کویر واقع شده است .سارقان که با مقاومت کارگرها روبرو شدند فرار کردند . آن طرف تر آگاهی ورامین 5 نفر سارق را دستگیر می کند که معلوم شد 2 نفر به داخل آمده بودند و 5 نفر در بیرون مواظب بودند .من که آخرتر رسیده بودم سارقی را که مضروب شده بود دیدم او با تیر تفنگ ساچمه ای گلوله خورده بود و در نقطه کمرش بود. او را به بیمارستان مفتح ورامین بردم بعد که می خواستند او را به تهران اعزام کنند با آمبولانس سوار شدم و کنار دست راننده نشستم. گروهی از افراد همان باند سارقین جلوی بیمارستان مفتح ورامین با راننده آمبولانس و من درگیر شدند آنها اسلحه داشتند و ما را تهدید می کردند و با چوب و چماق ودشنه به ما حمله کردند می خواستند سارق زخمی را از آمبولانس بربایند که به علت حملۀ آنها و تنها بودنم، من از ترس جانم فرار کردم و به خانه رفتم تا 18 ماه نه احظاریه ای و نه اخطاریه ای برای من نیامد . ناگهان عکس مرا در روزنامه عصر ایران یکی از دوستانم دیده بود به من نشان داد که به دادیاری حسن اباد مراجعه کردم و آقای حسینی دستور بازداشت مرا صادر کرد و به آگاهی شاپور فرستاد. در آگاهی شاپور 41 روز در بلاها و شکنجه ها را بر سرم من آورده اند و دادمداریم بیشتر از یک سال است که بی صاحب افتاده و بر سر زن وبچه ام جزء فقر فلاکت نیامده . آن شکنجه هایی که بر سر من آورده اند که منجر به دردها و بیماریها ی روحی و جسمی من شد و اعتماد به نفس و احساس امنیتم را از بین برده است. وقتی مرا به دکتر بردند دکتر روانشناس گفت دچار نوعی افسردگی و پارانوئید شدید با خودت حرف نزن به من دارهای آروم بخش دادند در این رجائی شهر ولی در کهریزک نه دکتری بود ،نه دوایی،نه آمپولی هیچ . برای یک قرص بایستی 20 باتون می خوردیم و اگر پول داشتیم مثلا 200 هزارتومان باید به افسرانی که آنجا بودند یا درجه داران می دادیم تا یک عدد قرص بگیریم . الان گیج شدم با خودم صحبت می کنم و اصلا حواسم نیست که بلند بلند حرف می زنم و از هر اتفاقی و سر وصدایی می هراسم . من از دادیار حسینی و محمد شیرکوهی شکایت کردم که در دادسرای نظامی پرونده مفتوح است . در مرحلۀ بازپرسی و تحقیقات یک بار با شیرکوهی روبرو شدیم که بازپرس نظامی افراد از او پرسید به چه حقی کسی که سابقه نداشته به چه علت بدون مدرک و سند تحت نظر و شکنجه قرار دادی و او را در شاهپور 41 روز نگه داشتی ولی فعلا اون پرونده هنوز باز است و شیرکوهی هنوز در آگاهی شاپور دیگران را شکنجه می دهد . از تاریخ 27/8/ 1387 در بازداشت بسر بردم حدود 9 ماه است زندگیم مختل شده است و با اینکه سارقین و قاتل اصلی مشخص شده است و 20 نفر شاهدین حضور دارند .و تنها گناه من رساندم مجروح به بیمارستان بوده اند بدون سابقه و دلیلی از خانواده و کار زندگی طبیعی ام دور شدم و خانواده ام بدون سرپرست ماندند . اگر هر خللی که به خانواده ام وارد شود و بچه هایم و زن من دچار انحراف و گرفتاری شوند بجزء نظام جمهوری اسلامی چه کسی مسئول فروپاشی و از بین رفتن امنیت خانواده من و هزاران نفر مثل من می باشد ؟ که بی دلیل و قانونی و بدون سوء سابقه و بدون طی مراحل حقوق و قانونی در زندانها و بازداشتگاهها زیر شکنجه ها نابود می شویم و صدایمان هم به جایی نمی رسد و خانواده های ما در نگرانی تنهائی و جدائی پر پر می زنند. وقتی کهریزک بودیم حتی آدرس آنجا را هم نمی دادند که کسی بتواند به ملاقات ما بیایید یا برای ما لباس بیاورد . تقریبا آنجا فقط در یک لباس سبز روشن که مخصوص زندان کهریزک است و بسیار وحشتناک بود بسر بردیم و آن لباس تازه پاره می شد لباس تازه نمی دادند. براستی وقتی پدر خانواده در کنار همسر فرزندانش نباشد آن هم در این جامعه عقب مانده و خراب چه بر سر زن و بچه هایمان می آیید؟ چه کسی به آنها خرجی میدهد ؟ چه کسی دست نوازش بر سر آنها می کشد؟ چه کسی باید به داد آنها برسد؟ کمیساریای حقوق بشر ،جهان، ای دنیا بدانید !لطفا به داد من و هزاران مثل من برسانید . از موقعی که کهریزک را بسته اند که آن هم بازرسان آمدند و ثمرۀ خون جوانان و دانشجویان شهید بود که آنجا بسته شد و ما از آنجا نجات پیدا کردیم . حالت دیوانه و روانی داریم همیشه خواب می بینم و می پرم. تقاضای آزادی بدون قید و شرط دارم . چون هیچ جرم و گناهی مرتکب نشدم . هیچ مدرک و سند و شاهدی بر علیه من نیست و 20نفر قاتل اصلی که اسلحه داشته و شلیک کرده است به پلیس نشان داده است . ولی کسی به داد من نمی رسد. اول خدا و بعد شما به فریاد ما برسید&lt;br /&gt;19 شهریور 1388 برابر با 10 سبتامبر 2009&lt;br /&gt;گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید: دفتر دبیرکل سازمان ملل&lt;br /&gt;کمیساریای عالی حقوق بشر&lt;br /&gt;کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا&lt;br /&gt;سازمان عفو بین الملل&lt;br /&gt;سازمان دیدبان حقوق بشر&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-678309429476841250?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/678309429476841250/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=678309429476841250&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/678309429476841250'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/678309429476841250'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_7171.html' title='خبر: انتشار نامۀ یکی از نجات یافتگان اردوگاه مرگ کهریزک'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-1788259827131880828</id><published>2009-09-24T16:06:00.000+03:30</published><updated>2009-09-25T18:12:53.082+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: احمدی نژاد می خواهد انتقام مصری ها را از ایرانی ها بگیرد!</title><content type='html'>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;احمدی نژاد عکس "مروه الشربيني" (دختر مصری) را در جواب سوال خبرنگار CBS در مورد ندا آقا سلطان از جیبش بیرون آورد!!!&lt;br /&gt;واقعاً به قول دوستی از این احمدی نژاد بعید نیست روزی بیاید و بگوید:  " ملت ایران گروگان من است؛ به ازای هر مسلمان که کشته شود یک ایرانی را خواهم کشت"&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در همین راستا نامه مسیح علی نژاد (خبرنگار روزنامه توقیف شده اعتماد ملی) را بخوانید:&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;رئیس جمهور  ِ آقا&lt;/strong&gt; !&lt;br /&gt;به آمریکا، به کشوری که در آن آزادانه می توانی راه بروی و برخلاف کشور اسلامی  ایران، از بالا تا پایین دولتش را نقد کنی، خوش آمدی. خوش آمدن از آن رو که شاید چشم هایت کمی درشت شود و ببینی آزادی آن نیست که تو و همپالگی هایت فخر آن را به جهان می فروشید. آزادی یعنی همین که تو در مقر سازمان ملل در قلب آمریکا بایستی و دهانت را باز کنی و کشورهای  مدعی  دموکراسی را به ناسزا بگیری . آزادی این نیست که در تمام این سالها در ایران،  ما حتی یک کنفرانس بین المللی هم نداشتیم که کسی بیاید و دهان باز کند و یک کلام کوچک در نقد  یکی از کشورهای اسلامی  بگوید. آزادی یعنی همین که در تلویزیون فرانسه بنشینی و رییس دولت فرانسه را به استهزاء بگیری،  آزادی این نیست که در تلویزیون ما در تمام این سالها رییس جمهور فرانسه پیشکش، یک شهروند معمولی هم نمی تواند بیاید یک نقد کوچک به آبدارچی رییس جمهور یا بیت بزرگانش بکند.آزادی یعنی همین که تو به همراه دوستانت با ردا و قبای روحانیت در خیابان های نیویورک راه بروید و سرتان را به عنوان یک ضد آمریکایی بالا بگیرید و پلیس آن کشور دنبالتان راه بیافتد که کسی از گل نازکتر به شما نگوید. آزادی این نیست که کسی جرائت نکند با لباس و  و پوشش و  شمایل خاص کشور خودش، پایش را در چند قدمی مرز ایران بگذارد و تازه وقتی که سرتا پایش را از  همان پله های هواپیما به زمین نیامده به سلیقه شما بپوشاند و در خیابان های ما راه برود،  آنگاه   کافیست تا  روسری عادت نداشته اش کمی کنار رود و چند تار مویش پایه های اسلامتان را  بلرزاند و پلیس بالای سرش بفرستید.آزادی یعنی همین که تو لبخند معروفت را به دوربین های تمامی عکاسان دنیا نشان دهی و هرچه دلت خواست به رسانه های دنیا بگویی و فردا بدون سانسور، عکس و حرفت در روزنامه های جهان بنشیند. آزادی این نیست که از وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات و شورای عالی امنیت ملی و دادستانی و باقی مراکز نظارتی و امنیتی ایران اسلامی، برای دفتر روزنامه ها، خروار خروار بخشنامه بفرستید که اگر مصاحبه فلان مقام آمریکایی را چاپ کنید به سرنوشت باقی روزنامه های به محاق رفته گرفتار می شوید.&lt;br /&gt;آزادی یعنی همین که آن خبرنگارهای نور چشمی که در هیات همراه تو به آمریکا آمده اند به آسانی به مراکز شهر می روند و از فقر آمریکا هم گزارش می دهند  و این اصلا اقتصاد و اقتدار دولتی را متزلزل نمی کند و دولتی از ترس مخدوش شدن صورتش،  خبرنگارانت را به بند و حبس نمی کند و آنها اگر توان داشته باشند، می توانند تند و تند از آنچه در شهر می گذرد خبر مخابره کنند. آزادی این نیست که اگر یک دختر بیست و سه ساله فرانسوی، و یا یک خبرنگار نشریه آمریکایی، یک ایمیل ساده به دوستانش می فرستد و عکس و خبر آنچه در خیابان های جمهوری اسلامی می گذرد را برای دوستان و یا همکارانش مخابره می کند، آنگاه دولت شما بلرزد و دخترک و  خبرنگار جوان را ابتدا در انفرادی بیاندازد و سپس از آنها اعتراف بگیرند و عاقبت رسوای جهان شوتد که یک ایمیل  یا خبررسانی معمولی  هم می تواند در ایران زندگی یک خارجی را نابود کند. آزادی یعنی همین که به تو تریبون می دهند تا قصه حسین کرد شبستری را هم با معجونی از لبخندهای همیشگی ات حواله رسانه های آزاد اینجا کنی و هیچ دست و دلت نلرزد که حرف هایت را وارونه می سازند و ترجمه خودشان را روی آن می گذارند و حتی در کریسمس شان هم از تو برای فرستادن پیام به ملت شان دعوت می کنند.  آزادی این نیست که تلویزیون جمهوری اسلامی جرات پخش پیام تبریک عید نوروز رئیس جمهور آمریکا به ملت ایران را که ندارد هیچ، صدای اوباما را سانسور می کنند و ترجمه ای کاملا متفاوت و متناسب با منویات خود را بر آن می گذارند تا یک دشمن خیالی برای ملت ایران خلق کنند و همه قصور را هم بیاندازند گردن این دشمن همیشه در صحنه. &lt;strong&gt;آزادی یعنی همین که دستت به خون هم اگر آلوده باشد باز هم دستت را پس نمی زنند و برایت صندلی پیش می کشند تا بگویی ندا آقا سلطان به دستور هیچ سلطانی در ایران کشته نشده و این یک مرگ اتفاقی یا مشکوک بوده است&lt;/strong&gt;. آزادی یعنی همین که تو به جای فریاد زدن بغض میلیون ها ایرانی و به همراه داشتن عکس عزیزان خانه مشترکت ایران، ناگهان عکس زن مصری را از جیب کت خود در بیاوری و چهره در هم بکشی و بغضی ساختگی تقدیم دوربین های آمریکایی کنی و کمی هم ادامه می دادند اشکی هم به چشم هایت جاری می ساختی تا بگویی تا چه اندازه متاثری که خبر کشته شدن این زن مصری در آلمان مثلا چند درصد کمتر از خبر کشته شدن ندا آقا سلطان  انعکاس جهانی یافته است.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt; آقای احمدی نژاد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اگر بر فرض،  زن مسلمان مصری را در آلمان  کشته اند، ندا، دختر جوان  ایرانی را خود ایرانی های به اصطلاح مسلمان کشته اند و برای همین  است که دنیا می خواهد بداند سینه درانی تو  و همپالگی هایت در دولت جمهوری اسلامی ایران  تا کتون برای کشف قانلان  ندا،  چه کرده است؟&lt;/strong&gt; برفرض که تو زیرک بودی و سوال را با سوال جواب دادی و حالا قهرمان دنیای اسلام شدی، اما زیرکی را کنار بگذار و یک بار با شرف و شعور و احساس انسانی ات به دو پرسش ساده من جواب بده. اصلا جواب هم پیشکش، برای این دو سوال ساده، تنها دودقیقه  سکوت کن، دو دقیق وقت بگذار ، دو دقیقه فکر کن، شاید قلب و وجدانی در وجودت یافت شود و از این پس وقتی دهان برای توجیه و توضیح  ناراست می گشایی، دست و دلت کمی بلرزد: اگر  به دختر جوان تو،  نه در آلمان ، در همان همسایگی  خودت، کسی  چنان گلوله می کشید که به گاه جان دادن، چشم های معصوم و ملتمس اش به آسمان، خیره باقی می ماند  و از قلب و سینه اش خون بر سنگفرش خیابان های نارمک تهران جاری می شد و آنگاه همسرت با سینه ای مالا مال درد در مقابلت ضجه می زد و می گفت،  فقط بگو چه کسی دختر بی گناهم را کشته است، تو چه می کردی ؟ آیا باز هم عکس زن مصری را از کت جیبت در می آوردی و بر صورت زرد و رنگ پریده زن داغدیده ات می کشیدی؟ یا کمی انسانیت به خرج می دادی و جوانمردانه پی قاتل می رفتی به جای توجیه قتل؟ما هیچ کاری نداریم که غرب چه می گوید و رسانه های جهان تا چه اندازه برای ندای ما سینه دری می کنند. ما نه دلداری آنها را نیاز داریم و نه محتاج مجلس و دولت آلمان و فرانسه و آمریکاییم. ملت با غیرت ایران دست نیاز به سمت تو که از مرگ ما نمی رنجی هم دراز نمی کند تا چه برسد دست به سمت بیگانه دراز کند که از مرگ ما مستندی برای به مسند نشستن خود برای آقایی جهان می خواهند بسازند. نه آقاجان ! ملت بزرگ ایران برای ندا و باقی عزیزان از دست رفته اش ، نیازمند گریه احمدی نژاد و سارکوزی و اوباما و دیگران نیست و منت برای همدردی نمی کشد که مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش است. و اما سوال دوم  که خودم هم از طرح آن تنم می لرزد و خجالت زده ام اما چاره ای نمی بینم. از جنس خودت می پرسم که در پاسخ به مرگ ندا مرگ دیگری را علم کردی. &lt;strong&gt;اگر پسر جوانت را به هر دلیلی به کهریزک می بردند و با باتوم به همان پسری که داماد اسفندیار مشایی نیز هست ، تجاوز می کردند و سپس شما با شرمساری به پزشکی قانونی می رفتید و آنجا نیز برگه تایید می گرفتید که ایشان از ناحیه مقعد دچار آسیب شده است (جمله ای که در برگه تایید یکی از شاهدان تجاوز قید شده است) و با چشم های خودتان چشم های غمگین دلبندتان را می دیدید که چندین بار هم اقدام به خودکشی کرده است، آنگاه چه می کردی؟&lt;/strong&gt; آیا باز هم آب شدن ذره ذره  فرزندتان را در خانواده و جامعه می دیدی و کماکان تجاوز و تعرض و وحشی گری های مشهود را به منظور حفظ آبروی نظام انکار می کردی؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جناب احمدی نژاد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از تو جواب برای این دو پرسش ساده  اما تلخ نمی خواهم، اما می توانم از مردم دلشکسته ایران بخواهم، هربار که تو را می بینند  از تو همین دو پرسشی که طرح آن هم سخت و عذاب آور  است را  مدام بپرسند تا شاید روزی که به خانه بر می گردی،  وقتی چشم در چشم پسر و دختر جوانت،  شدی، یادی هم از پسران و دختران جوان ایران ویران ما بکنی که این روزها انکار می شوند چون متاسفانه  کسی که قبای پدری شان را به تن کرده،  این روزها عکس یک زن مصری مسلمان را در جیب کتش دارد و دردهای آنها که در خانه خودش دارند ذره ذره آب می شوند و می میرند را نمی بیند.  به چشم های فرزندانت خوب نگاه کن! شاید به خاطر بیاوری که فرزندان دیگر ایران ، ندا و ابراهیم ، در خانه خودمان، باگلوله و باتوم، کشته و مورد تجاوز واقع شده اند. وای بر پدری که چشم های خیس و دردمند فرزندانش را می بیند وکماکان با یک لبخند مشمئز کننده در برابر این چشم ها، خود را پدر  بنامد. وای به دولتی که چشم پر درد یک ملت را می بیند و کماکان با یک  لبخند بی درد، خود را رئیس دولت آن ملت بنامد و جرات نکند عطای یک ریاست خونین و بی افتخار را به لقای آن  ببخشد.&lt;br /&gt;  مسیح علی نژاد / منبع: جرس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 مهر 88&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-1788259827131880828?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/1788259827131880828/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=1788259827131880828&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1788259827131880828'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1788259827131880828'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_24.html' title='خبر: احمدی نژاد می خواهد انتقام مصری ها را از ایرانی ها بگیرد!'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-5082021580650687149</id><published>2009-09-21T13:10:00.001+04:30</published><updated>2009-09-21T20:26:22.616+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اندیشه سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقالات و مصاحبه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روشهای عملی'/><title type='text'>یادداشت: مقاومت شبکه‌ای شادمانه و پر امید</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;این یادداشت خواندنی را آقای &lt;strong&gt;سید رضا قاضی‌نوری&lt;/strong&gt;، دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه تهران، برای «موج سبز آزادی» ارسال کرده است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;خود تغییری باش که برای جهان آرزومندی.(مهاتما گاندی)&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;مقدمه &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;آنچه در این نوشتار می‌آید، دفاعی است مجادله‌پذیر از این ایده که جنبش ایجاد شده در ماه‌های اخیر، در کوتاه مدت بیش از آنکه نیازمند تصرف قدرت سیاسی باشد، محتاج تغییر و تسخیر تن‌ها و روان‌ها و در درجه‌ی بعدی شکل بخشیدن به فضاهای عمومی است. نگاه هابزی به تسخیر قدرت و استفاده از چارچوب‌های نظری مختلفی که مستقیماً و به صورت تک‌بعدی معطوف به نبرد بر سر قدرت سیاسی هستند، برای فرموله کردن مساله در شرایط حاضر هم ناصحیح و هم نامطلوب است. ناصحیح از آن رو که حل مسأله‌ای که به این روش فرموله شده باشد، ممکن است مستلزم هزینه‌های غیر قابل پرداختی باشد و دامن زدن به این هزینه‌ها از قضا ممکن است نه تنها نتیجه‌بخش نباشد، بلکه به تداوم و شدت فضای امنیتی منجر و باعث تثبیت شرایط حاضر شود.&lt;br /&gt;بنیان اصلی این نوشتار اما نه بر اساس این استدلال (که چه بسا سست و بدبینانه باشد) که براساس استدلال دیگری است.&lt;br /&gt;این استدلال عدم مطلوبیت تصاحب قدرت توسط نیروهای مخالف در کوتاه‌مدت است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;چرا تسخیر آنی قدرت سیاسی مطلوب نیست&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;گرچه وضعیت سنگین و امنیتی موجود در فضای سیاسی کشور تهدیدی بزرگ برای ایران است، اما در صورت اتخاذ راهبرد مناسب از سوی مخالفین، می‌تواند به مهمترین فرصت قرن حاضر برای استقرار یک دموکراسی پایدار و موفق تبدیل شود.&lt;br /&gt;دلایلی که باعث می‌شود تصاحب قدرت در کوتاه‌مدت به جنبش سبز صدمه بزند:&lt;br /&gt;همواره در اختیار گرفتن قدرت از سوی یک طیف، آغاز نزاع بر سر تقسیم قدرت و منافع بوده است. طیفی که روابط و ساز و کارهای آن هنوز به درستی شکل نگرفته است، قطعا در فرایند تقسیم قدرت دچار مشکل خواهد شد و چه بسا همین مشکلات آن را به محاق ببرد. کسانی که تصوری غیر از این دارند، می‌توانند به روابط قبل از انتخابات ستادهای موسوی و کروبی دقت کنند و روابط آنها در آن زمان - که نه قدرت سیاسی بلکه تنها شائبه‌ی دستیابی به آن وجود داشت - را با امروز مقایسه کنند.&lt;br /&gt;تصاحب قدرت توسط سبزها در کوتاه‌مدت، باعث می‌شود دایره‌ی دوستان و هم‌طیفی‌ها که امروز به لطف فشارهای حریف به غایت گسترده شده و بخشی از جناح راست تا اپوزیسیون غیر مسلح را شامل می‌شود، به سرعت به سمت بسته شدن برود و فضای همدلی به سرعت به فضای حذف تبدیل می‌شود. برای شاهد این سخن کافی است نگاه مطرح شده در بیانیه‌ی شماره 11 مهندس موسوی را با ساختار و لایه‌های قدرت در ستاد ایشان مقایسه کنید. حلقه‌های ابتدایی ستاد ایشان از لحاظ سابقه و عقیده به شدت گزینش شده بودند و فقط افراد خاصی امکان فعالیت در سطوح بالا را داشتند. این وضعیت این روزها جای خود را به شکل بی‌سابقه‌ای به همبستگی میان گروه‌های مختلف داده است. اگر این افراد و گروه‌های مخالف پیش از دستیابی به قدرت تجربه‌ای جدی از کار مشترک را تجربه نکنند، در زمان کسب قدرت قطعا به سرعت از هم خواهند پاشید. این گروه‌ها و افراد باید در روزهای سخت مقاومت درک کنند هر یک از آنان جز مهم و حذف‌ناپذیری از بازی هستند.&lt;br /&gt;درگیر شدن در مسائل جزئی، توان زایندگی و نوآوری را از یک طیف می‌گیرد و آن را به جریان روزمرگی و واکنش می‌اندازد. اگر همه‌ی ما توافق داریم که فرهنگ سیاسی جدیدی باید خلق شود، این کار نه پس از کسب قدرت که پیش از آن باید بیافتد.&lt;br /&gt;وابستگی نهادی، دشمن تحرک‌پذیری سیاسی است. روز 25 خرداد افرادی از سران اصلاح طلب در خیابان در حال سخن گفتن با مردم دیده شدند که در سال‌های اصلاحات آنها را به زحمت پشت میزهایشان هم می‌شد پیدا کرد. دستیابی به قدرت سیاسی برای مخالفان همیشه حدی از محافظه‌کاری را به ارمغان می‌آورد.&lt;br /&gt;اما راه حل چیست؟ اگر دستیابی آنی به قدرت سیاسی راه حل نیست، پس کجا باید به دنبال راه حل گشت؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;تیپ ایده‌آل ایرانی تحصیلکرده&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نباید دست به تحلیل‌های تقلیل‌گرایانه زد، اما می‌توان از این ایده دفاع کرد که آنچه جامعه ما در مسیر دموکراتیزاسیون به آن نیاز دارد، بیش از آنکه تغییر در متولیان نهادهای سیاسی (و یا حتی مهمتر از آن ساختار قدرت سیاسی) باشد، تغییر و تحول اساسی در نگاه سوژه ها به سیاست و - حتی زیرساختی‌تر از آن - سبک زندگی آنان باشد. فقط برای چند دقیقه تلاش کنید تا "تیپ ایده آلی" از یک فرد تحصیلکرده و نسبتاً آگاه سیاسی در ایران (که بر اساس تحلیل بازاریابی سیاسی باید مهمترین سوژه در فرآیند توسعه‌ی سیاسی و دموکراتیزاسیون باسد) برای خودتان بسازید. این تیپ ایده‌آل بدبین به آینده، منفعل و مشوق انفعال است و نادانسته فعالیت سیاسی و اجتماعی را با نگاه‌ها و رفتارهایش سرکوب می‌کند. قاطبه‌ی فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی در ایران، بیش از آنکه توسط حکومت تحت فشار قرار گیرند، از سوی خانواده و دوستان خود سرکوب می‌شوند؛ و مهمترین مانع فعالیت مدنی در ایران عملاً نه حاکمیت، که خود ما هستیم. هدف‌گرایی بیش از حد و در نظر نگرفتن توسعه سیاسی به عنوان یک فرایند دارای فراز و نشیب، باعث شده است این تیپ ایده‌آل همیشه همه چیز را در حال ویران شدن ببیند؛ زیرا رسم روزگار این است که پیشرفت‌ها اندک اندک اتفاق می‌افتند و عقب‌گردها یک‌باره. شکست‌باوری و نادیده گرفتن پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها از سوی اکثر افراد، ویژگی و خصیصه‌ای است که با کمی دقت در اکثر افراد جامعه ما به چشم می‌آید. ما علاقه داریم پیشرفت‌ها و دستاوردها را عینی، یک‌باره و به سرعت به دست آوریم و این خواست، در جهانی اینچنین، جز سرخوردگی برایمان به ارمغان نخواهد آورد.&lt;br /&gt;به هم ریختگی و بی‌نظمی در زندگی شخصی، از ما انسان‌های در خود مانده‌ای می‌سازد که اگر بتوانیم گذران زندگی کنیم، باید از کائنات سپاسگزار باشیم و در چنین زندگی بی‌نظم و درهم ریخته‌ای دیگر جایی برای مبارزه و مقاومت و اندیشه باقی نمی‌ماند. در نهایت می‌توانیم یک هفته و در اوج بحران کارمان را تعطیل کنیم و به تظاهرات خیابانی بپردازیم. اما اگر مقاومت به طول بینجامد، احتمالا ترجیح می‌دهیم به زندگی عادی برگردیم و فعالیت را به دیگران بسپاریم. این روش زندگی کسل، نه تنها باعث می‌شود نتوانیم مبارزان خوبی باشیم، بلکه حتی باعث می‌شود از نظر شخصی نیز از یک زندگی سعادتمندانه محروم باشیم.&lt;br /&gt;اما آنچه باید بیش از همه باید با آن به مبارزه پرداخت، شرایط اتمیزه‌ی جامعه است؛ شرایطی که در آن نه از فواید، لذت‌ها و آرامش زندگی سنتی جمع‌گرایانه خبری هست و نه از آزادی و احترام مستتر در فردگرایی مدرن. تنهایی صفت غالب زندگی اکثر ماست: تنهایی درست در میان دیگران. ما اگرچه در کنار یکدیگر زندگی می‌کنیم، اما دیوارهایی نامرئی ما را از هم جدا می‌کند و همین امر، ناتوانمان می‌سازد و آنان را که نباید، بر سرنوشتمان مسلط می‌سازد.&lt;br /&gt;نفی و به رسمیت نشناختن دیگری، دیگر ویژگی تیپ ایده‌آل مذکور است. در چنین منشی - که به‌رغم ژست‌های روشنفکرانه، منش غالب ماست - دیگران، به سبب همسانی‌های فراوانشان با ما تأیید نمی‌شوند، بلکه با کوچک‌ترین تفاوتی نفی می‌شوند. ما عادت کرده‌ایم از بالای برج خیالی‌مان بر حماقت دیگران بخندیم و آنان را سرزنش کنیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;راه برون‌رفت&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;راه برون‌رفت از وضعیت فعلی اما همان چیزی است که مهندس موسوی در بیانیه‌ی شماره‌ی 11 خود به تصریح و تلویح به آن پرداخته است: عبور از مقاومت متمرکز سیاسی و حرکت به سوی مقاومت شبکه‌ای و شادمان اجتماعی.&lt;br /&gt;مهندس موسوی آنجا که می‌نویسد "آنچه اینجانب در پاسخ به سوال چه باید کرد پیشنهاد می‌کنم، تقویت و تحکیم این شبکه‌ی اجتماعی است" راه درمان بخشی از این بیماری‌ها را ارائه کرده است.&lt;br /&gt;شبکه‌های اجتماعی فعال، بنا بر تعریف، در صورت شکل گرفتن، خود به خود دو آسیب ذکر شده یعنی انفعال و تشویق به آن و اتمیزه شدن جامعه را حل می‌کند. این شبکه‌های اجتماعی، فعالیت سیاسی و اجتماعی را افسون‌زدایی خواهند کرد و جعبه‌ی سیاه این فعالیت‌ها را برای عموم باز خواهد کرد. در این صورت فعالان سیاسی، مدنی و اجتماعی در نگاه مردم دیگر فرقه‌هایی ناشناخته نخواهند بود، بلکه انسان‌های عادی خواهند بود. تنها در این وضعیت است که می‌توان انتظار داشت عموم مردم در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت کنند.&lt;br /&gt;موسوی آنجا که می‌نویسد "مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه‌ها و گرایش‌ها و اقشار و اقوام و مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند، اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند" به راه حل بیماری نفی‌گرایی اشاره کرده است. ما باید این امر را در جامعه نهادینه کنیم که به محض اینکه فرد یا گروهی ایرانی است، دیگر سنجش او با ترازوی خودی و غیر خودی بی‌معناست.&lt;br /&gt;به موارد ذکر شده در بیانیه، ما نیز باید یکی دو مورد را بیفزاییم: در این راه، شادی باید هدف ما، راهبرد ما و تاکتیک ما باشد. آنچه باعث شده جامعه ایران در برخورد با ناکامی‌ها، گاه دهه‌ها در افسردگی فرو برود، ناشاد بودن آن است. گرچه از میان ما کسانی کشته شدند، کنک خوردند و یا هنوز در بندند، اما این امر نباید روحیه‌ی ما را تضعیف کند و روح ما را بخراشد. آنها که رفتند، برای شادی و آزادی ما رفتند، نه برای افسردگی و ناشادی‌مان. مقاومت ما باید سرشار از موسیقی، دوستی و نشاط باشد تا بتواند این روزهای سخت را پشت سر بگذارد.&lt;br /&gt;شادی نیروی عجیبی به انسان می‌بخشد. البته خشم و نفرت نیروی بیشتری می‌بخشد، اما با آن نیرو تنها می‌توان نابود کرد؛ ولی با نیروی حاصل از شادی است که می‌توان ساخت. ما بیش از آنکه نیازمند نابود کردن تاریکی باشیم، نیازمند خلق روشنایی هستیم. اصولاً مبارزه با تاریکی، چیزی جز برافروختن نور نیست. باید یاد بگیریم که برای آرمان‌های بزرگ مبارزه کنیم و به پیروزی‌های کوچک دلخوش باشیم. عمر بشر هرگز در یک نسل امکان دستیابی به اکثر آمالش را نمی‌دهد و ما اگر این اصل را فراموش کنیم، همواره خود را ناکامیاب و ناشاد حس خواهیم کرد.&lt;br /&gt;دیگر آنکه ما باید به کمک یکدیگر در اصلاح روش زندگی خود بکوشیم. مخالفان ما، به سبب ماهیت عقل ستیزشان، هر روز ناکارآمدتر و ضعیف‌تر خواهند شد و در برابر آن، ما باید هر روز کارآمدتر و توانمندتر شویم. نباید انکار کنیم که سبک زندگی ما صحیح نیست. اگر احساس می‌کنیم وقت کافی برای فعالیت‌های جدی در راستای اصلاح وضع موجود نداریم، ناشی از اتلاف شدید وقت در زندگی‌مان است.&lt;br /&gt;شک نباید داشت که اگر ما موفق به ساختن سبک‌های اجتماعی شاد، امیدوار و کارآمد شویم، هیچ نیرویی توان مقاومت در برابر ما را نخواهد داشت.&lt;br /&gt;این شبکه‌ها لازم نیست کاملا معطوف به سیاست باشند. همانطور که مندس موسوی می‌نویسد: "جمع‌های خویشاوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئت‌های مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلان که هنوز دور هم جمع می‌شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند و ... " همه می‌توانند بی‌نهایت موثر باشند.&lt;br /&gt;این شبکه‌ها فقط کافی است به وجود بیایند و سه ویژگی «شادی، امیدواری و کارآمدی» را داشته باشند تا آنچه باطل و غیر اخلاقی است، چون برف در آفتاب تموز، آب شود.&lt;br /&gt;عرصه‌ی اجتماعی عرصه‌ای است که بر خلاف حوزه‌ی سیاست، در آن نمی‌توان دهان‌ها را بست و با زور بر آن حکمرانی کرد. می‌توان مجوزی برای رسانه‌های مستقل صادر نکرد، اما آیا دهان مردم را می‌توان بست؟ روزنامه‌ها را می‌توان تعطیل کرد، اما با ایمیل‌ها و صدها هزار چاپگر خانگی چه می‌توان کرد؟ حزب سیاسی را می‌توان منحل کرد؛ چندین میلیون خانواده و گروه دوستی را چطور؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-5082021580650687149?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/5082021580650687149/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=5082021580650687149&amp;isPopup=true' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/5082021580650687149'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/5082021580650687149'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_8878.html' title='یادداشت: مقاومت شبکه‌ای شادمانه و پر امید'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-4294095188663187998</id><published>2009-09-21T13:06:00.000+04:30</published><updated>2009-09-21T20:10:11.726+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: نامه دیگری از یکی از فرماندهان جنگ به آیت الله خامنه ای</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;الا و ان الدعی ابن الدعی قد رکزنی بین اثنتین بین السلّه و الذلّه و هیهات من الذله.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; این سخن مولایمان حسین(ع) است خطاب به مردم کوفه. امام حسین (ع) می فرمایند: این حرامزاده (یزید) پسر حرامزاده (معاویه) مرا بین دو امر مخیر گردانیده. یکی شمشیر و دیگری ذلت و خواری. و اما هیهات من الذله. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;آقای خامنه ای، سلام بر شما اگر شایسته سلام هستید &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;نامه برادرم نوری زاد که خطاب به شما چاپ شد دلمان روشن شد که هنوز انسانیت و خداپرستی جریان دارد. آفرین بر این شیر پاک خورده و باغیرت. ولی خواندم که از همان روز بنای آزار و اذیت و تهدید ایشان را گذاشته اند. مرد خدا را چه باک از تهدید؟ صد افسوس و لعنت بر آنهایی که ادعای مرجعیت دارند ولی مثل ابوموسی اشعری نافهمند و علی(ع) را از معاویه تشخیص نمی دهند. من این نامه را می نویسم که برادرم نوری زاد و خیل گمنامان تنها نباشد. به ملت هم بگویم که بچه های اصیل سپاه ساکت نیستند. آنها به طرق گوناگون در اینترنت مشغولند و به وظیفه الهی خود عمل می کنند اما ملاحظاتی دارند که نمی توانند عنوان کنند عضوی از خانواده سپاه هستند. من هم به موقع خود را معرفی می کنم. ولی من یکی مثل نوری زاد دست به قلم نیستم. من اهل تفنگ و جنگم. اگر هم این نامه را می نویسم نه به خاطر حالا نصیحت و این جور صحبتهاست. آدم منحرفی مثل شما ابداً راست نمی شود. با شمشیر باید شما را راست کرد مگر خود را دریابید. نامه که می نویسم خطاب به ملت است که ننشینند در خانه هایشان و شبها به سپاه بد بگویند و ما را متهم کنند که غیرت و مردانگی نداریم. ما اصل غیرت و مردانگی هستیم منتهای مراتب رهبری یک عده فرصت طلب و موذی را بر سپاه حاکم کرده و اینها هستند که بی غیرتند و آبروی ما را در هشت سال دفاع و نبرد جانانه می برند و برده اند. دخترم چند بار گفته که بگذار نوشته ها را اصلاح کنم که گفتم نه خیر لزومی ندارد. اهل معرفت می فهمند که چه می نویسم. چقدر لفاظی؟ چقدر قلمفرسایی؟ من که ترکی نمی نویسم. فارسی می نویسم و همه می فهمند. یکبار این کار را کرد و جملات پس و پیش شد که جالب نبود. فقط در ویرگولها از ایشان یاد می گیرم که خواندنش راحت باشد. روزی که من وارد جنگ شدم اصلاً و هرگز به خاطر خاک نبود. همه غم و غصه امثال ما پاسداری از مردم بود. راضی بودم خاک را از دست بدهم اما مردم آسیبی نبینند. حالا نگویید وطن پرست نیستم. خاک برای من معنایی ندارد. هرچه هست مردم هستند. خاک و وطنی که مردم سالم نداشته باشد بودنش به چه دردی می خورد؟ من منکر تاریخ گذشته نیستم ولی دلم به این چیزها خوش نیست. شما ممکن است به من بگویی سواد درست و حسابی نداری و دشمن نظام هستی . بله قبول دارم که مدرک تحصیلی ندارم ولی بیشتر و بهتر از آنهایی می دانم که زیر سایه شما با مدرک ساختگی مملکت را نابود نموده اند. من بهتر از خیلی کسانی می دانم که در حوزه درس خوانده اند و حالا به خاطر زندگی در سایه شما در کشتار مردم دست دارند. همین طلبه فاسد طائب که حکم تو را دارد و بسیج را به جهنم مبدل کرده بیشتر از من می داند؟ اینها همه دوست و خوش فکر هستند اما من دشمنم؟ من اقل کم به خاطر خصلت نظامی گری از هوش جنگی برخوردارم و می دانم که در شب نباید مستقیم به یک شیء ثابت نگاه کرد زیرا برای آدم دوتا می شود. ولی شما و اطرافیانت از بس در روز و شب بر روی چیزهای مسخره تمرکز کرده اید که از سایه خودتان هم می ترسید و خیال می کنید همه دشمن نظام هستند. خب دشمن نظام فعلی که هستم. اما نه نظامی که برایش جان دادیم. آن نظام مرد و رفت پی کارش. سالها پیش از روی میل و رضا با جمعی به دیدار شما آمدیم. آن وقتها خیال می کردیم علی آباد هم دهی است. دیدار نیمه خصوصی بود ولی اواخرش کاملاً خصوصی شد. عذر ما را خواستند و چندتایی هم ماندند. یکی از این افراد حسین الله کرم بود و یکی هم طلبه ای بود به نام آقای پروازی. فهمیدم که خبرهایی هست. گفتم باقی ماندن الله کرم نزد رهبری نشان می دهد یک جای کار گیر دارد. حسین الله کرم همیشه به شرخری و دردسر شهرت داشته و دارد. یادم هست هر کسی می خواست یکی را بترساند دست به دامن الله کرم می شد. او هم یارو را درست و حسابی می ترساند. اما پروازی بچه ساده و سالمی بود و به گفته خودش عاشق انقلاب و شما بود. این طلبه ساده شبها موقع نماز شب اسم شما را می برد و برایتان دعا می کرد. بعدتر یک نفر تازه به دوران رسیده مشکوک هم اضافه شد که الان هم برای خاله جانش فیلم می سازد و بچه های جنگ را مسخره می کند، شما هم خوشتان می آید. و آن شخص مسعود دهنمکی است. آدم مطمئنی تعریف می کرد که در کثافت کاری و اجیرکردن آدمهای ناسالم یک حیوان بی بند و بار است. اخیراً یک حسین رمضون یخی کله خر مثل شریفی نیا هنرپیشه را هم اجیر کرده که کارهای فیلمسازی را نشانش بدهد تا به نام خودش تمامش کند. این شریفی نیا هم شده یکی از دستبوسان تو. کاری به سابقه اش ندارم که کارش پادویی برای این و آن است تا کثافت کاری هایش لاپوشانی شود. خانواده محترمی دارد و گرنه گفتنی ها را می گفتم. لزومی هم ندارد بگویم. پروازی به خاطر اینکه بچه پاک و سالمی بود و شیر حرام هم نخورده بود، زود خودش را جمع و جور کرد و رفت و حرفهایی هم زد. خیلی هم بنده خدا را اذیت و آزارش کردند و الان معلوم نیست کجاست و چه می کند. یک سال بعد که باند حزب الله (حزب الشیطان) تشکیل شد، نتیجه دیدارهای مکرر و خصوصی الله کرم را با بیت دیدیم. حسین آقای شرخر آدمهای خودش را داشت. او به دستور و سفارش بیت شما از همه جا تلکه و باج می گرفت و حسابی آدمهایش را که یک عده کله خر و حرامزاده بودند سیر می کرد. آنها هم در عوض هر کثافتی انجام می دادند. هر کسی هر کاری داشت و می خواست یک جایی را به گند بکشد آنها را خبر می کرد. پول خوب هم به آنها می دادند. چندتایی از آدمهایش در مسجد مفعول و فاعل بودند و کارهای زشت می کردند. آن هم در خانه خدا! پاپوش درست کردن برای زن و دختر مردم، باجگیری و کارهای دیگر برای آنها مثل آب خوردن بود و الان هم هست. اینها اطرافیان بیت شما بودند و الان هم لباس شخصی های معروف هستند. من آن وقت اجباراً بازنشسته بودم اما گاه گداری به محل کار سابقم می رفتم تا دیداری تازه بکنم. در قضایای مربوط به دوره آقای خاتمی یکی از بچه های سالم اهل سواد به من گفت فلانی، آقا که این همه توپ و تانک و هواپیما و نمی دانم ارتش و بسیج و سپاه و قوه قضایی و نیروی انتظامی دارد، چه نیازی به آدمهای شرخر دارد؟ مگر نمی تواند آدمهای خلافکار را بدهد دست قانون تا مجازات شوند؟ پس چرا دست به دامن یک شرخر مثل حسین الله کرم و غیره و غیره می شود؟ گفتم والله چه عرض کنم. دوستمان نکته جالبی مطرح کرد که تا آن وقت من متوجه نبودم. خودش هم جوابم را داد و متذکر شد که عمداً این سوال را مطرح کرده. او گفت که همه حکومتهای استکباری و زورگو برای اینکه تحت فشار سازمانهای بین المللی قرار نگیرند دست به این کارها می زنند تا جنایات به نام آنها تمام نشود و مثلاً به نام بخشی از مردم تمام شود. عجب کلکی؟ یک عده نویسنده و دانشجوی بدبخت را کتک کاری و تهدید بکنند و بگذارند به نام مردم. خب چرا محاکمه شان نمی کردید؟ مگر کاری داشت؟ وقتی به این مسئله پی بردم فهمیدم کسی که ادعای نیابت از آقا امام زمان(عج) دارد چقدر باید بترسد که عده ای کله خر شر خر دور خودش جمع کرده است. با خودم گفتم چنین آدمی باید در چاله میدان باشد و یک دستمال هم دور مچش ببندد و عربده کشی بکند. خدایا چه می شنویم و چه می بینیم؟ این آدم باید در جایگاه ولایت ائمه اطهار(ع) بنشیند؟ چنین آدم نالایقی باید در مقام و جایگاه مرجعیت شیعه و رهبری یک انقلاب بزرگ و یک میلیون شهید باشد؟ آن روزها رسم بود که به حسین الله کرم می گفتند شعبان بی مخ ولی من می گفتم شعبان بی مخ خود رهبری است که بیت را به کله پزی مش رمضون تبدیل کرده نه نوچه هایش که حسین الله کرم و غیره و غیره باشند. آدمی که اینطور باشد چه باید به او گفت؟ کارت به جایی رسیده که خودت را جای مولا علی(ع) هم می نشانی. شوخی می کنی یا جدی می گویی؟ تو و علی؟ غیر یک تشابه اسمی چه چیز تو مانند علی(ع) است؟ اگر علی مثل تو بود می توانست دعای عرفانی کمیل بنویسد؟ یعنی نعوذ بالله دور و بر مولا علی را یک عده شرخر مثل طائب و جعفری و حسین الله کرم و فیروزآبادی و چندتایی اراذل و اوباش پر کرده بودند؟ حاکم علی سلمان فارسی بود نه احمدی نژاد شارلاتان. فرمانده بسیج مولا علی مالک اشتر بود نه یک شارلاتان بدذات مثل حسن طائب. همین دغلباز بود که داستان ترانه موسوی را ساخت و داد تلویزیون عزت ضرغامی منافق نابکار تا پخشش کنند. خدا شاهد است با این آدرسهایی که من دادم تو با معاویه و هارون الرشید قابل مقایسه هستی نه مولا علی(ع). ولی جرأت آنها را هم نداری. گمان نکنم آنها برای پیشبرد کار خود شر خر استخدام می کردند. کسی که قانون در دستش هست چه نیازی به این کارها دارد؟ بیماری توهمات و فساد عقلی مشخصه دیگر شماست. هی دشمن دشمن برای چی؟ دشمن خودت هستی بنده معصیت کار خدا. دشمن خودت هستی که با اطرافیان از خودت بدتر پاک این نظام را نابود کرده ای. خودت همه چیز را خراب کرده ای الان هم رفته ای در حاشیه امن و دستور بگیر و ببند می دهی. به داخل تنها اکتفا نمی کنی و هی مرتب خارجی ها را هم تهدید می کنی. خیال می کنی آنها دستشان بسته است و منتظر می مانند که مثلاً تو تهدیدشان کنی؟ خیال می کنی مثلاً تشکیلات نظامی ناتو یا جنگنده های آمریکایی را مادر بی پناه سهراب اعرابی می چرخاند که غیر ضجه و ناله کاری دیگری بلد نیست؟ اینها خیلی مارمولک هستند و اگر دست تکان بدهی خرد و خمیرت می کنند. یاد هم گرفته اند که مثل عراق کار نکنند که بمب زیر پایشان منفجر شود. می زنند و در می روند تا علی بماند و حوضش. اصلاً معلوم هست دلت به کی در سپاه خوش است که این همه تهدید می کنی؟ ارتش چطور؟ هر چه سرهنگ و تیمسار ارتشی است به گاریچی تبدیل شده. از ظهر تا نصف شب پشت پیکان لکنته هستند و کرایه کشی می کنند که از گرسنگی نمیرند. روی سپاه حساب باز کرده ای؟ نه خیر خبری نیست. آنهایی که باید جنگ را فرماندهی بکنند مشغول معاملات بورس و مخابرات و شورت و لوازم آرایشی زنانه هستند. بدنه هم فهمیده که زیر بار نرود. بعضی از بدنه هم که عموماً مال بعد از جنگ هستند نمی فهمند جنگ چه شکلی است و آنجا مثلاً آش نذری تقسیم می کنند یا رقاصی می کنند. امثال ما که در گوشه ای غم و غصه می خوریم. مردم هم زخم خورده اند و هرگز فریب حسن طائب و فیروزآبادی یا جعفری نمی خورند. بروند خودشان را از بین ببرند که اینها بمانند آلاف و الوف جمع کنند؟ اگر همین شرخرها را نداشتی یک سپاهی با وجدان حاضر نبود روی مردم اسلحه بکشد. آنهایی هم که اسلحه به دست نوچه ها می دهند، سرشان در توبره مال حرام است. هرکدامشان که الدرم یلدرم می کند یا در بانک سهمیه دارد. یا در فلان صندوق قرض الحسنه عضو است. یا در کار واردات و صادرات شکر و قند و این جور چیزهاست یا معامله نفتی می کند. یا شرکت راهسازی با چندین بولدوزر و لودر دارد. آدمهای پست تر هم دارند که یا وام می گیرند و پس نمی دهند یا در ستاد امر به معروف می روند مثلاً از زنان بدبختی که مجبور به خودفروشی هستند تا زندگیشان تأمین شود باج می گیرند. یک جورایی جاکشی هم می کنند. یکی سرش در کار لوازم آرایشی زنانه است. یکی را می شناسم که در معامله کاندوم و کاپوت هم دست دارد. یکی از قاچاقچی مشروبات الکلی و پاسور و نوارهای مستهجن رشوه می گیرد. یکی از تجار مواد مخدر رشوه می گیرد بعد هم می آید در تلویزیون آمار مبارزه با قاچاقچی مواد می دهد. هر کدامش به نحوی سرش در توبره است. اینها برای تو جنگ می کنند؟ این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست. گذشت آن روزی که محمد بروجردی ها و باکری ها زن و زندگی را ول کردند ولی در عوض شب و روز صدام را تیره و تار کردند. بدنه سپاه آن قبلی ها حواسشان تیز شده که اگر تو بخواهی جنگ راه بیاندازی محلت نگذارند. آن اطرافیانت هم اهل جنگ نیستند و فقط بلدند چهار تا جوان دانشجوی بی دفاع و بی اسلحه را کتک کاری کنند یا چهار تا دختر بدبخت را بگیرند در سیاهچال بیاندازند. اینها عرضه بیشتر از این ندارند. اگر نمی دانی تا حالیت کنم که در بد کثافت خانه ای گیر کرده ای. تجاوز به پسر و دختر بی پناه مردم که هنر نیست. حرفت برای آدم سالم و با تقوی هیچ ارزشی ندارد. مگر چهار تا آدم بدبخت که اگر تو دست روی سرشان بکشی خر می شوند. این مال عقده حقارت است که یک نفر دلش به نوازش امثال تو خوش باشد. آن روح الامینی بدبخت و بی تشخیص یا چهار تا مطرب مسئله دار و هنرپیشه بدسابقه عرق خور به حمایت بیت نیاز دارند. چه بکنند؟ سال گذشته بود که کار یکیشان گیر کرد و چطوری نجاتش دادند. و الا باید هشتاد ضربه شلاق می خورد. این آدمها دور و برتان هستند و برای همین چیزها با بیت کار دارند. روز تنگ هم به ریشت می خندند و فلنگ را می بندند. بی تشخیصی و نافهمی تا چه حد؟ بیا یک محاسبه سرانگشتی بکن تا بفهمی که چه کسی دور و برت باقی مانده است. بیت شریف امام چه رابطه ای با تو دارند؟ السابقون انقلاب چه رابطه ای با تو دارند؟ حتی به یک بدبخت فلک زده ترسو مثل محسن رضایی هم که به هر دری می زند تا به بیت شما راه پیدا کند کم محلی می کنید. رفسنجانی که رفت و فقط اسمش مانده. ولی او هم دارد تاوان دروغی پس می دهد که پشت سر امام بست تا شما بشوید رهبر. زیرا از حاج احمدآقا و بقیه می ترسید. از این مسئله درگذر من به آقای هاشمی احترام می گذارم. هرچند خیلی کارهای بد را خودش بنیان نهاد اما همینکه الان فاصله دارد مأجور است. این اواخر میرحسین و کروبی هم برایت تره خرد نمی کنند. کروبی به جای نامه نگاری با بیت شما به رفسنجانی نامه می نویسد. فقط علی مانده و حوضش. نمردیم و این مثل را هم به عینه دیدیم. دو راه در پیش داری. یکی اینکه خودت را خلاص کنی و بگذاری مجلس خبرگان محترمانه شما را عزل بکنند. بعد برو در گوشه ای و توبه کن. البته اگر محاکمه ات کنند باید بروی زندان یا اینکه اعدام بشوی. به حرفهای مزخرف امثال سیداحمد خاتمی بی آبرو و طائب و جعفری و فیروزآبادی و جزایری و امثالهم دل خوش نکن. اینها خودشان هم مثل خر در فاجعه ای که درست کرده اند گیر افتاده اند. یکی از آنها ملعون زن و بچه اش هم هست. حالا هم دارند همه چیز را هل می دهند به سمت تو. به اینها بها نده که کارت از این هم که هست بدتر می شود. دارند گزارش دروغ می دهند. تا حالا هشتاد نفر کشته شده ولی آنها می گویند بیست نفر. نمی دانم تو خوابی یا بیدار؟ خبر داری آن پسر بیچاره ای که مورد تجاوز قرار گرفته رفته در خارج و دارد افشاگری می کند؟ راه دوم این است که سماجت کنی و مردم را بکشی. اما چه خیال کرده ای؟ خدا می داند مردم همه چیز را به هم می زنند و به هیچ چیز رحم نمی کنند. به برکت رهبری شما میلیونها جوان داریم که کافر شده اند و نه خدا می شناسند و نه پیغمبر. اینها چنان بلایی سرت بیاورند که نفهمی به چه کسی پناه ببری. جوانان مسلمان هم کم نیستند و آنها هم با بقیه دست به یکی می کنند تا از شر تو خلاص شوند. خطر کفر و بی دینی به والله قسم از ستم کمتر است. باید یادت نرفته باشد که گارد جاویدان اولین کسی بود که شاه را ول کرد و رفت. اینها اطرافیان تو فقط الدرم یلدرم بلدند. همه تهدید توخالی است. طقی به طروقی بخورد همه در می روند و آن وقت علی می ماند و حوضش. دوره ستم و ظلم به سر آمده و تو یا هیچ کس دیگر نمی تواند بر مردم ستم کند. چند روز؟ یک سال دو سال؟ چند سال؟ بالاخره یک روزی عمامه پیغمبر را که به دروغ دور سرت بسته ای می کنند در گردنت و خفه ات می کنند. اگر بار دیگر اسلحه روی مردم بگیری آن وقت حسابت سخت تر می شود. به والله قسم در بدنه سپاه برایت کمین گذاشته اند. خلبان آماده داریم که در یک لحظه کار بیت را یکسره کند. نکن کاری که بازآرد پشیمانی. نکن کاری که عده ای بیگناه هم کنارت از بین بروند. البته کسی که در کنار تو باشد بی گناه نیست. خدایا قرار نبود اینطور شود. خدایا اگر ما به جنگ رفتیم و شب و روز خودمان را برای این کار گذاشتیم نمی خواستیم به این روز بیفتیم که مردممان از ما رنجیده شوند. خدایا کدام پاسدار قبول دارد که ادعا کند برای حفظ مردمش جنگ کرد اما الان بر روی مردمش اسلحه بکشد. خدایا تو خود شاهدی که چقدر زجر کشیدیم و چقدر سختی و طعنه دیدیم اما از پای نیفتادیم اما الان از دشمن داخلی مخفی شده در بیت رهبری داریم رودست می خوریم. خدایا یاری مان کن تا از شرور نجات یابیم. خدایا به علما و رحانیون بی عرضه بفهمان که این طریقش نیست. خدایا علمای دل و جرأت دار ما را شجاع تر کن تا ریشه ظلم و فساد را بخشکانند. خدایا به مردم ما صبر و شجاعت عطا فرما تا ناامید نشوند. خدایا روی ما را زمین نزن. آمین. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;یکی از فرماندهان سابق جنگ &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;فرشید وطن دوست &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-4294095188663187998?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/4294095188663187998/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=4294095188663187998&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/4294095188663187998'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/4294095188663187998'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_21.html' title='خبر: نامه دیگری از یکی از فرماندهان جنگ به آیت الله خامنه ای'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-1324001094869253893</id><published>2009-09-21T13:04:00.000+04:30</published><updated>2009-09-21T20:18:18.427+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مقالات و مصاحبه ها'/><title type='text'>یادداشت: آنچه روز قدس فاش کرد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;من در تاریخ سی ساله انقلاب روزی را مانند روز قدس امسال نمی شناسم که بروشنی نشان داده باشد ملت ما تقسیم شده است. دو ملت بیگانه از هم در کنار هم. ملتی که ساخته دولت است و ملتی که خودساخته و خودبنیاد است. به زبان دیگر، روز قدس پایان راه ملت سازی دولتی در ایران بود. تمام قرن بیستم دولتها کوشیدند ملت بسازند و آن ملت را پشت سر خود جمع کنند. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. مثال عالی آن شوروی بود. مثال دانی اش کوبا. این میان هم بسیاری جا گرفته اند از ناصر و تیتو تا مائو. مساله با فروپاشی شوروی دگرگون شد اما پیش از آن چند سالی بود که مساله رهبران انقلاب ایران شده بود. این پایان آن راه است برای رهبران ایران هم.همه ما و خاصه نسل انقلاب این دوگانه شدن ملت را بروشنی دیده و بر آن شهادت می دهد. عاقبت این راه همین بود که یکی به احمدی نژاد ختم شود و رهبری که کسی نمانده تا بر او ولایت داشته باشد و یکی به آزادی از این تبعیض بزرگ و ملی؛ نفی گرایش به نادیده گرفتن هر کس که با دولت نیست. این راهی بی بازگشت است. ازیرا که &lt;strong&gt;ملتی که امروز می بینیم سالها ست که دارد تمرین می کند چگونه بی دولت زندگی کند. حالا دیگر حوصله اش سر رفته است. نمی تواند ببیند که همه عده و عده کشور با همین ملت سبز است و دولت غاصبانه او را نادیده می گیرد. تمام سی سال تبعیض و توهین و تحقیر در همین ادعای دروغ جمع است که معترضان اندک بودند و چند صد تنی بیش نبودند. این شاهد آن است که آنها ما را نمی بینند. اما مساله این است که اگر تا دیروز فکر می کردند نباید ببینند چون حق با انها ست و روح انقلاب جهانی در آنها دمیده و ایشان برگزیده ها خداوند قهارند امروز که همه پر-و-پوش شان ریخته و چیزی جز اسکله های قاچاق برایشان نمانده و حلقه متقلبان و حمایت آزادی ستیزانی چون روسیه و چین، به دروغ وا می نمایند که نمی بینند. آنها امروز متوحش اند از اینکه برایشان کسی نمانده است. هیچ نخبه و فرهیخته و صاحبنام و خوشنامی در اردوی آنها نیست هیچ منصف و دینداری به ایشان دیگر باور ندارد.&lt;/strong&gt; آنها بر باور مردمی سوار اند که دیر یا زود بیدار می شوند چون از روی ایمان و سادگی و خوش قلبی به این جماعت غاصب دروغزن اعتماد کرده اند. اینکه غاصبان از رسانه می ترسند از همین جا ست. آنها باید مردم را در بی خبری نگه دارند. مردمی که به آنها باور دارند. با آگاهی دچار تردید خواهند شد بعد این آگاهی پوست می ترکاند. به قول سروش علم آدم را یا می کشد یا زنده می کند اما وقتی دانستی دیگر بی تفاوت نمی توانی ماند. همه هنر دولتمداران ولایت محور به تاخیر انداختن این آگاهی است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;اما آنچه در حال حاضر به وجود آمده است دوپارگی جامعه ایرانی است. این دوپارگی چنان آشکار است که به هیچ رفو آن را پنهان نمی توان کرد. صدا و سیما و مقامات و منابر رسمی همه تلاش خود را می کنند اما موفقیتی ندارند. فیلمهای سالهای قبل را با فیلمهای امسال تدوین می کنند و به اسم گزارش روز  تحویل مردم می دهند. مصاحبه های قلابی می کنند. دوربین شان همیشه فقط یک گوشه معین را می گیرد. تا می توانند دروغ می گویند و وقایع را دستکاری می کنند و حقایق را وارونه می سازند. مرتب برای خود وقت می خرند و با خود می گویند امروز را هم سر کنیم از این ستون تا ان ستون فرج است بلکه اوضاع آرام شود. هر که را بخواهند به کوچکترین بهانه یا بی بهانه بازداشت می کنند و هر قدر میل شان کشید در بازداشت نگه می دارند و هر طور دلشان خواست با او رفتار می کنند. روزنامه ها را می بندند و سانسور می کنند. اما وضع به نفع آنها تغییر نمی کند. مردم تغییر می خواهند. تغییری به سود مردم.این دوپاره شده جامعه ایرانی بی شک و شبهه باید بود که نمی تواند ادامه یابد. با بگیر و ببند هم چاره نمی شود. رفو کردن و مهرورزی های احمدی نژادی و یا تهدیدهای سردار جعفری هم اثری نمی بخشد. حتی رهبر هم به میدان می آید اما حرف اش وزنی ندارد و تاثیر نمی کند. این راه ادامه اش غیرممکن است. نمی توان ملتی را به دوپاره تقسیم کرد و به پاره کوچکتر تکیه کرد. اگر هم می شد دیگر دوره اش به سر امده است. این مردم که روز قدس به خیابان امدند و در کنار ملت دولت-ساخته راه رفتند و شعار دادند و خود را به رخ آنها کشیدند به صد زبان می گویند دیگر زمانی که بتوانید ما را نادیده بگیرید گذشته است. تا دیروز راه را برای شما باز می گذاشتیم و کنار می رفتیم تا میدان داری کنید و خود بنمایید و خود را به جای همه ملت جا بزنید. اما دیگر تمام شد. ما هم مردمی هستیم. ملتی هستیم. هر جا که آمدید ما هم می آییم. تا وزن خودتان دست تان بیاید. ما حرفهای خود و شعارهای خود و خواسته ها و رهبران خود را داریم. برای هیچ دولت اقلیتی ممکن نیست که بتواند به راه اقلیت گرای خود ادامه دهد وقتی اکثریت مردم راه دیگری را نشان می دهند و آن دولت را اصلا به رسمیت نمی شناسند. اگر عقل و منطق و تدبیر مدینه ای هنوز باقی باشد باید تن به خواست مردم بدهد. مردمی که با هم دشمن نیستند مگر به تحریک دولت. این تبعیض آشکار و مردم را برابر مردم گذاشتن باید تمام شود. این ایده فرعونی که مردم را تحقیر کن تا از تو اطاعت کنند (فاستخف قومه فاطاعوه) تقویم اش کهنه شده است. ورق برگشته است. تا بر سرتان آوار نشده است بجنبید.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;منبع:&lt;a href="http://sibestaan.malakut.ir/"&gt; سیبستان&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-1324001094869253893?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/1324001094869253893/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=1324001094869253893&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1324001094869253893'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1324001094869253893'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_2049.html' title='یادداشت: آنچه روز قدس فاش کرد'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-6035644891972378917</id><published>2009-09-20T18:14:00.000+04:30</published><updated>2009-09-20T22:17:02.447+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: مراجع تقلید: عید فطر دوشنبه است</title><content type='html'>&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;بی اعتنایی مراجع تقلید به نظر رهبر در مورد پایان رمضان؛  مردم عید فطر حکومتی را روزه گرفتند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;رهبر جمهوری اسلامی در حالی نماز عید فطر را در دانشگاه تهران اقامه کرد که مراجع تقلید عمده – حتی مراجع تقلید حامی حکومت - یک شنبه را به عنوان روز عید نپذیرفته اند. بدین ترتیب در حالی که دستگاه حکومتی یک شنبه را روز عید فطر و تعطیل رسمی اعلام کرده است، اما اکثریت مردم ایران که مقلد مرجعی غیر از آیت الله خامنه ای هستند، یک شنبه را نیز در روزه به سر برده اند. &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;حداقل ۱۷ تن از آیات عظام شامل: &lt;strong&gt;یوسف صانعی&lt;/strong&gt;، &lt;strong&gt;حسينعلي منتظری، علی سیستانی،&lt;/strong&gt; لطف الله صافی گلپایگانی، ناصر مکارم شیرازی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، حسین نوری همدانی، سید محمد تقی مدرسی، سید صادق شیرازی، اسدالله بیات زنجانی، سید محمد علی دستغیب، علی صافی گلپایگانی(وارث فقهي آيت الله بهجت)، وحيد خراساني، حسین مظاهری، اسحاق فیاض، سید محمدسعید حکیم، شیخ بشیر نجفی از طرق مختلف از جمله سایت های اینترنتی خود اعلام کردند که یکشنبه را روز عید فطر نمی دانند و روز دوشنبه را عید فطر اعلام می کنند.&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-6035644891972378917?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/6035644891972378917/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=6035644891972378917&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6035644891972378917'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6035644891972378917'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_5993.html' title='خبر: مراجع تقلید: عید فطر دوشنبه است'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-1070207516875083420</id><published>2009-09-20T17:09:00.001+04:30</published><updated>2009-09-20T22:13:29.918+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: فشار شدید بر خانواده و دوستان ابراهیم شریفی؛یکی از افشا کنندگان تجاوز جنسی در بازداشتگاه ها</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrZpf_sU_wI/AAAAAAAAAMs/u3ajpPIqaIo/s1600-h/anzali.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5383606402962226946" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 180px; CURSOR: hand; HEIGHT: 177px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrZpf_sU_wI/AAAAAAAAAMs/u3ajpPIqaIo/s200/anzali.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;strong&gt;کمپین بین المللی حقوق بشر&lt;/strong&gt; امروز نگرانی شدید خود را درباره امنیت جانی ابراهیم شریفی، دوستان و خانواده او ابراز کرد.&lt;br /&gt;ابراهیم شریفی یکی از شاهدان مهدی کروبی و از قربانیان تجاوز جنسی به بازداشت شدگان در بازداشتگاه ها است که پس از تلاش نمایندگان قوه قضائیه در تهدید او برای تکذیب تجاوز جنسی به او در دوران بازداشت، از ادامه پیگیری در سیستم قضایی ناامید و متواری شده بود و در حال حاضر در خارج از کشور تحت تعقیب امنیتی است و علاوه بر این خانواده او، و نیز دوستانش برای تکذیب گفته های ابراهیم با شرکت در یک شوی تلویزیونی از مجموعه ساخته های تکذیب تجاوز در زندان، تحت فشار هستند. بنابر همین گزارش دیگر قربانیان تجاوز هم تحت فشارهای مشابهی قرار دارند.&lt;br /&gt;هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در باره وضعیت ابراهیم شریفی گفت«آنچه که بر ابراهیم رفته است، نه یک اتفاق بلکه یک شیوه شکنجه تصمیم گیری شده و دستوری برای شکستن روحیه بازداشت شدگان جوان بوده است. هر چند اطلاعات در این زمینه ناقص است، اما گزارش های رسیده به ما حاکی از این است که تجاوز نه در یک بازداشتگاه و نه در یک شهرستان متمرکز بوده، و نه فقط خاص دختران که در مورد پسران نیز این آزار و تعرض جنسی اعمال می شده است.»&lt;br /&gt;ابراهیم شریفی که در جریان انتخابات در ستاد مردمی کروبی فعال بود پس از اعلام نتایج انتخابات به مدت یک هفته در تظاهرات اعتراضی شرکت می کند. در روز دوم تیرماه توسط سه نفر ناشناس ربوده می شود و با دست و چشم بسته به مکان نامشخصی برده می شود. یک هفته در این مکان مورد شکنجه و اعدام نمایشی قرار می گیرد و پس از اعتراض به اعدام نمایشی، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دستور تجاوز و تعرض جنسی برایش صادر می شود. دست و پا بسته در اتاقی مورد تعرض قرار می گیرد و سپس خود را در روی تخت یک مرکز بهداشتی می یابد، در حالی که بر یک دستش سرم و خون وصل بود و دست دیگرش به تخت بسته شده بود.ابراهیم پس از یک هفته بازداشتی که هنوز نمی داند محل آن کجا بوده، در اتوبان سبلان رها می شود. در جریان معالجات خود، اسناد پزشکی مبنی بر تجاوز برایش صادر می شود.&lt;br /&gt;هادی قائمی در مورد هدف تجاوز جنسی بعنوان شکنجه گفت«بنظر می رسد با تحلیلی که نیروهای امنیتی از ترکیب معترضین داشتند که غالبا نیروهای جوان بوده و بخشی هم از خانواده های سنتی هستند، سیاست تجاوز و تعرض جنسی در زندان ها را در مورد این افراد در پیش می گیرند و پس از تجاوز آنها را آزاد می کنند. بخش عمده ای از این افراد پس از آزادی سکوت کرده و در وضعیت کاملا انفعالی و افسردگی بسر می برند. و حتی بخش عمده ای از این افراد که در مورد تجاوز در زندان ها صحبت می کنند، با سرکوب خانواده و دوستان مواجه می شوند. به این ترتیب نیروهای امنیتی به جای اینکه خود دست به سرکوب این معترضین جوان در زندان بزنند، با این عمل جامعه را وادار به سرکوب این افراد می کنند. از طرف دیگر با توجه به برخورد های سنتی جامعه در حوزه روابط جنسی، نیروهای امنتیتی به این ترتیب قصد داشتند که ترس و وحشت را در بین مردم جریانسازی کنند تا از حضور جوانانشان در راهپیمایی های اعتراضی جلوگیری کنند.»&lt;br /&gt;تشکیل کمیته های پیگیری در مورد وضعیت بازداشت شدگان توسط نامزدهای انتخاباتی، این مکان را به محلی برای تحقیق و بررسی شکنجه های اعمال شده در مورد زندانیان تبدیل کرد. برخی از کسانی که خود قربانی تجاوز و تعرض جنسی بودند یا خانواده های آنها، اسنادی را در اختیار این دو کمیته گذاشتند.&lt;br /&gt;مهدی کروبی در نامه های متعددی خواستار بررسی قضایی تجاوز های جنسی شد. سرانجام بعد از تکذیب های فراوان، مسئولین قضایی به بررسی موارد مستند تن دادند. اما انحراف مسیر بررسی قضایی و اعمال تهدیدها و تکذیب های امنیتی باعث شد که کروبی، سه سند ارائه شده به قوه قضائیه را با مردم نیز در میان بگذارد. یکی از این اسناد مربوط به ابراهیم شریفی بود که توسط هئیت سه نفره قوه قضائیه به ساختگی و جعلی بودن اسناد آن اشاره شده است.&lt;br /&gt;همچنین در گزارش هئیت سه نفره از آقای محمد داوری از اعضای حزب اعتماد ملی بعنوان کسی که سی دی این سند را تهیه کرده است، نام برده شده است. دفاتر کمیته های پیگیری کروبی و موسوی در روزهای 16 و 17 شهریور مورد حمله قرار می گیرد و ماموران پس از مصادره کلیه اسناد و مدارک، دفاتر را پلمپ می کنند و به بازداشت مسئولین این کمیته ها، مرتضی الویری و دکتر بهشتی، و سایر افراد مرتبط با پییگری وضعیت آسیب دیدگان از جمله محمد داوری، بازداشت شده در روز 18 شهریور اقدام می کنند.&lt;br /&gt;ابراهیم شریفی که اسناد خود را در اختیار آقای کروبی قرار داده بود، به همکاری با ایشان برای بررسی قضایی ادامه می دهد. در جریان بررسی توسط نمایندگان قاضی مرتضوی بشدت تهدید می شود که نباید اساسا اعتراض می کرده و برای حفظ جان خود و خانواده اش بهتر است که حرفش را پس بگیرد. در جریان دستور قاضی مرتضوی برای بررسی مجدد توسط پزشکی قانونی، ابراهیم شریفی متوجه می شود که همه مسیرهای حقیقت یابی در کنترل نیروهای امنیتی است.در پی افزایش تهدیدها وخطرات جانی وی از کشور خارج میشود. در این مورد ابراهیم شریفی به کمپین گفت«من اصلا از ایران نمیخواستم خارج شوم ولی با با تهدیدها و فشارهای روزافزون جان خودم و خانواده ام در خطر بود. به خصوص وقتی تصمیم برای ملاقات با کمیته مجلس داشتم مامورین اطلاعاتی تهدید به قتل من و خانواده ام از طریق تصادف ساختگی کردند.»&lt;br /&gt;پس از ناپدید شدن، پدر وخانواده ابراهیم شریفی به اشکال مختلف مورد کنترل قرار می گیرند و توسط نیروهای موتورسوار تهدید می شوند و به دنبال مشخص شدن اینکه ابراهیم شریفی به خارج از کشور رفته و در مصاحبه های متعددی به افشای این تجاوز جنسی درزندان مشغول است، نه تنها خودش در تعقیب نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور قرار گرفته، و تهدید خانواده اش همچنان ادامه دارد، بلکه یکی از دوستانش نیز به وزارت اطلاعات برده شده، مورد بازجویی شدید و تهدید قرار گرفته است و خانواده او نیز بشدت تحت کنترل هستند.&lt;br /&gt;کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، به نیروهای امنیتی و نظامی حاکم برایران که قدرت سیاسی را در اختیار گرفته اند، گوشزد کرده است که تاثیر سیاست های سرکوبگرانه مردمی را که فقط خواستار حقوق بشر خود هستند واقع بینانه ارزیابی کنند.&lt;br /&gt;همه این دادگاه های گروهی و شکنجه ها و تجاوز های جنسی و ساخت شوهای تلویزیونی، اثری در تغییر مسیر انتخاب شده مردم نداشته است و مشارکت میلیونی مردم در راهپیمایی روز قدس برای فریاد زدن خواسته برحق خودشان، علیرغم همه تهدیدهای مستقیم نظامی، یک شاخص در این مورد است.&lt;br /&gt;کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که هر گونه اتفاقی برای ابراهیم شریفی،اعضای خانواده،دوستان و همکاران او و افرادی از قبیل محمد داوری که یکی از اتهام های او تهیه سی دی در مورد تجاوز جنسی به ابراهیم شریفی است، بر عهده مسئولین جمهوری اسلامی ایران است.    منبع: شبکه جنبش راه سبز(جرس)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-1070207516875083420?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/1070207516875083420/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=1070207516875083420&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1070207516875083420'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1070207516875083420'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_3649.html' title='خبر: فشار شدید بر خانواده و دوستان ابراهیم شریفی؛یکی از افشا کنندگان تجاوز جنسی در بازداشتگاه ها'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrZpf_sU_wI/AAAAAAAAAMs/u3ajpPIqaIo/s72-c/anzali.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-1259168175893073977</id><published>2009-09-20T17:01:00.000+04:30</published><updated>2009-09-20T22:09:18.669+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: بازداشت احمد حسینی،مسئول شاخه گیلان مجاهدین انقلاب اسلامی</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrZor27KHNI/AAAAAAAAAMk/pJOLnXy7NaM/s1600-h/hoseyni.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5383605507255311570" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 180px; CURSOR: hand; HEIGHT: 174px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrZor27KHNI/AAAAAAAAAMk/pJOLnXy7NaM/s200/hoseyni.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; سيد احمد حسيني، مسئول شاخه گيلان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران، از عصر روز پنجشنبه 26 شهریور در رشت بازداشت شده است.&lt;br /&gt;به گزارش شبکه جنبش راه سبز(جرس) سازمان مجاهدین انقلان اسلامی با اعلام خبر بازداشت مسئول شاخه گیلان این سازمان خبر داد سید احمدحسيني، كه معاون سياسي- امنيتي استانداري گيلان در دوره اصلاحات بوده و همچنين رياست شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات آن استان را برعهده دارد،از وزين ترين و معتبرترين شخصيت هاي سياسي استان گيلان است كه دستگيري وي، موجي از تعجب و انتقاد را حتي در بين شخصيت هاي غير اصلاح طلب استان گیلان به دنبال داشته است.&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;احمد حسینی در هفته بعد از کودتای انتخاباتی هنگامی که به منزل اش مراجعت می کرد مورد هجوم وحشیانه مامورانی قرار گرفت که قصد کشتن وی را داشتند. آنها با باتوم برقی و شوکر به این فعال سیاسی شناخته شده حمله کردند که با حمایت مردم توانست از ترور رهایی یابد. حسینی پیشتردر فرمانداری شهرستان رشت،مدیرکلی سیاسی-انتظامی مرکزی،معاونت سیاسی-امنیتی زنجان،معاونت سیاسی-امنیتی همدان و معاونت سیاسی-امنیتی استانداری گیلان سوابق چشم گیری داشته است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-1259168175893073977?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/1259168175893073977/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=1259168175893073977&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1259168175893073977'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1259168175893073977'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_20.html' title='خبر: بازداشت احمد حسینی،مسئول شاخه گیلان مجاهدین انقلاب اسلامی'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrZor27KHNI/AAAAAAAAAMk/pJOLnXy7NaM/s72-c/hoseyni.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-2938723360416337172</id><published>2009-09-19T17:11:00.001+04:30</published><updated>2009-09-21T20:23:34.195+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: سبزها پیروز شدند</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrY_kJ_EXPI/AAAAAAAAAMU/ADpDlBeGvEA/s1600-h/1016_newsphoto.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5383560294956293362" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 277px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrY_kJ_EXPI/AAAAAAAAAMU/ADpDlBeGvEA/s320/1016_newsphoto.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;strong&gt;راهپیمایی میلیونی سبزپوشان در سراسر ایران&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;راهپیمایی آخرین جمعه ماه رمضان که به روز قدس معروف است، روز گذشته برای اولین بار به صحنه ابراز مخالفت مردم معترض به کودتای انتخاباتی تبدیل شد و مردم ایران علیه رئیس دولتی شعار سردادند که با تقلب بی سابقه در انتخابات 3 ماه پیش، بر مقام خود ابقا شد.&lt;br /&gt;دیروز، درحالیکه نیروهای امنیتی ایران برای مقابله با مردم معترض در آماده باش کامل به سر می بردند، صدها هزار تن از مردم در خیابان های تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران، شعار مرگ بر دیکتاتور سر داده و خواهان استعفای محمود احمدی نژاد شدند.&lt;br /&gt;طی سالهای گذشته، غیر از راهپیمایی کنندگانی که توسط نهادهای حکومتی از نقاط مختلف جمع آوری و سازماندهی می شدند، شهروندان عادی از مراسم روز قدس استقبال چندانی نمی کردند و این روز، به مناسبتی دولتی و در راستای اهداف حکومت تبدیل شده بود. اما دیروز تاریخ کشور ایران روزی متفاوت را ثبت کرد، روزی که مردم ایران در سراسر کشور با نمادهای سبز به خیابان ها آمدند تا بار دیگرنسبت به تقلب در انتخابات، بازداشت های دستجمعی، کشتار بی رحمانه مردم، شکنجه بازداشت شدگان و ... به رهبران جمهوری اسلامی هشدار دهند و ضمن حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی ، عدم مشروعیت دولت احمدی نژاد را بار دیگراعلام کنند.&lt;br /&gt;ین در حالی بود که گزارش ها از قطع شبکه اینترنت در برخی نقاط تهران و تلفن های همراه در برخی نقاط تهران حکایت داشت و بسیاری از سایت های مستقل و سایت های نزدیک به میرحسین موسوی و مهدی کروبی مورد حمله قرار گرفتند تا از انتشار اخبار مربوط به حضور گسترده مردمی در روز قدس جلوگیری شود. سایت های کلمه، موج سبزآزادی ، رویداد و راه سبز در ایران فیلتر شدند وبلاگفا ، سرویس دهنده بزرگ وبلاگ های فارسی نیز از دسترس خارج شد. چند روز پیش نیز پرشین بلاگ، بزرگترین و اولین سرویس دهنده وبلاگ های فارسی از دسترس خارج شده بود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5383949045752027122" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 214px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrehIbjaV_I/AAAAAAAAANE/nORmI6o4Jso/s320/ghods_mardom2.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;گزارش خبرنگاران "روز" از تهران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اولین گزارش خبرنگاران "روز" از بزرگترین تجمع مردم معترض در دو ماه گدشته حاکی است میدان ولی عصر، مملو از با مردم سبز پوشی بود که علیرغم تهدیدهای سپاه پاسداران درباره برخورد با حاملان نمادهای رنگی ، با شالها، مانتوها و مچ بندهای سبز به خیابان آمده بودند .مردم همچنین نمادهای سبز از جمله بادکنک سبز و پارچه های سیز و عکس میرحسین موسوی را در دست داشتند و شعار "یا حسین میرحسین" و "مرگ بر دیکتاتور" سر میدادند. آنها همچنین شعار می دادند "ما اهل کوفه نیستیم /پشت یزید بایستیم" .&lt;br /&gt;مردم همچنین پلاکاردهایی در جمایت از جنبش سبز، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: "مجرمان شما قهرمانان ما هستند"، "روز قدس /روز فریاد آزادی"، "تجاوز بد است /چه در کهریزک چه در فلسطین"، "تفتیش عقاید ممنوع است"...&lt;br /&gt;جمعیت گسترده ای از مردم که از میدان هفت تیر به سمت ولی عصر حرکت کرده بودند، شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، سر میدادند و پلاکاردهایی با مضمون "تفنگت را زمين بگذار، که من بيزارم از ديدار اين خونبار، چه در غزه - چه در لبنان، چه در قدس و چه در ايران" در دست داشتند.&lt;br /&gt;از دیگر شعارهای اصلی مردم که با صدای کوبنده بیان می شدند عبارت بودند از : "بسیجی واقعی /همت بود و باکری"، "منتظری زنده باد /کروبی پاینده باد "، "سلام بر منتظری، درود ب صانعی"، "دروغگو ، دروغگو، شصت و سه درصدت کو؟"، "حجاریان زنده باد /موسوی پاینده باد"، "فلسطین را رها کن /فکری به حال ما کن"، کروبی بت شکن /بت بزرگ رو بشکن"،... و سرانجام: "نه غزه /نه لبنان /جانم فدای ایران".&lt;br /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5383949054292369282" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 240px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrehI7Xln4I/AAAAAAAAANM/9ucINwWH2Qk/s320/ghods_mardom5.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حمله به خاتمی و موسوی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;میرحسین موسوی ، سید محمد خاتمی و مهدی کروبی روز گذشته در میان مردم معترض حضور یافته و به همراه صدها هزار حامی خود در راهپیمایی روز قدس شرکت کردند. حضور آنها که با استقبال مردم مواجه شد اما به مذاق حامیان دولت کودتا خوش نیامد. حامیان دولت که از روزها قبل برای ایجاد درگیری و خشونت برنامه ریزی کرده و در رسانه های خود از ابراز ناخشنودی از حضور مردم، از برنامه های برخورد با مردمی که "منافق" و "عامل بیگانگان" می نامیدند خبر داده بودند ، دیروز این برنامه را از سطح رسانه ای به خیابان ها کشاندند. گروهی از لباس شخصی ها و عوامل گروههای فشار به سرکردگی ابوالفضل شریعتمداری، پسر حسین شریعتمداری، مدیر مسول کیهان با حمله به سید محمد خاتمی ، قصد مضروب کردن رئیس جمهور سابق را داشتند که با حمایت مردم از خاتمی فقط موفق شدند عمامه او را از سرش بیندازند.&lt;br /&gt;بر اساس گزارش ها یکی از مهاجمان ، چاقویی در دست داشته و قصد مضروب کردن رئیس جمهور سابق ایران را داشته اما با هوشیاری محافظان خاتمی و حمایت مردم، آسیبی به او نرسیده است. پس از این اتفاق خاتمی ، راهپیمایی را ترک کرد.&lt;br /&gt;از سوی دیگر و در حالیکه مردم برای جلوگیری از هرگونه تعرضی، دور مهدی کروبی حلقه زده بودند ، خبرگزاری دولتی ایرنا از حمله گروهی که آنها را مردم می نامید به اتومبیل میرحسین موسوی خبر داد.&lt;br /&gt;روایت خبرگزاری فارس از تحرکات گروه های فشار هم این بود که "مردم" با شعار "مرگ بر منافق " از خاتمي، موسوي و كروبي استقبال كرده و آنان را از صفوف به هم فشرده خود خارج ساخته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پرتاب گاز فلفل و گاز اشک آور به مردم روزه دار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با آغاز سخنرانی محمود احمدی نژاد که سخنران پیش از خطبه های دیروز نماز جمعه بود ، درگیری بین مردم و نیروهای ضد شورش و لباس شخصی ها شدت گرفت. بر اساس گزارش خبرنگار "روز" خیابان حجاب ، فاطمی، بلوارکشاورز و تمامی خیابان های منتهی به دانشگاه تهران مملو از جمعیت سبزپوش بود و.به هنگام سخنرانی احمدی نژاد، مردم در این خیابان ها با فریاد می زدند: "دروغگو برو گمشو" و "دروغگو خفه شو".&lt;br /&gt;گارد ضد شورش، برای ممانعت از ورود مردم به محوطه اطراف دانشگاه تهران و متفرق کردن مردم معترض چندین بار گاز اشک آورو گاز فلفل شلیک کرده و دهها تن از مردم را بازداشت کردند.&lt;br /&gt;بر اساس این گزارش، نیروهای دولتی به صورت سازماندهی شده در دانشگاه تهران و خیابان های اطراف حضور داشته و با خشونت زیاد مانع از نزدیک شدن مردم به دانشگاه تهران می شدند.&lt;br /&gt;این درگیری ها با آغاز خطبه های نماز جمعه که برای اولین بار طی ربع قرن گذشته بدون حضور هاشمی رفسنجانی و با امامت احمد خاتمی اقامه شد ادامه داشت و مردم همچنان فریاد میزدند: "احمدی، احمدی، این آخرین پیامه، جنبش سبز ایران آماده قیامه" و "تجاوز ، شکنجه ، دیگر اثر ندارد".&lt;br /&gt;در میدان هفت تیر نیز نیروهای گارد ضد شورش، معترضانی که به سوی آنها سنگ پرتاب می کردند با باتوم مورد ضرب و شتم قرار دادند و چهارراه جمالزاده، تقاطع خیابان مطهری، فاطمی و دوطرف چهارراه نواب به سمت آزادی و میدان صادقیه نیز درگیری هایی گزارش شده و بر اساس گزارش ها درگیری ها در تهران تا عصر دیروز و حدود ساعت 17 عصر ادامه داشته است.&lt;br /&gt;همزمان خبرنامه امیرکبیر گزارش داد که در بلوار کشاورز تقاطع خیابان آمیراباد، نیروهای بسیجی با در دست داشتن پرچم های زرد حزب الله لبنان سعی داشتند به میان مردم هجوم بیاورند اما با مقاومت مردم روبرو شدند و مردم نیز در مقابل شعار "مرگ بر اسرائیل از بلند گوهای آنان شعار "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" و در مقابل شعار "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" شعار می دادند "ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستیم" سر می دادند. نیروهای بسیجی که از این اقدام مردم بسیار عصبانی شده بودند در چند مورد با چوب پرچم های خود به جوانان معترض حمله ور شدند.&lt;br /&gt;این خبرنامه با اشاره به حمله نیروهای گارد ضد شورش و همچنین نیروهای بسیجی به مردم نوشته است: صحنه ضرب و شتم معترضان و مردمی که هم چنان فریادهای مرگ بر دیکتاتور در زیر باتوم سر می دادند و یا مردمی که از بیم یورش وحشیانه نیروهای گارد و نیروهای امنیتی و بسیجی به زیر ماشین هائی که در اطراف خیابان پارک شده بود، پناه میبردند، صحنه های بسیار تکان دهنده ای را در این خیابان رقم زد. همچنین برای لحظاتی طولانی جو خیابان فاطمی بسیار متشنج بود و نیروهای گارد ضد شورش که پیش تر پارکینگ های طبقاتی خیابان فاطمی مخفی شده بودند با یورش یکباره در خیابان موجی از وحشت را ایجاد کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;همه شهرهای ایران به پا خواستند&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;شهرهای اصفهان، شیراز و تبریز، کرمان، رشت، مشهد، بوشهر،کرمانشاه ، اهواز، قم و سایر شهرهای ایران دیروز همچون تهران شاهد درگیریهای نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی ها با مردم معترض بود. در اصفهان ، مردم از ساعت 11 در میدان امام حسین این شهر تجمع کرده بودند. بر اساس گزارش سایت موج سبز آزادی جمعیتی حدود دو‏هزار نفر نیز در ایوان وسیع ساختمان جهان‏نما تجمع کرده بودند و شعارهای الله‏ اکبر و مرگ بر دیکتاتور سر می‏دادند که با ضرب‌و‌شتم نیروهای لباس شخصی مواجه شدند.&lt;br /&gt;ضرب و شتم معترضان از سوی نیروهای لباس شخصی و قطع تلفن همراه در مقاطع زمانی مختلف در اصفهان شدید بوده است.&lt;br /&gt;مردم تبریز نیز پس از تجمع در میدان آبرسان به سمت میدان ساعت حرکت کردند که پس از رسیدن به چهارراه منصور توسط نیروهای بسیجی و لباس شخصی مورد حمله قرار گرفتند. تبریزی ها شعارهایی همچون "مرگ بر روسیه"، "موسوی می‏رزمد، کروبی می‏رزمد"، "الله اکبر"، "روسیه در چه فکریه، ایران پر از موسویه" و ... سر دادند و بر اساس گزارشات مردمی پس از درگیری نیروهای لباس شخصی با راهپیمایان سبز روز قدس، چندین نفر نیز در تبریز دستگیر و بازداشت شدند.&lt;br /&gt;خبرهای رسیده از قم نیز از بازداشت حامد، ناصر و هاجر منتظری از نوه های آیت الله العظمی منتظری و مرضیه الهی نیا همسر حامد منتظری و سارا عزیزی همسر ناصر، حکایت دارد. دختر آیت الله ربانی ، لعیا دوست محمدی و محمد حسین ربانی نوه دیگر ایشان هم دستگیر شدند.&lt;br /&gt;گزارش ها از بازداشت تعدادی از مردم در شهرهای مختلف ایران خبر می دهند و در مشهد خیابان‌های اطراف حرم اما رضا، در محاصره نیروهای ضد شورش قرار داشته و گفته می‌شود درگیریها به اطرف آرامگاه امام هشتم شیعیان نیز کشیده شده است . برخی معترضان که با نمادهای سبز در تظاهرات روز قدس مشهد شرکت کرده بودند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;فرشته قاضی / روز &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;a href="http://tehranlive.org/2009/09/18/quds-day-and-protesters-to-election-results/#"&gt;&lt;strong&gt;عکس های دیگری از روز قدس را اینجا ببینید&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;* حمله به خاتمی توسط گروهی اوباش بسیجی به سردستگی پسر حسین شریعتمداری، آنقدر برای ملل مختلف جهان عجیب بود که صفحه اول معتبرترین روزنامه های جهان به این موضوع اختصاص یافت:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5383561154377658706" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 262px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrZAWLlFsVI/AAAAAAAAAMc/SPF0reyHMk8/s320/newspaper1.jpg" border="0" /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-2938723360416337172?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/2938723360416337172/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=2938723360416337172&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/2938723360416337172'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/2938723360416337172'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_19.html' title='خبر: سبزها پیروز شدند'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SrY_kJ_EXPI/AAAAAAAAAMU/ADpDlBeGvEA/s72-c/1016_newsphoto.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-458579778499804849</id><published>2009-09-14T18:46:00.004+04:30</published><updated>2009-09-15T00:23:07.026+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ویژه راه سبز انزلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پوستر سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار انزلی'/><title type='text'>پوستر سبز: ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین؟</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_09.html"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381404264755224722" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 282px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6WqrmB4JI/AAAAAAAAAMM/3iWxvntnoL8/s400/%D9%82%D8%AF%D8%B3+anzali.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; وعده دیدار ما جمعه این هفته (27 شهریور) در مرکز استان گیلان (رشت)&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_09.html"&gt;مشاهده برنامه کامل انزلیچی ها برای جمعه سبز&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;با توجه به اینکه شورای امنیت ملی طی یک بخشنامه به تمام مطبوعات و رسانه ها دستور داده از این پس هیچ خبری مربوط به مهدی کروبی و میرحسین موسوی (و انتخابات گذشته) چاپ نکنند(!!) و با توجه به احتمال قطع شدن اینترنت و موبایل، فراموش نکنید که این برنامه به هیچ وجه لغو نخواهد شد. بدانید که کودتاگران نمی توانند در روز قدس مردم را با شدت روزهای قبل سرکوب کنند چون از یک طرف تأثیر بدتری روی حیثیتشان در جهان اسلام خواهد گذاشت و از طرف دیگر احمدی نژاد (رئیس دولت کودتا) دوست دارد در آستانه سفر به نیویورک خود را موفق در کنترل اوضاع نشان دهد و در سازمام ملل ادعا کند کشور آرام است.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;تا می توانید مردم را آگاه کنید و از یاد نبرید که &lt;strong&gt;رسانه شمایید!&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;توجه: ایده تعدادی از دوستان رشتی در مورد سفر به تهران و شرکت در مراسم پایتخت در جای خود محترم و برقرار است اما طبق بررسی ها و نظرسنجی ما در شهرهای مختلف گیلان، مسافرت به تهران تنها برای اقلیت سبزها امکان پذیر است و بنابراین حضور حداکثری گیلانی های سبز را در رشت, غیرقابل اجتناب می دانیم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-458579778499804849?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/458579778499804849'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/458579778499804849'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_6596.html' title='پوستر سبز: ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین؟'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6WqrmB4JI/AAAAAAAAAMM/3iWxvntnoL8/s72-c/%D9%82%D8%AF%D8%B3+anzali.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-3970296628487044165</id><published>2009-09-14T16:39:00.004+04:30</published><updated>2009-09-14T23:46:02.281+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: افشاگری دوباره مهدی کروبی</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6KE85czXI/AAAAAAAAALk/7xPUDZ5IDrA/s1600-h/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C+-+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381390422425521522" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 250px; CURSOR: hand; HEIGHT: 215px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6KE85czXI/AAAAAAAAALk/7xPUDZ5IDrA/s320/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C+-+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;قبای آقایان لای در مانده است!&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#003300;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;همان طور که می دانید کمیته سه نفره ای که از سوی رئیس قوه قضائیه مسئول پیگیری موضوع تجاوز جنسی در بازداشتگاه ها شده بود، در گزارش عجولانه ای که منتشر کرد و تمام رسانه ها را مجبور به انعکاس آن نمودند، اظهارات مهدی کروبی را بی اساس دانست. از ابتدا نیز مشخص بود کمیته ای که محسنی اژه ای (یکی از مجریان کودتای انتخاباتی اخیر) عضو ارشدش باشد نتیجه دیگری نخواهد داشت. حتی محسنی اژه ای به این نیز اکتفا نکرد و با حضور در تلویزیون رژیم کودتا، خانواده های افرادی که اعتراف به مورد تجاوز واقع شدن کرده بودند را مورد تمسخر قرار داد.&lt;br /&gt;امروز شیخ اصلاحات با وجود تهدیدهای شدیدی که از آیت الله خامنه ای تا به پایین صورت گرفته است و او را به بازداشت و محاکمه تهدید کرده اند، با انتشار بیانیه‌ی مهمی خطاب به ملت ایران، شرح برخی از موارد مطرح شده در جلسات وی با کمیته‌ی سه نفره‌ی قوه‌ی قضاییه را فاش کرد و ابراز امیدواری کرد که در فرصتی دیگر، به صورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارد. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;به گزارش موج سبز آزادی، متن کامل این نامه را در ادامه می‌خوانید:&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ملت شریف و تاریخ ساز ایران&lt;br /&gt;آنچنانکه می دانید خادم شما در روزهای پس از انتخابات و در تندباد حوادثی که در سه ماهه گذشته از سر این مملکت و نظام گذشته است، نامه های هشدار دهنده و آگاه کننده پی درپی و متناوبی را خطاب به مسئولین امر نوشته است بدین امید که گشایشی حاصل گردد و مباد که حقی ضایع شود و ظلمی صورت بگیرد و ظلم و آه مظلومان دامان ما را بگیرد و رها نسازد؛ چه آنکه به توصیه دین و تجربه تاریخ می دانیم که: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.&lt;br /&gt;سه ماه از سر مملکت ما گذشت، اما چگونه سه ماهی؟ اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما ساعتی به خواب رفتیم و بیدار که شدیم، گویا که به خواب اصحاب کهف فرو رفته باشیم، همه چیز را دگرگون شده دیدیم؛ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر اما همانطور که پیشتر هم گفته ام دیگر بیدار ماندن تا صبح هم کارساز نبود؛ چراکه قبح دزدیدی شبانه ریخته و این بار کار به رهزنی رسیده بود. این اما تازه اول ماجرا بود. هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را پاسخ دادند اما نه با برهان و منطق که با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم. در کوچه و خیابانها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم؛ صحنه هایی که خاطرات دوران جوانی ما را زنده می کرد. به مرور زمان و در گذر حوادث اما خبرهایی دیگر رسید از شکنجه و انجام اعمال حیرت آور از درون بازداشتگاههای بی نام و نشان؛ خبرهایی که بر حیرت من و هر ناظر و بیننده ای می افزود. افرادی می آمدند و نقل می کردند یا با سند و شهادت نشان می دادند در ایام محبس چه از سر آنها که نگذشته است؟&lt;br /&gt;خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم؟&lt;br /&gt;طبیعی بود که رگهای غیرت به جوش آیند. که مگر می شد با شنیدن این اخبار و گزارش ها آرام نشست و سر راحت بر بالین گذاشت؟ اینچنین بود که دست به نوشتن نامه ای خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بردم. نوشتم که خبر از تجاوز و شکنجه و انجام اعمال غیر معمول می رسد و من بی هیچ داوری از شما می خواهم که تحقیق کنید و دریابید که آیا چنین فجایعی رخ داده است یا نه؟ این نامه که منتشر شد اما پاسخ آن، هیاهوهای بسیار بود که آغازیدن گرفت و بارانی از دشنام و تهدید بود که بر سر من باریدن گرفت. خطیبان جمعه در اقدامی هماهنگ و برآمده از دستورالعمل های اداری، از تریبون نمازجمعه هرآنچه توانستند علیه من گفتند و به من نسبت دادند. اینچنین بود که تردیدهای من جدی تر شد. با خود گفتم که اگر چنین فجایعی رخ نداده بود می گفتند که رخ نداده است، اما حملاتی بدین صورت غیر معمول از تریبون های کوچک و بزرگ نماز جمعه و فحاشی هایی چنین نامعمول از سوی برخی مطبوعات نشان از آن دارد که آتشی به خرمن عده ای افتاده است. خود را مکلف دیدم که بایستم و از میدان به در نشوم.&lt;br /&gt;نامه ای که به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته بودم برای بررسی در اختیار رئیس قوه قضاییه وقت قرار گرفت و آیت الله شاهرودی نیز دستور پیگیری ماجرا را به دادستان کل کشور،آقای دری نجف آبادی، داد. آقای دری تماسی با من گرفت و مقرر شد تا نماینده ای را نزد من بفرستد. آن نماینده آمد و من از باب نمونه، فردی را که مدعی بود علاوه بر شکنجه مورد تجاوز نیز قرار گرفته است، به ایشان معرفی کردم. نماینده اقای دری نیز تاکید کرد که کسی از ماجرا باخبر نشود تا خللی در روند رسیدگی پدیدار نگردد و حتی در خواست کرد که بازجویی خارج از محل دفتر من و در مکانی دیگر صورت پذیرد که کاملا محفوظ بماند. تا اینجای کار برخوردها معقول بود. تا اینکه پای دادستان اکنون معزول تهران به ماجرا گشوده شد. او تماسی با من گرفت و گفت که نماینده ای را برای بررسی ماجرا به ملاقاتم می فرستد. آن فرد آمد و از من شاهد و نمونه خواست. صحیح آن بود که من مطابق قراری که با نماینده آقای دری گذاشته بودم، می گفتم که به دستور آقای شاهرودی، اکنون آقای دری و نماینده ایشان درحال پیگیری ماجرا هستند و از من خواسته اند که اطلاعات خود را با فرد دیگری درمیان نگذارم. اما از انجا که درکار خود مشکلی نمی دیدم و بنا را بر احقاق حق و تعامل با مسئولان می دیدم، به نماینده دادستان معزول تهران این فرصت را دادم که در اتاقی در دفتر کارم با همان شاهدی که نماینده آقای دری نیز پای سخنش نشسته بود ملاقات کنند و شرح شکوه و شکایت او را بشنوند. گفتم که اگر می خواهید مکان دیگری را برای ملاقات با آن شاهد معین کنید که نماینده دادستان تهران اما برخلاف نماینده آقای دری گفت انجام ملاقات در دفتر خود من را مناسبتر تشخیص داد.&lt;br /&gt;بر خلاف ملاقات اول که به خوبی انجام شد این ملاقات اما صورتی دیگر به خود گرفت. آنچنانکه در اثنای جلسه آن پسر بیرون آمد و گفت که اینها به دنبال چیز دیگری هستند و دعوی پیگیری قضایی ندارند، بلکه در اندیشه برخورد سیاسی و پاک کردن صورت مساله اند. گفت که نماینده دادستان تهران می خواهد که همراه او به پزشکی قانونی بروم. او را مجاب کردم که همراه آنها برود. در راه اما آنها به بازجویی سیاسی خود ادامه داده و به او گفته بودند که تو باید به خاطر خدا و به خاطر خانواده و آبرویت سکوت می کردی و نباید آلت دست سیاستبازان می شدی و بسیاری سخنان دیگر از این دست که اکنون مجال شرح آن نیست.&lt;br /&gt;آن روز گذشت و فردای آن، همان پسر، وحشت زده نزد من آمد و گفت که رفته اند و در محله از خانه و همسایه درباره او تحقیق کرده اند. گفتم وحشت نکن، هدف آنها کشف حقیقت است. پسر اما باری دیگر به من مراجعه کرد و گفت که آنها ماجرا را به پدر او گفته اند و آبرویش رفته است و پدر او مدام گریه می کند. از پسر خواستم که پدرش را نزد من آورد تا با او سخن بگویم و آرامش کنم. آن پسر اما رفت و دیگر خبری از او نشد. پس از مدتی سه شنبه گذشته پدر به سراغ من آمد درحالیکه نگران فرزندش نیز بود. مردی بیش از هفتاد ساله و محترم را دیدم که اندوه از چهره و سخنش می بارید. می گفت ما مسلمان و مذهبی هستيم و چرا با ما چنین کردند؟ عکس هایی را از جیب خود درآورد و نشانم داد تا از سابقه شان گفته باشد. تصویرهایی از زمان جنگ که پسر مجروحش را خوابیده بر تخت بیمارستان نشان می داد، درحالیکه رهبری فعلی - رئیس جمهور وقت- در عیادت از مجروحین بر سر تخت او ایستاده و درحال بوسیدن فرزند مجروح اوست و فرزندش نیز دست خود را بر گردن ایشان انداخته است. می گفت که سابقه ما آن بوده است و امروز ما نیز چنین است. شکوه و شکایت داشت که آبروی ما را در محله برده اند و از کسبه محله نیز درباره ما پرسیده اند. می گفت که من در خانه مان وحشت دارم. او را در ماشینی سوار کرده و درباره پسرش سوال پیچش کرده اند و او هم توضیح داده بود که فرزندش دانشجو و صادق و راستگو است. با این حال به این نیز بسنده نشده بود. می گفت که بعد از این به خانه آمدم و ساعتی بعد زنگ خانه به صدا درآمد. پایین آمدم و در را باز کردم اما کسی نبود، بالا که آمدم دوباره زنگ خانه به صدا درآمد و دوباره در را باز کردم و کسی را ندیدم. این اتفاق برای بار سوم هم افتاده بود و این بار که او در را گشوده بود با موتورسواری روبرو شده بود که در مقابل خانه آنها قرار گرفته و فردی نیز با چهره مهیب بر ترک آن درحال عکس برداری از خانه آنها و داد و فریاد و بدگویی علیه شان در محله بود. پدر می گفت که با این اتفاقات ما در این خانه دیگر امنیت و آرامش نداریم.&lt;br /&gt;گویا اینها ماموران تحقیق بودند که برای کشف حقیقت و دستیاری قضاوت آمده بودند. واین نتیجه و دستاورد ما بود از اولین سندی که در اختیار دستگاه قضایی قرار دادیم. دستگاه قضایی در نظام اسلامی که خود را با رویه حضرت امیر مقایسه می کند، برای تحقیق قضایی به هدف تهدید، موتورسوار مسلح سراغ شاکیان فرستاده بود. شرم است از بردن نام حضرت امیری که برای کندن خلخال از پای یک زن یهودی به خود می پیچید و اسوه عدالت بود و باری نیز که در دادگاه به شکایت یک یهودی حاضر شد و قاضی نام ایشان را به کنیه برد، به اعتراض گفت که در پیشگاه قضاوت، من و این یهودی با هم برابریم.&lt;br /&gt;و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد.&lt;br /&gt;بدین ترتیب حوادثی که از سر یکی از شهود ما گذشت درسی شد تا بقیه شهود را دست و پا بسته در اختیار دادستان معزول تهران قرار ندهیم. دادستان کل کشور آقای دری نیز از سمت خود برکنار شده و بنابراین تمام درها بسته شده بود. این درحالی بود که فحاشی ها علیه مهدی کروبی از تریبون های رسمی و توسط مطبوعاتی که از پول بیت المال ارتزاق می کردند نیز هر روز فزونی می گرفت. اینچنین بود که نامه ای به ریاست جدید قوه قضائیه نوشتم و درخواست دادخواهی و رسیدگی به ماجراها را کردم. در نتیجه ی این نامه بود که کمیته ای سه نفره به دستور ریاست جدید قوه قضاییه تشکیل و مسئول پیگیری حوادث بعد از انتخابات و رسیدگی به شکایات خانواده مصدومین روحی و جسمی شد. جلسه اول تشکیل شد که جلسه خوبی هم بود. در این جلسه علاوه بر سندی که پیشتر در اختیار دادستان تهران و دادستان کل کشور قرار داده بودم، دو سند دیگر نیز ارائه کردم که اکنون بر خود می بینم شرح کامل تری از آنها را برای شما مردم گزارش دهم.&lt;br /&gt;سند دوم که با مدارک کامل نیز همراه بود شرح ماجرای رفته بر خانمی بود که در تظاهرات خیابانی بازداشت شده و آنچنانکه خودش می گفت در ماشین با برآمدگی های جسمی او ور رفته بودند و وقتی که به محل مورد نظر رسیده از او خواسته بودند شلوارش را از پایش درآورد که او نپذیرفته اما آنها او را درحالی که به زمین نیز افتاده بود مجبور به درآوردن شلوارش کرده بودند. در همین اثنا مسئول بالاتری آمده و اعتراض کرده بود که اینجا چه خبر است و ماموران گفته بودند که او از بی حیایی لباسش را درآورده و خود را بر زمین انداخته است تا آبروی ما را ببرد؛ حال آنکه آن زن نیز فریاد می زده و داد و بیداد می کرده است که آنها به زور با او چنین کرده اند. والله اعلم!&lt;br /&gt;سند سوم نیز مربوط به جوانی بود که عضو یکی از گروههای سیاسی قانونی هم بود و مادرش با من تماس گرفته و او را نزد من فرستاده بود.او خودش مدارک پزشکی قانونی و همچنین یک سی دی به همراه داشت که نشانگر ضرب و شتم شدیدش بود. این فرد مدعی نبود که مورد تجاوز قرار گرفته است اما عکس ها نشانگر التهاب و قرمزی مقعد او نیز بود.می گفت که در زیر شکنجه و کتک بیهوش بوده و نمی داند که با او چه کرده اند و اگر مورد تجاوز قرار گرفته نیز نفهمیده است. پزشکی قانونی نیز در این خصوص با تایید التهاب مقعدی، بررسی بیشتر را نیازمند نامه جدید و حکم قضایی دانسته بود. او پنج روز در بازداشت به سربرده بود اما در این چند روز آنچنان به صورت پی در پی مورد ضرب و شتم سنگین قرار گرفته بود که ماموران تصور کرده بودند او مردنی است و بنابراین گفته بودند که می خواهیم تو را به اوین منتقل کنیم اما در نهایت چشم و دست بسته در بیابان رهایش کرده بودند. یاللعجب!&lt;br /&gt;اینها سه سند کتبی بود که در جلسه اول ارائه کردم و درباره دو سند دیگر نیز به صورت شفاهی صحبت کردیم و گفتم که این دو مورد نیز مطرح است اما سندی کتبی در خصوص آنها وجود ندارد. یکی از آنها ترانه موسوی واقعی بود که گفتم خانواده اش به ما راه نمی دهند و بهتر است که شما خود با هدف تحقیق، ماجرا را دادخواهی و پیگیری کنید. شاهد صحت ماجرا هم تلاش مذبوحانه ای بود که عده ای برای ساختن ترانه موسوی قلابی انجام داده بودند. کمیته اگر کارش تحقیق بود باید به سراغ محفل نشینانی می رفت که آن فیلم کذایی را برای پخش در رسانه ملی ساخته بودند؛ همانهایی که به خانواده ترانه موسوی قلابی گفته بودند "شما کاری با ترانه واقعی نداشته باشید، آن را خودمان حل می کنیم". گویی مهدی کروبی همه جرمش این بود که اسرار ماجرای «ترانه» را هویدا کرده و از سناریویی مشابه با سناریوی قتل های زنجیره ای پرده برداشته بود. زبان سرخ او سر سبز روزنامه اعتماد ملی را نیز بر باد داد که به محض افشای این ماجرا روزنامه نیز تعطیل شد. ماجرای ترانه واقعی را آنچنانکه شنیده بودم به صورت شفاهی برای کمیته بازگو کردم. ترانه موسوی به همراه یک دختر و چند پسر دیگر در مقابل مسجد قبا در روز مراسم سالگرد آیت الله بهشتی بازداشت شده بودند. دخترها پس از بازداشت شماره تلفن خانه شان را ردوبدل می کنند تا هریک که آزاد شد خانواده دیگری را از بی خبری بیرون آورد. آنها در همان روزهای بازداشت و درمیانه ضرب و شتم ها و به هنگام انتقال از یک مکان به مکانی دیگر متوجه غیبت ترانه موسوی می شوند. بدین ترتیب آن دختر دیگر وقتی که آزاد می شود با خانواده ترانه و همچنین با کمیته پیگیری تماس گرفته و گفته است که ترانه با ما بوده و مفقود شده است. مادر ترانه اما که گویا بسیار می ترسید گفته بود که دیگر با او تماس نگیرند. این دختر در کمیته پیگیری اینجانب و آقای موسوی نیز حاضر شده و تمام توضیحات لازم را در خصوص ترانه واقعی داده بود. از هیات سه نفره خواستم که حقیقت یابی در خصوص این سند شفاهی را نیز انجام دهند و از آنجا که هویت سناریونویسان درباره ترانه قلابی روشن بود، راههای حقیقت یابی نیز در دسترس و آسان به نظر می رسید. من بر این تصور بودم که در دستگاه قضایی علوی، از ما اشارتی کافی است تا آنها به سر بدوند. والله اعلم!&lt;br /&gt;سند شفاهی دومی که در همان جلسه اول ارائه کردم مربوط به خانمی بود به نام سعیده پورآقایی. گفتم که درباره فردی به این نام هم به من خبرهایی داده اند و می گویند فرزند جانباز است که البته چون خود در خصوص آن خبر نداشتم و خانواده او را ندیده بودم درخصوص او محکم صحبت نکردم و خیلی سطحی از کنار آن گذشتم و در همین حد اشاره کردم که به هرحال برای او در تهران مجلس ختمی هم برگزار شده است. این سست ترین موردی بود که در جلسه اول ما با کمیته سه نفره بدان اشاره شد و خیلی سریع نیز از آن گذشتیم.&lt;br /&gt;دو روز بعد از این جلسه اما در ادامه پیگیری هایم در خصوص این مورد خاص که اطلاع شخصی ام در موردش کمتر بود ملاقاتی داشتم با خانمی که خواهر ناتنی خانم پورآقایی بود. او گفت که پدرشان جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده است. او از من آدرس محل سکونت مادر سعیده را می خواست که زن پدرش بود و می گفت رابطه شان با آنها قطع است و او از محل سکونت آنها خبری ندارد. من نیز از آنجا که آدرسی از خانواده سعیده نداشتم از آقای مقیسه در ستاد آقای موسوی که این گزارش را به ما داده بود آدرس خانواده آنها را طلب کردم که ایشان ندادند از آن رو که روند تحقیقاتشان خراب نشود و آن خانواده نترسند. تلفنی نتوانستم از آقای مقیسه آدرس محل سکونت را بگیرم و درنهایت او را قاتع کردم که شنبه هفته گذشته درجلسه ای با حضور خواهر ناتنی سعیده شرکت کند. بدین ترتیب آقای مقیسه و خواهر سعیده را روبروی هم نشاندم و به سعیده گفتم که انشاءالله خواهرت کشته نشده است که او گفت این عکس منتشر شده متعلق به خواهر اوست و او قطعا کشته شده است. از آقای مقیسه خواستم که آدرس محل سکونت خانواده سعیده را به خواهر ناتنی او بدهد که اگر چنین نکند ابهامی برای خواهر او ایجاد خواهد شد. آقای مقیسه اما در اینجا به من گفت که ماجرای مرگ سعیده و آنچه تاکنون روایت شده بود کمی شک برانگیز است چراکه ما فهمیده ایم پدر او جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده و سعیده چندبار نیز سابقه فرار از خانه داشته است. من گفتم که شما کاری با این نکات نداشته باشید و برای رفع ابهام آدرس را به خواهر ناتنی سعیده بدهید که در نهایت نیز اقای مقیسه آدرس را به ایشان دادند.&lt;br /&gt;این ماجرا گذشت و روز دوشنبه هفته پیش بود که آقای محسنی اژه ای در تماسی از من خواست که در جلسه ساعت دوبعدازظهر کمیته حاضر شوم و بدین ترتیب جلسه دوم کمیته نیز برگزار شد. اعضای کمیته در ابتدای جلسه با اشاره به اینکه می خواهند به بررسی هایشان ادامه دهند بدون آنکه درباره سندهای کتبی ارائه شده و ترانه موسوی هیچ بحثی انجام دهند یکباره از من پرسیدند که آیا گزارش و سخن جدیدی درباره سعیده پورآقایی دارم یا نه؟ که من شرح ماجرای دیدار خود با خواهر او را بازگو کردم و گفتم که نه تنها برخلاف آنچه گفته بودند پدر سعیده جانباز نبوده که شش سال پیش فوت نموده و سعیده چند بار از خانه فرار نیز کرده است و اینکه می گویند در هنگام الله اکبر گفتن به او تیراندازی شده هم صحت ندارد. و نقل کردم که این نکات را آقای مقیسه نیز به من گفته اند و شرح دیدار خود با خواهر ناتنی سعیده و سخنان آقای مقیسه را هم بازگو کردم. جالب اما آنجا بود که در این جلسه به جز این موضوع که از ابتدا نیز من به عنوان سند شفاهی و نه چندان محکم به آن اشاره کرده بودم، صحبتی درباره آن سه سند کتبی نشد و درباره ترانه هم صرفا بحث کوتاهی درگرفت.&lt;br /&gt;در ادامه این جلسه البته بحثی طلبگی هم در گرفت درباره سخنانی که آقای رئیسی در میانه جلسه اول و دوم با خبرنگاران درمیان گذاشته و گفته بود:«اظهارات کروبی باید بررسی شود.» البته آقای خلفی متفاوت از آقای رئیسی از «بررسی اظهارات و مستندات» سخن گفته بود. من بدین ترتیب در جلسه گفتم که آنچه ما با شما درمیان گذاشته بودیم صرفا اظهارات و مدعیات نبود بلکه مستندات بود و درقالب سی دی ارائه شده بود. گفتند سی دی که سند نمی شود و من نیز گفتم که مگر در حین ارتکاب تجاوز می توانسته ام فیلمبرداری کنم که اکنون فیلم آن را در اختیار شما قرار دهم، و مگر من در محل ارتکاب جرم حاضر بوده ام و نخ انداخته ام که اکنون به شما بگویم چقدر فاصله میان آنها بوده است و آیا شما توقع دارید که من آلات جرم و تجاوز را هم ضمیمه پرونده می کردم؟ گفتم که من به دنبال سند آوردن هم نیستم و اینجا محکمه من نیست و اگر هم سندی به شما ارائه کرده ام برای آن بوده است که سرنخی باشد تا بروید و پیگیری کنید و نگذارید که حقی ضایع شود و ظلم کردن، رایج گردد.&lt;br /&gt;بدین ترتیب در این جلسه تنها به دادن یک سند دیگر اکتفا کردم که مربوط بود به خانمی که در خیابان بازداشت شده و همانجا در داخل ماشین ون به او و دختری دیگر تجاوز شده بود. به آنها گفتم که این خانم بسیار وحشت زده ونگران است و گفته است که اگر پدر و مادرم از ماجرا باخبر شوند و بی آبرو شوم خودکشی خواهم کرد. از حساسیت ماجرا آنها را آگاه کردم و گفتم که بر آنهاست تا مراقبت لازم صورت بگیرد و مباد درخصوص این شاهد نیز همچون سندی برخورد شود که در اختیار دادستان معزول تهران قرار دادم واسباب بی آبرویی یک فرد را در خانواده و محله ایجاد کردند. اسناد کتبی این تجاوز را هم در اختیار هیات قرار دادم و البته گفتم که مورد دیگری نیز هست که مربوط به خانم پرستاری است که بازداشت شده و عکس های او را من به دلیل حرمت با دقت نگاه نکرده ام اما همینقدر دیده ام که تمام بدن او در اثر ضرب و شتم سیاه شده بود و او نیز مدعی است که مورد تجاوز قرار گرفته است و اسناد آن را هم جهت تحقیق فردا برایتان می فرستم. و سپس تاکید کردم که ماجرای سند آوردن را در همینجا خاتمه می دهم و همین مقدار سند ارائه شده برای بررسی و روشن شدن ماجرا کفایت می کند.&lt;br /&gt;درحالیکه این جلسه نیز به خوبی پایان یافت اما فردای ان روز به یکباره ورق برگشت. دفتر من و دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ و آقایان بهشتی و الویری و داوری بازداشت شدند. هیات سه نفره نیز به جای پیگیری ماجرا گزارشی شتابزده را منتشر کرد. و اکنون که من به گزارش شتاب زده کمیته پیگیری که روز شنبه منتشر شد نگاهی می اندازم یقین پیدا میکنم که اعضای این کمیته نیز دستور داشته اند که سروته ماجرا را جمع کنند و آنها نیز چنین شتابزده ماجرا را جمع کرده اند.اما دو نکته در خصوص گزارش آنها:&lt;br /&gt;در این گزارش سخنانی از زبان من روایت شده است که من نگفته ام و درمقابل، در این گزارش هیچ اشاره ای به بعضی مطالب که من از زبان برخی شاهدان گفته بودم و بسیار وقیحانه بود همچون سخناني كه فاعل در هنگام تجاوز برزبان مي آورده، نیز نشده است.&lt;br /&gt;نويسندگان شتابزده اين گزارش مدعي شده اند كه اينجانب هيچ مدرك و سندي مبني بر تجاوز وانجام اعمال خلاف عرف در بازداشتگاهها تا پيش از نوشتن نامه ام به رئيس مجمع تشخيص دردست نداشته ام. ياللعجب كه آقايان از زبان ما سخن مي گويند و براي خود مي برند و مي دوزند. مهدي كروبي آنگاهي نامه به رئيس مجمع تشخيص نوشت كه بسياري چهره هاي موجه به او مراجعه كرده و برخي بازداشت شدگان نيز به او پناه آورده و از آنچه بر آنها و ديگران گذشته بود خون گريستند. اگرچه اين چهره ها شجاعت بسيار به خرج دادند كه در سيلاب تهديدها و فحاشي ها و در ميانه ارعاب هاي گسترده حاضر شدند نزد فرد بي پناهي همچون مهدي كروبي بيايند و من همينجا شجاعت آنها را مي ستايم.&lt;br /&gt;در حالی که در اين گزارش به اولین سند کتبی ارائه شده صرفا به اندازه پانزده سطر روزنامه ای و به دومین سند کتبی در حد هفت سطر روزنامه ای و به سومین نیز در حد پنج خط اشاره شده و کوچکترین اشاره ای نیز نشده است به چهارمین سند کتبی که در جلسه دوم ارائه گشت و درحالیکه درباره اولین سند شفاهی یعنی ترانه موسوی نیز فقط چهار خط روزنامه ای در این گزارش آمده است، بیش از دویست سطر روزنامه ای این گزارش که بخش اعظم آن را تشکیل می دهد مربوط به دومین سند شفاهی ما یعنی سعیده پورآقایی است که از قضا خود تشکیک کامل را بر آن وارد کرده بودیم. حال اگر بگوییم که این جنازه را کدام مقام دولت جمهوری اسلامی در اختیار خانواده آنها گذاشته است و اجازه دیدن جنازه را حتی به نماینده ستاد آقای موسوی نیز نداده بودند آیا ساختگی بودن کل ماجرا جهت انحراف پیگیری ها را به اذهان متبادر نمی شود؟ این ظن آنگاهی تقویت می شود که می بینیم همین ماجرای مشکوک، ملاک نوشتن کلیت گزارش شتابزده هیات سه نفره نیز قرار گرفته است.&lt;br /&gt;البته باید در همینجا اشاره کنم که چه خوشحالم این کمیته به سراغ سند کتبی چهارم که در اختیار آنها قرار داده بودم نرفتند و حقیقت یابی خود را به همین مقدار محدود کردند و حداقل زندگی یک فرد دیگر و آبروی او را به بازی نگرفتند. جای شکرش باقی است و خدا را شاکرم.&lt;br /&gt;کمیته سه نفره در پایان گزارش شتاب زده خود خطاب به ریاست قوه قضائیه خواستار برخود عادلانه و قاطع با اینجانب شده است. و بدین ترتیب نتیجه حق جویی قوه قضائیه چوبی شد که بر سر مهدی کروبی فرود آمد. من اما بسیار خوشحالم و از این فرصت استقبال می کنم و آن را هدیتی الهی می دانم؛ باشد که امکانی پیش آید تا بتوانم به صورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارم و بازگو کنم آنچه را که تا امروز نگفته ام و صدایی باشم برای حق خواهی. خرسندم اگر فرصتی دیگر به وجود آید تا من دامن جمهوری اسلامی را از این فجایع و بسیاری حوادث دیگر که بعد از رحلت امام پیش آمد و بر این مملکت گذشت پاک کنم.&lt;br /&gt;مهدی کروبی امروز می داند و به یقین فهمیده است که انگشت بر جای خوبی گذاشته است. آنچنانکه از این هیاهوها و شتابزدگی ها برمی آید مشخص است که قبای آقایان لای در مانده است. توصیه حضرت امیر بود به مالک اشتر که به گونه ای حکومت کن که یک مظلوم حق خود را بدون لکنت زبان از ظالم بگیرد. ما کجا و توصیه های حضرت امیر کجا؟ فرزند مرحوم مطهری می گوید که خانمی به خانه ملت آمده و نزد او شکایت آورده که بر پسر او در بازداشتگاه چه گذشته است و بعد از آن، چنان با آن خانواده برخورد کرده اند که آن زن، خود تماس مجدد گرفته و گفته است که ما هیچ شکایتی نداشته ایم و به قول ما لرها "خر ما از کرگی دم نداشت". این همان گرفتن حق بدون لکنت زبان است که توصیه حضرت امیر به مالک بود! مشخص است که تدبیر امور چه سمت و سویی به خود گرفته است. هیاهوها و هتاکی های آغشته به تهدید در هفته های گذشته تا آنجا فزونی گرفت که خانواده هایی نیز نزد من آمدند و خواستند که پیگیری ها را ادامه ندهیم و از عاقبت خود می ترسیدند و می گفتند که تو نه فقط برای خود که برای ما نیز دردسر ایجاد خواهی کرد. البته وقتی دختر یک زندانی را بازداشت می کنند و سپس این دختر عفیفه را شبانه، چشم بسته در بیابان رها می کنند تا آنجا که صدای یک روزنامه مستقل اصولگرا هم در می آید و می نویسد که این دختر را با چادر پاره در بهشت زهرا رها کرده اند، باید فهمید که تدبیر ملک و عدل در این مملکت به دست چه کسانی افتاده است و باید حق داد به آنهایی که نگران آینده خود هستند.&lt;br /&gt;وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است.&lt;br /&gt;هیات سه نفره کار خود را پایان داد و خواستار برخورد قضایی با اینجانب شد و من اما قضاوت درباب خود را به داوری مردم و محکمه الهی وامی گذارم و نامه نگاري هاي خود در اين خصوص را در همينجا پايان مي دهم. اگرچه این توصیه را نیز با ریاست محترم قوه قضائیه باید درمیان بگذارم که مبادا در مسیر قاضی القضاتی، تحت تاثیر اراده های تحمیلی و بیرونی قرار بگیرند و از مسیر عدالت خارج شوند. چه آنکه ایشان در قیاس با دو رئیس پیشین این قوه از امتیازی ویژه برخوردارند و آن فرزندی آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی و دامادی آیت الله العظمی وحید خراسانی است. امیدوارم که کارنامه قضایی آیت الله لاریجانی به گونه ای نباشد که در پایان دوران ریاست ایشان بر قوه قضا لطمه ای به ساحت مرجعیت وارد شود.&lt;br /&gt;والله اعلم بالذات الامور&lt;br /&gt;مهدی کروبی&lt;br /&gt;23/6/1388 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-3970296628487044165?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/3970296628487044165/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=3970296628487044165&amp;isPopup=true' title='11 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/3970296628487044165'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/3970296628487044165'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_14.html' title='خبر: افشاگری دوباره مهدی کروبی'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6KE85czXI/AAAAAAAAALk/7xPUDZ5IDrA/s72-c/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C+-+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>11</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-8766602337898684296</id><published>2009-09-13T22:32:00.000+04:30</published><updated>2009-09-14T22:39:24.230+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عجایب تلخ روزگار'/><title type='text'>خبر: سید حسن خمینی، آماج حمله و تهدید کوتاچیان</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6GbwwecII/AAAAAAAAALU/1lAGqHtZOfw/s1600-h/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381386416257134722" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 300px; CURSOR: hand; HEIGHT: 232px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6GbwwecII/AAAAAAAAALU/1lAGqHtZOfw/s400/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;پس از آزادی علیرضا بهشتی (فرزند آیت الله بهشتی و نماینده میرحسین موسوی در کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان بعد از انتخابات، &lt;strong&gt;سید حسن خمینی&lt;/strong&gt; و خانواده آیت الله خمینی به دیدار او رفت و نماز صبح را نیز در منزل ایشان اقامه نمود. به دنبال این اقدام نوه امام خمینی، کودتاچیان در رسانه ها و سخنرانی های خود به شدت به او حمله کردند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;حسین شریعتمداری (نماینده آیت الله خامنه ای در کیهان) روز دوشنبه طی مطلبی به شدت به سید حسن خمینی نوه آیت الله خمینی حمله کرد و مدعی انحراف موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی شد!&lt;br /&gt;از سوی دیگر محمد جعفر بهداد از کارکنان روزنامه کیهان با انتشار مطبی مشابه در خبرگزاری ایرنا سید حسن خمینی را به «همراهی با يكي از حلقه‌هاي تصميم گيري پشت صحنه» آنچه «آشوب های خیابانی» نامید متهم کرد و مدعی شد که«اين روزها نشانه‌هاي ديگري از اين رويكرد غلط در رفتار و تصميمات نوه امام بروز كرده است.»&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;انتظار می رود با حمایت خانواده آیت الله خمینی از جنبش سبز، حملات شدیدتری در انتظار آنان باشد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="left"&gt;منبع: جرس&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-8766602337898684296?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/8766602337898684296/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=8766602337898684296&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8766602337898684296'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8766602337898684296'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_1221.html' title='خبر: سید حسن خمینی، آماج حمله و تهدید کوتاچیان'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6GbwwecII/AAAAAAAAALU/1lAGqHtZOfw/s72-c/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-123162552190340896</id><published>2009-09-13T22:23:00.000+04:30</published><updated>2009-09-14T22:27:13.101+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: پيام مهم آيت الله منتظرى به مراجع تقليد، علما و حوزه‌هاى علميه</title><content type='html'>&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;در مقابل کارهای خلاف به نام دین و مذهب، سکوت نکنید&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;‏بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; ‏ ‏عن رسول الله (ص ): " اذا ظهرت البدع فى امتى فليظهر العالم علمه ..."‏‏(الكافى ، ج 1، ص 54)‏&lt;br /&gt;‏حضرات مراجع عظام تقليد و علماى اعلام قم ، نجف ، مشهد مقدس ،‏ ‏تهران ، اصفهان ، تبريز، شيراز و ساير بلاد اسلامى دامت بركاتهم&lt;br /&gt; ‏پس از سلام و تحيت ، اين جانب با توجه به شرايط جارى در كشور و‏ ‏مظالمى كه هر روز شاهد آن هستيم و كارهاى خلافى كه به نام دين و‏ ‏مذهب تشيع انجام مى‎شود شرعا خود را موظف مى‎دانم از روى‏ ‏خيرخواهى و احساس خطر جدى نسبت به مصالح دين و كشور، و از باب‏ (و ذكر فان الذكرى تنفع المومنين ) امورى را يادآور شوم :&lt;br /&gt;‏ ‏‏ ‏1 - همه مى‎دانيم كه انقلاب ما يك انقلاب دينى و ارزشى بود و هدف‏ ‏اصلى از آن با تحمل آن همه مصيبت ها، سختى ها، تبعيدها، زندان ها و‏ ‏شكنجه ها، تنها تغيير اشخاص حقيقى حاكميت و تغيير صورى در بعضى‏ ‏امور جزئى نبود; بلكه مقصود حاكميتى بود كه در تمام عرصه ها به عقائد،‏ ‏اخلاق و احكام شرع مبين پايبند بوده و معتقد و عامل به آنها باشد; و در‏ ‏پرتو آن حاكميت ، ايمان ، مكارم اخلاق ، عدالت و آزادى از استبداد و‏ ‏خفقان ، محقق شده ، حقوق اقشار مختلف مردم تأمين گرديده و مظالم و‏ ‏تجاوز به حقوق آنان ريشه كن شود، و ملت ما از اين جهات احساس‏ ‏راحتى و آسايش نمايد و در مقابل ساير ملتها سربلند و الگوى تحقق‏ ‏عدالت ، عزت ، كرامت و ارزشهاى انسانى باشد. هدف اين نبود كه فقط‏ ‏نام و نشان و شعارها تغيير كند ولى عملا همان مظالم و انحرافات رژيم‏ ‏گذشته و تجاوزات به حقوق به شكل ديگرى به عنوان حاكميت دينى و‏ ‏ولايت فقيه جريان پيدا كند.&lt;br /&gt;‏ ‏اين جانب كه همه مى‎دانند مدافع سرسخت حاكميت دينى و از پايه گذاران‏ ‏ولايت فقيه - البته نه به شكل مرسوم فعلى ، بلكه به گونه اى كه مردم او را‏ ‏انتخاب نمايند و بر كارهاى او نظارت داشته باشند - بوده ام و در راه تحقق‏ ‏آن در بعد علمى و عملى تلاش زيادى نموده ام ، اكنون در مقابل مردم آگاه‏ ‏ايران به خاطر ستم هايى كه تحت اين نام و عنوان بر آنان مى‎رود احساس‏ ‏شرمندگى كرده و خودم را در پيشگاه خداوند بزرگ مسئول و در مقابل‏ ‏خون هاى ريخته شده شهداى عزيز و تجاوزات به حقوق مردم بيگناه‏ ‏مورد عتاب مى‎بينم . بسيارى از افراد با سابقه در انقلاب از طريق نامه ،‏ ‏ايميل و يا حضورا به من مى‎گويند: حاكميت دينى كه شما وعده آن را به‏ ‏مردم مى‎داديد و ولايت فقيه را مجرى آن مى‎دانستيد و مى‎خواستيد آن را‏ ‏به پا داريد همين است كه امروز ما آن را مشاهده مى‎كنيم ؟ در حالى كه‏ ‏آنچه مشاهده مى‎شود در واقع حكومت ولايت نظامى است نه‏ ‏ولايت فقيه .&lt;br /&gt;‏ ‏‏ ‏2 - حضرات مراجع و علماى اعلام ، خوب مى‎دانند كه در طول تاريخ‏ ‏پيوسته آنان ملجأ و پناهگاه مردم در مقابل تجاوزات و مظالم حكومت ها‏ ‏بوده اند، و اين افتخار را داشته اند كه در مقابل حكومت هاى جائر و در‏ ‏كنار مردم و مدافع شريعت و حقوق اقشار ستم ديده باشند و در اين راه‏ ‏صدمات و محروميت هايى را متحمل شده اند. جزاهم الله عن الاسلام خير‏ ‏الجزاء.&lt;br /&gt;‏ ‏البته پس از پيروزى انقلاب ، متأسفانه اين سابقه درخشان و نورانى به‏ ‏واسطه اعمال خلافى كه در حكومت انجام گرفت و چه بسا روحانيت هم‏ ‏در آن نقش نداشت ولى به علت كوتاهى در نهى از منكر در معرض تحول‏ ‏و خطر جدى قرار گرفت و با دور شدن از اخلاق و گاه در عمل با تحكيم‏ ‏تئورى "هدف وسيله را توجيه مى‎كند" انحراف در مسير انقلاب و دور‏ ‏شدن از اهداف اوليه آن ، آغاز و اين خطر جدى تر شد تا آنجا كه امروز با‏ ‏تأسف بايد گفت به پايگاه معنوى و مردمى روحانيت و مرجعيت و به تبع‏ ‏آن به اسلام و مذهب كه به طور سنتى متكى به روحانيت و عجين با آن‏ ‏بوده و از آن راه ترويج مى‎گرديده ، ضربه زيادى وارد شده است كه معلوم‏ ‏نيست چگونه و چه زمانى قابل جبران مى‎باشد!&lt;br /&gt;‏ ‏عجين بودن مذهب و عالمان و متخصصان دينى كه امرى مقبول و معقول و‏ ‏مورد تأييد مردم مسلمان است موجب شده است كه هر آسيب وارد بر‏ ‏روحانيت ، قهرا متوجه اسلام و مذهب نيز باشد.&lt;br /&gt;‏ ‏در چنين وضعيتى مسئوليت مراجع محترم و روحانيت شيعه سنگين تر‏ ‏خواهد بود; زيرا علاوه بر وظايف عمومى آنان كه لازمه رشته تخصصى‏ ‏آنان و توجه مردم به روحانيت و مرجعيت است ، وظيفه دفاع از حيثيت‏ ‏مذهب و تطهير دامن آن از كارهاى خلافى كه حاكميت به نام مذهب انجام‏ ‏داده و مى‎دهد نيز بر عهده آنان خواهد بود; زيرا كارهاى خلاف شرعى كه‏ ‏خلاف اهداف اوليه انقلاب هم مى‎باشد و به نام دين و مذهب انجام‏ ‏مى‎گيرد از مصاديق بارز بدعت است . بدعت منحصر به تشريع و وارد‏ ‏كردن رسمى حكم غير دينى در دين نيست ، بلكه شامل هر كار خلاف‏ ‏شرعى كه به نام شرع و مذهب انجام گردد نيز خواهد بود.&lt;br /&gt;‏ ‏در آيه 71 سوره توبه مى‎خوانيم : (والمومنون والمومنات بعضهم‏ ‏اولياء بعض ، يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر) به مقتضاى‏ ‏جمع محلى به الف و لام استغراق ، همه مومنين و مومنات نسبت به‏ ‏يكديگر در حد امر به معروف و نهى از منكر ولايت دارند; پس علماء‏ ‏اعلام به طريق اولى داراى اين ولايت مى‎باشند و نبايد ساكت باشند. و‏ ‏در وصيت مولا اميرالمومنين (ع ) مى‎خوانيم : "لا تتركوا الامر بالمعروف‏ ‏والنهى عن المنكر فيولى عليكم شراركم ثم تدعون فلا‏ ‏يستجاب لكم " (نهج البلاغه ، نامه 47) ترك امر به معروف و نهى از منكر‏ ‏و بى تفاوت بودن مردم در برابر كارهاى خلاف ، طبعا موجب سلطه اشرار‏ ‏است و دعاء فقط دردى را دوا نمى كند.&lt;br /&gt;‏ ‏‏ ‏3 - با توجه به آنچه گفته شد متذكر مى‎شوم : حوادث و فجايع ماههاى اخير‏ ‏كه پس از انتخابات رياست جمهورى در كشور و در مرئى و مسمع‏ ‏حضرات مراجع و علماى محترم رخ داد زنگ خطرى است براى روحانيت‏ ‏و مرجعيت . در اين حوادث حق كشى ها، ظلم ها، تخلفات فراوان به نام دين‏ ‏و با تأييد بخش اندكى از روحانيون حكومتى و وابسته انجام شد و به‏ ‏دنبال آن ، اقشار وسيعى از مردم معترض طبق حق شرعى و قانونى و بر‏ ‏اساس اصل بيست و هفتم قانون اساسى با انتخاب مسالمت آميزترين راه ،‏ ‏اعتراض خود را به حاكميت ابلاغ كردند و حاكميت به جاى اين كه به نداى‏ ‏حق طلبانه مردم پاسخ مثبت و معقول دهد و درصدد تأمين حقوق تضييع‏ ‏شده آنان برآيد جمعيت چند ميليونى را آشوبگر و اغتشاشگر و عوامل‏ ‏بيگانه ناميد و به بدترين وضع و با خشونت كامل مردان و زنان بى دفاع را‏ ‏مورد ضرب و شتم و سركوب قرار داد و عده زيادى را بازداشت و گروهى‏ ‏را در خيابانها و عده اى را در زندان هاى مخوف به شهادت رساند.&lt;br /&gt;‏ ‏عجب اين كه حاكميت با تكيه بر نيروى نظامى و انتظامى و كشيدن اسلحه‏ ‏بر روى مردم بى پناه و بى سلاح آنان را شهيد و يا زندانى نموده ولى در‏ ‏نهايت مردم را محارب ناميدند. خود بحران ايجاد كرده و نظام را به‏ ‏مخاطره انداخته ولى مردم و پايه گذاران نظام را اغتشاشگر و مخالف‏ ‏نظام مى‎نامند.&lt;br /&gt;‏ ‏همزمان با سركوب مردم ، تعدادى از فعالان سياسى و نخبگان كشور كه هر‏ ‏كدام از آنان سال ها در جمهورى اسلامى خدمات با ارزشى داشته اند را‏ ‏بازداشت و با طرح هاى از پيش تعيين شده بر خلاف شرع و قانون ، شروع‏ ‏به پرونده سازى و گرفتن اعترافات دروغ و سپس نمايش آنها در‏ ‏دادگاههاى فرمايشى غير شرعى و غير قانونى نموده و در نتيجه آئين‏ ‏قضايى اسلام را مورد مسخره جهانيان قرار داده است ; و به جاى مجازات‏ ‏جدى آمران و عاملان آن همه جنايت ، فقط با وعده دادن مجازات آنان ،‏ ‏همچون وعده بر مجازات آمران و عاملان قتل هاى زنجيره اى ، به‏ ‏بازداشت افراد خدمتگزار ديگر و فشار بر دو كانديداى محترم‏ ‏حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدى كروبى و جناب آقاى مهندس‏ ‏ميرحسين موسوى - دام توفيقهما و حفظهما الله تعالى - و بستن دفاتر و‏ ‏روزنامه هاى آنان و بازداشت همفكران و همكاران معزز آنان و متهم‏ ‏نمودن افراد صديق و خدوم در رسانه هاى وابسته حكومتى نموده و حتى‏ ‏از جايگاه مقدس نماز جمعه به امور واهى و دروغ همچنان ادامه مى‎دهند‏ ‏كه نهايت اين روند موجب تخريب بيشتر اعتقاد مردم به روحانيت و‏ ‏مرجعيت شيعه و اسلام عزيز خواهد شد.&lt;br /&gt;‏ ‏در چنين شرايطى است كه مردم مسلمان ما از امثال حضرات مراجع و‏ ‏علماى محترم و اين حقير انتظاراتى دارند كه با توجه به وظيفه سنگينى كه‏ ‏شريعت مقدسه بر دوش عالمان دينى قرار داده است و نيز مسئوليت سنتى‏ ‏و تاريخى مرجعيت و روحانيت انتظار بجايى است . مردم مى‎گويند: اين‏ ‏ظلم ها و حق كشى ها و بدعت ها اگر خلاف اسلام است ، چرا مراجع محترم و‏ ‏علماى دين كه حافظ دين و مذهب و حصن اسلام و شريعت و مدافع حقوق‏ ‏مردم و مبين احكام شريعت و از جمله امر به معروف و نهى از منكر و‏ ‏اظهار مخالفت با خلاف ها و بدعت ها هستند، در مقابل اين همه بدعت ها و‏ ‏كارهاى خلافى كه به نام دين و مذهب انجام مى‎شود به پيروى از دستور‏ ‏پيامبر اسلام (ص ) اظهار علم و مخالفت صريح با بدعت ها نمى كنند؟ و آيا‏ ‏اين همه مظالم و حق كشى ها و جنايات از بيرون آوردن خلخال از پاى يك‏ ‏زن يهودى توسط سربازان معاويه كمتر است كه مولاى متقيان حضرت‏ ‏على (ع ) فرمود: اگر مرد مسلمانى از غصه آن بميرد نبايد ملامت شود؟!‏ (نهج البلاغة ، خطبه 27). به يقين حضرات مراجع و علماى محترم قلبا از اين‏ ‏منكراتى كه به نام دين و مذهب انجام مى‎شود نگران و ناراحت مى‎باشند‏ ‏و بعضا اقداماتى نيز نموده اند، اما آيا با توجه به مفاد حديث شريف نبوى‏ ‏كه اظهار علم را واجب دانسته ، اين مقدار كفايت مى‎كند؟&lt;br /&gt;‏ ‏‏ ‏4 - حضرات مراجع محترم به قدرت و نفوذ كلام خود در حاكميت توجه‏ ‏دارند و خوب مى‎دانند كه حاكميت در حفظ مشروعيت خود به آنان نياز‏ ‏دارد و از اين رو اينك آنان را هرچند به حسب ظاهر به رسميت مى‎شناسد‏ ‏و از آنان ترويج مى‎كند، و نيز مى‎دانند كه حاكميت از سكوت آن حضرات‏ ‏در قبال كارهاى خلاف خود بهره بردارى مى‎كند، پس آيا سزاوار است در‏ ‏امور مهمه اى كه به حيثيت و آبروى دين و مذهب و تأمين حقوق اقشار‏ ‏عظيمى از مردم و نيز ديندارى و حفظ اعتقادات مذهبى جوانان مربوط‏ ‏است سكوت كرده به نحوى كه بين مردم چنين تلقى شود كه خداى ناكرده‏ ‏مراجع و روحانيت موافق و مويد كارهاى خلافى هستند كه به گوشه اى از‏ ‏آنها اشاره شد؟&lt;br /&gt;‏ ‏‏ ‏در خاتمه يادآور مى‎شوم : اين جانب هنوز از اصلاح امور مأيوس نشده ام‏ ‏و به نظر مى‎رسد مراجع عظام تقليد مى‎توانند ترتيبى دهند تا با راهنمايى‏ ‏و ارشاد آنان و با همفكرى با دو كانديداى محترم رياست جمهورى و‏ ‏نمايندگان عاقل و معتدل و كارشناس متدين و امين از طرف نظام ،‏ ‏راههاى برون رفت از اين بحران بزرگ را كه براى جمهورى اسلامى و‏ ‏مشروعيت آن پيش آمده است بررسى كرده تا آنچه را مصلحت ديدند‏ ‏صادقانه با اشراف حضرات مراجع مورد عمل قرار گيرد. و بالاخره‏ ‏حاكمان ، سياست يك بام و دو هوا و به كيش خود خواندن و طرد كردن‏ ‏ديگران را نه به طور موقت ، بلكه براى هميشه رها كنند و مردم را كه‏ ‏صاحبان اصلى حكومتند از روى صدق و به دور از شعار ارج نهند و آراء‏ ‏آنان را مورد نظر و عمل قرار دهند و اسلاميت و جمهوريت حقيقى و‏ ‏عدالت واقعى را اجرا نمايند. براى انسان اقرار به اشتباه ننگ نيست ، زير‏ ‏بار حق نرفتن ننگ است .&lt;br /&gt;‏ ‏عظمت اسلام و مسلمين و عزت و كرامت مردم ايران و سلامتى و توفيق‏ ‏بيشتر شما را از خداوند بزرگ مسألت دارم .‏&lt;br /&gt;‏23 رمضان المبارك 1430 - ‏1388/6/22‏‏ ‏&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;قم المقدسة - حسينعلى منتظرى &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-123162552190340896?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/123162552190340896/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=123162552190340896&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/123162552190340896'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/123162552190340896'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_13.html' title='خبر: پيام مهم آيت الله منتظرى به مراجع تقليد، علما و حوزه‌هاى علميه'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-6397238888833195811</id><published>2009-09-13T20:04:00.000+04:30</published><updated>2009-09-14T23:43:26.232+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: جشنواره های جهان در تسخیر سبزها</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6VGUZVEhI/AAAAAAAAALs/1uU8PbHwWiQ/s1600-h/%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87+%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%84.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381402540541022738" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 300px; CURSOR: hand; HEIGHT: 206px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6VGUZVEhI/AAAAAAAAALs/1uU8PbHwWiQ/s320/%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87+%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%84.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; در این عکس هیأت داوران جشنواره فیلم مونترال را می بینید که جعفر پناهی به عنوان رئیس هیأت داوران در آن حضور داشت. هیأت داوران با انداختن شال سبز در صحنه های مختلف جشنواره، همبستگی خود را با جنبش بدون خشونت ایرانیان اعلام کردند. &lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381402553300661906" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 299px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6VHD7dtpI/AAAAAAAAAL8/8NxXSQoqPUA/s320/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86+%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%B7.jpg" border="0" /&gt;در این عکس شیرین نشاط،  کارگردان ایرانی را می بینید که با دستبند سبز روی سن مراسم پایانی جشنواره ونیز حضور پیدا کرد. او در جشنواره فیلم ونیز جایزه شیر نقره ای بهترین کارگردانی را برای فیلمش دریافت کرد. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381402549390828930" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 300px; CURSOR: hand; HEIGHT: 264px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6VG1XSZYI/AAAAAAAAAL0/1ohIlSRV0Uw/s320/%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87+%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B2.jpg" border="0" /&gt;در این عکس بازیگران و عوامل فیلم «زنان بدون مردان» با پوشیدن لباسهای سبز از جنبش مردم ایران دفاع می کنند. &lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381402561347414562" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 300px; CURSOR: hand; HEIGHT: 254px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6VHh59aiI/AAAAAAAAAME/HWNe9YQoiiQ/s320/%D9%85%D8%AE%D9%85%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%81.jpg" border="0" /&gt;در این عکس حنا مخملباف با لباس سبز در جشنواره فیلم ونیز حضور پیدا کرده. این فیلمساز جوان با فیلم «روزهای سبز» جایزه "شجاعت" را از هیأت داوران دریافت کرد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-6397238888833195811?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/6397238888833195811/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=6397238888833195811&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6397238888833195811'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6397238888833195811'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_1719.html' title='خبر: جشنواره های جهان در تسخیر سبزها'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sq6VGUZVEhI/AAAAAAAAALs/1uU8PbHwWiQ/s72-c/%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87+%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%84.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-2096695448038975967</id><published>2009-09-11T15:43:00.000+04:30</published><updated>2009-09-12T01:50:13.921+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ویژه راه سبز انزلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پوستر سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار انزلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روشهای عملی'/><title type='text'>دو پوستر جدید برای راهپیمایی بزرگ این هفته</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt; دو پوستر جدید برای حرکت بزرگ سبز کردن راهپیمایی هفته آینده (27 شهریور) تقدیم شما می شود. یک بار دیگر از خانم همشهری جوان و هنرمندمان که با وجود کمبود امکانات، این پوسترها را به سرعت برای جنبش آماده نمودند متشکّریم.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;برای دیدن پوسترها در اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;پوستر اول:&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5380321806262817522" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 249px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqq-LTeVUvI/AAAAAAAAALE/OMfq9YjIaA4/s320/ghods-anzali-1.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;پوستر دوم (با درج جملات میرزاکوچک جنگلی):&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5380322031359591874" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 249px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqq-YaBlhcI/AAAAAAAAALM/BpOcrRgKYU4/s320/ghods-anzali-2.jpg" border="0" /&gt; &lt;p align="justify"&gt;من بی شرف می دانم آن کسی را که حقوق و استقلال ملت خود را با دست خود فدای شغل و مقام بیهوده کرده. تا یک ملّتی را اسیر چند نفر خودخواه افراطی که در افراط خود غیر از ریاست چیز دیگری نمی خواهند قرار دهند. من استقلال ایران را می خواهم. من بقای اعتبار ایران را طالبم. من راحت ایرانی و همه ابناء بشر را بی تفاوت دین و مذهب شایقم.   (میرزا کوچک جنگلی)&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-2096695448038975967?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/2096695448038975967/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=2096695448038975967&amp;isPopup=true' title='10 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/2096695448038975967'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/2096695448038975967'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_4103.html' title='دو پوستر جدید برای راهپیمایی بزرگ این هفته'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqq-LTeVUvI/AAAAAAAAALE/OMfq9YjIaA4/s72-c/ghods-anzali-1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>10</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-7601685384505329289</id><published>2009-09-11T07:27:00.002+04:30</published><updated>2009-09-11T10:51:00.292+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: افشای تلاش کودتاگران برای جلوگیری از تحقیق در مورد جنایات</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;موضوع اول در مورد دستور مستقیم رئیس دولت کودتا برای حمله به کمیته پیگیری است:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;یک منبع آگاه در شورای امنیت ملی فاش کرد: حمله به کمیته پیگیری با دستور مستقیم احمدی نژاد صورت گرفته است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;احمدی نژاد در جلسات قبلی این شورا به تشکیل این کمیته و کمیته های مشابه معترض بود و تاکید داشت&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqnq_xRojVI/AAAAAAAAAK0/wfy4fvpIodA/s1600-h/7818_132221083929_95040933929_2437358_4754148_n.jpg"&gt;&lt;/a&gt; باید به &lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqnrc0jmXuI/AAAAAAAAAK8/WUn6sayeqPQ/s1600-h/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C+%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5380090110247591650" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 150px; CURSOR: hand; HEIGHT: 134px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqnrc0jmXuI/AAAAAAAAAK8/WUn6sayeqPQ/s320/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C+%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;صورت قاطع با این حرکات برخورد شود &lt;strong&gt;تا کسانی احساس نکند می توانند در اینگونه موارد وارد شوند&lt;/strong&gt;. در حالی که پرويز سروري نماينده مردم تهران و رئيس كميته بازداشت شدگان اخير در دبير خانه شورای عالی امنيت ملی مدعی است «كارها ادامه دارد» اما با یورش دیروز نیروهای امنیتی به کميته پیگیری امور زندانيان پس از انتخابات بیش از گذشته بر نمایشی بودن این نوع پیگیری ها صحه گذاشته شد. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;یک منبع آگاه در شورای عالی امنیت ملی به خبرنگار رویداد گفت: به باور بسیاری از اعضای کمیته بازداشت شدگان در شورای امنیت ملی نتیجه حاصل نباید فرق چندانی با نتیجه حمله نیروی انتظامی در 18 تیر 78 به کوی دانشگاه داشته باشد. در آن زمان در نتیجه ای غیر قابل قبول و تاسفبار نیز تنها یک سرباز به جرم دزدیدن &lt;strong&gt;ریش تراش&lt;/strong&gt; از خوابگاه دانشجویان محکوم شد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;این منبع آگاه افزود: حمله به کمیته پیگیری امور زندانیان با دستور مستقیم محمود احمدی نژاد صورت گرفته است. وی در جلسات قبلی این شورا به تشکیل این کمیته و کمیته های مشابه معترض بود و تاکید داشت باید به صورت قاطع با این حرکات برخورد شود تا کسانی احساس نکند می توانند در اینگونه موارد وارد شوند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;لازم به ذکر است این کمیته بعد از وقوع فجایع پس از انتخابات به ریاست دکتر علی بهشتی، فرزند شهید بهشتی فعالیت خود را زیر نظر ستاد میر حسین موسوی و مهدی کروبی تشکیل شده بود.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;افشاگری دوم از سوی شیخ اصلاحات در نامه ای که به صادق لاریجانی نوشت نمود یافت:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;افشای دستور فرمانده سپاه برای پنهان کردن اسناد جنایات و تجاوزها&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;رئوس گفته های مهدی کروبی را در اینجا می آوریم و متن کامل آن را می توانید در &lt;a href="http://mowjcamp.org/article/id/28389"&gt;&lt;strong&gt;اینجا&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; بخوانید:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;مهدی کروبی:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;- من شرح جلسات خود با نمایندگان جنابعالی و برخی مسائل حاشیه ای آن را که به پلمپ دفتر شخصی و حزبی من منجر شد با شما در میان می گذارم تا به وظیفه شرعی و ملی خود عمل کرده باشم. باشد که آیندگان نگویند مهدی کروبی با فشار و تهدید و بزن و ببند کوتاه آمد و پا پس کشید و درخانه خزید و صدای حق خواهی اش کوتاه شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;- ما دو جلسه با آقایان محترم "خلفی ، محسنی اژه ای و رئیسی" داشتیم که این جلسات به صورت مطلوب و مناسبی نیز پیش رفت و در آنها گوشه ای و تعدادی اندک از اسنادی که نشانگر برخی اتفاقات ناگوار و غیرقابل بخشایش در روزهای پس از انتخابات بود ارائه و بازگو شد. در جلسه اول سه سند درباره سه نفر همراه با سی دی و مدارک لازم ارائه شد که نشانگر تجاوز و شکنجه و برخی اعمال رخ داده بر دختران و پسران در بازداشتگاههای مشخص و نامشخص بود. علاوه بر ارائه این سه سند، اشاره ای نیز به صورت شفاهی به اتفاقاتی شد که برای دو دختر یعنی ترانه موسوی «واقعی» و سعیده پورآقایی رخ داده بود. جلسه دوم نیز دوشنبه هفته جاری برگزار شد و حدود سه ساعت نیز به طول انجامید و در این جلسه نیز در کنار بحث های فراوان، من سندی جدید ارائه کردم البته با این قید و شرط که نباید به واسطه این افشاگری و حق خواهی، برای آن فرد و خانواده اش اتفاقی رخ دهد؛ اتفاقاتی از آن دست که پیش از این و در زمان مسئولیت دادستان سابق تهران برای یکی از افرادی که من به عنوان سند معرفی کرده بودم پیش آمد و برخی مشکلات خانوادگی و شارهای جدید مترتب بر آن خانواده شد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;- جلسه ما با کمیته منتخب به خوبی خاتمه یافت. اما فردای آن روز ورق برگشت. جمعیتی با حکم دادستانی آمدند و به دفتر من حمله آوردند. آنجا را مورد تجسس قرار دادند و به تجسس در وسایل نیز بسنده نکردند که حتی نوشته ها و نامه های شخصی و چکها و اسناد خصوصی من را نیز مورد تجسس قرار دادند و بردند. آخر امر نیز دفتر را پلمپ کردند و به آذوقه ای که به رسم هرساله برای اطعام مساکین در انجا انبار کرده بودم نیز توجهی نکردند و آنها را نیز مشمول توقیف خود قرار دادند و آقای داوری سردبیر سایت حزب اعتماد ملی را هم دستگیر و با خود بردند. کار پلمپ دفتر شخصی من تمام نشده بود که دفتر حزب اعتماد ملی را نیز که من دبیرکل آن هستم مورد تجسس قرار داده و وسایل و اسناد یک حزب ثبت شده در ذیل قوانین جمهوری اسلامی را نیز برخلاف قوانین کشور ضبط و سرانجام دفتر حزب را هم پلمپ کردند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;- من مانده ام که آیا این اتفاقات که همگی در روز سه شنبه رخ داد نتیجه جلسه ای است که من روز دوشنبه با هیات منتخب شما داشته ام؟ متعجبم ، نه از آن رو که چرا با مهدی کروبی چنین می کنند بلکه از ان رو که چگونه عده ای متوهمانه تصور می کنند مهدی کروبی فرزند احمد با این بگیر و ببندها ازمیدان به در می رود و صدایش خفه می شود.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;- هراتفاق ناگوار و ناشایستی در جمهوری اسلامی ممکن شده است و دیگر هیچ چیزی دور از انتظار نیست.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;- وقتی می بینم &lt;strong&gt;فرماندهی یک نهاد نظامی - که مدارک آن نیز موجود است- در نامه ای به وزارت بهداشت و درمان دستور می دهد که تحویل کپی اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحین و مصدومین حوادث اخیر ممنوع است&lt;/strong&gt;، و بیمارستان ها را از تحویل اسناد به مجروحان و مورد تعدی قرار گرفتگان ممنوع می کند، بیش از پیش مصر می شوم که بفهمم دلیل این تهدیدها و واهمه ها چیست؟&lt;br /&gt;- نگذارید که نیروهای مسلح و شبه نظامی بعد از فرمانروایی بر عرصه سیاست و طبابت، به فکر دخالت در کار قضاوت بیافتند و قله ای دیگر را به مفتوحات خود از پس انتخابات ریاست جمهوری دهم بیافزایند و کار را از این که هست خراب تر سازند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;- به نقل از شما مدعی بود که جنابعالی گفته اید باید به شکایات و گزارش ها تا نهایت ماجرا، رسیدگی شود. اما پرسش من این است که آیا با وجود این تهدیدها و توهین ها و ارعاب ها رسیدگی به فجایع و شکنجه های پس از انتخابات ممکن خواهد بود؟ &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-7601685384505329289?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/7601685384505329289/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=7601685384505329289&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7601685384505329289'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7601685384505329289'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_11.html' title='خبر: افشای تلاش کودتاگران برای جلوگیری از تحقیق در مورد جنایات'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqnrc0jmXuI/AAAAAAAAAK8/WUn6sayeqPQ/s72-c/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C+%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-2967935531025501928</id><published>2009-09-10T08:56:00.003+04:30</published><updated>2009-09-10T16:03:51.796+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>نامه شدیداللحن دکتر سروش به آیت الله خامنه ای</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqjZXuGK5lI/AAAAAAAAAKs/F4q5TgwUHwg/s1600-h/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1+%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5379788756428187218" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 171px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqjZXuGK5lI/AAAAAAAAAKs/F4q5TgwUHwg/s200/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1+%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;ما زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.&lt;br /&gt;صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.&lt;br /&gt;قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند&lt;br /&gt;وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.&lt;br /&gt;چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.&lt;br /&gt;شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای خامنه ای،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟&lt;br /&gt;ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده&lt;br /&gt;وصال دولت بیدار ترسمت ندهند&lt;br /&gt;که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده&lt;br /&gt;درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. "زان یار دلنوازم شکری است با شکایت." نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که "حرمت نظام هتک شد" و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید.&lt;br /&gt;شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانها ی دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند.&lt;br /&gt;"پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن،" قصه جمهوری ولایی شما بود. و اینک خدا را شکر که پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده کردند.&lt;br /&gt;آقای خامنه ای،&lt;br /&gt;می دانم که روزهای تلخ و سختی را می گذارنید. خطا کرده اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید. از حق بودن و فضیلت بودنش بگذرید. آن را برای رسیدن به حکومتی کامیاب به کار گیرید. این را که می خواهید؟. چرا شیپور را از سر گشاد می زنید؟ چرا میان مردم عسسان و خفیه نویسان و جاسوسان می گمارید تا ضمیر آنان را بخوانند یا به حیله و ترفند، سخنی از زیر زبانشان بکشند، و راست و دروغ و نارس و ناقص بشما گزارش دهند؟ مطبوعات را، احزاب را، انجمن ها را، ناقدان را، مفسران را، معلمان را، نویسندگان را ... آزاد بگذارید ، مردم به صد زبان حکایت خود را آشکارا خواهند گفت و پنجره های خبر و نظر را بر روی شما خواهند گشود وشمارا در تدبیر ملک وتنظیم نظام یاری خواهند کرد. مطبوعات را خفه نکنید. آنها ریه های جامعه اند. اما شما از بیراهه و کژراهه رفتید. و اینک در طلسم تهلکه ای افتاده اید و قربانی نظام بسته ای شده اید که دیرگاهیست خود آن را آفریده اید، که نه نقد در آن می روید نه نظر، نه علم نه خبر. گمان می کنید با خواندن بولتن های محرمانه و گوش کردن به مشاوران گوش به فرمان، خبرهای کامل و جامع را به چنگ می آورید. اما هم انتخاب خاتمی هم انتخاب سبز موسوی باید به شما نموده باشد که افیون استغنا وافسون استبداد، زیرکی و دانایی را از شما ستانده است. و اینک برای جبران آن گناه ناشی از جهل ناشی از استبداد، دست به ارتکاب گناهان بزرگتر می زنید. و خون را به خون می شوئید مگر طهارتی حاصل کنید.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خیانت و تقلب کم بود دست به قتل و جنایت بردید، خیانت و جنایت بس نبود تجاوز به زندانیان را بر آن افزودید، قتل و تجاوز و تقلب هنوز کم بود تهمت های جاسوسی و ناموسی را هم بر آن اضافه کردید. درویشان و روحانیان و نویسندگان و دانشجویان را هم امان ندادید و از دم تیغ گذراندید. عاقبت هم به جانیان و بانیان جایزه دادید و به ریش همه خندیدید&lt;/strong&gt; و ریش سرباز بی نوایی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است!&lt;br /&gt;از صبر خدا در شگفت بودم. می دانستم که&lt;br /&gt;لطف حق با تو مداراها کند&lt;br /&gt;چون که از حد بگذرد رسوا کند&lt;br /&gt;می دانستم که مادران داغدار و پدران سوگوار در خفا می سوزند و می گریند و به زبان حال و قال با خدا می گویند:&lt;br /&gt;ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا ( خداوندا ما را از این محیط پرستم نجات بخش وبرای ما یاوری بفرست.)&lt;br /&gt;می دانستم که "چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است." زندانها معبد بود و عابدان روز و شب در سجود، سقوط ولایت جایر را از خدا به دعا می خواستند (و می خواهند).&lt;br /&gt;ندای آقا سلطان که به خاک شهادت افتاد و حنجره اش به گلوله ستم سوراخ شد به درگاه سلطان عالم نالیدم که بازهم ندای خلایق را نمی شنوی؟ چون عیسی بر صلیب گله کردم که "خدایا چرا ما را رها کرده ای"، مگر سیاهکاران را نمی بینی که سبزها را سرخ کرده اند، مگر عبوسان و ترش رویان را نمی نگری که شیرینی ها را تلخ کرده اند، سوختن خرمن امنیت و کرامت انسان را می نگری و ذلت اعتراف زندانیان و شوکت شریرانه ستمگران را می بینی و بازهم استغنا می ورزی؟&lt;br /&gt;تا روزی که آن اقرار مجبورانه و مکروهانه یعنی آن کلمات سه گانه را شنیدم: "هتک حرمت نظام" ،که چون حدیث سرو و گل و لاله و چون ثلاثه غساله جان بخش بود. گویی کلمات آن خطیب نبود. کلمات تو بود خدایا که در خطابه جاری شد. دانستم که دست به کار اجابت شده ای و باد را فرمان داده ای تا آتش را به کشتزار فرومایگان ببرد. سجده کردم و سپاس گزاردم که&lt;br /&gt;آفرین ها بر تو بادا ای خدا&lt;br /&gt;بنده خود را ز غم کردی جدا&lt;br /&gt;آتشی زد او به کشت دیگران&lt;br /&gt;باد آتش را به کشت او بران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای خامنه ای،&lt;br /&gt;می خواهم به شما بگویم دفتر ایام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است ، &lt;strong&gt;آبرویش به یغما رفته است و طشت رسوائیس از بام تاریخ افتاده است&lt;/strong&gt;. کشف عورت شده است. خدا هم از شما رو گردان شده و ستاریت خود را باز گرفته است. آن دلیری ها که در کنج خلوت و در پرده تزویر می کردید فاش شده است. آه جگرسوختگان و جان باختگان و دهان دوختگان کارگر افتاده است و دامان و گریبان شما را سوخته است. خائفم که بگویم&lt;strong&gt; باب توبه هم به روی شما بسته شده است&lt;/strong&gt;. شریعت هم از شما شفاعت نخواهد کرد که مشروعیت از شما گریخته است. ایران سبز از این پس دیگر آن ایران سیاه و ویران نیست. سبزی وسپیدی این جنبش به عنایت و اجابت الهی بر سیاهی جور شما پیشی گرفته است. خاک و آب و آتش و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا به فرمان خدا بر علیه شما بشورند.&lt;br /&gt;سالها اعوان و انصار شما زیر چتر حمایت و ولایت شما چون شغالان گرسنه در پوستین خلق افتادند و امنیت و عدالت را از مردم ربودند، دهانشان را بستند، عزتشان را ستاندند، راحتشان را گرفتند، گلویشان را فشردند، خون در دل و اشک در چشمشان نشاندند، زهر قساوت را به آنان چشاندند و چون قومی اشغال شده به اسارتشان گرفتند، حقوقشان را پامال کردند، آزادیشان را به تاراج بردند، حرمتشان را شکستند، افکارشان را به سخره گرفتند، دینشان را وارونه کردند، کارخانه مقدس تراشی تراشیدند، و به نام دین خرافه فروختند، کامشان را تلخ و روزشان را شب کردند، دست خیانت در صندوق آراء شان گشودند، و پای اهانت بر کرامتشان نهادند، دانشگاه ها را به دست جهال سپردند، و بیت الاحزانی بنام صدا و سیما را از دروغ و تهمت انباشتند، و درس غلامی و غمناکی به مردم دادند. نظر حرام نمودند و خون خلق حلال، اجتماعات دروغین و گزاف بر پا کردند، و لاف زنان به مردم دنیا فروختند که همگان عاشقان سینه چاک نظام ولایتند. &lt;strong&gt;در زندانها و قتلگاه ها از قتل و تجاوز و تعدی و ضرب و شتم و جرح و شکنجه آن کردند که مغولان نکردند، شرع و قانون را زیر پا گذاشتند، و علم جهل و تعصب برافراشتند، نادانان را بر کشیدند و دانایان را فروکوفتند، لذت را از جوانان و حرمت را از پیران دریغ داشتند،&lt;/strong&gt; آیت الله های رنگین ساختند و فتاوای سنگین از آنان گرفتند تا نویسندگان و ناقدان را به طناب توحش خفه کنند و به ساطور سبعیت بند از بند بگشایند، در پی مالیخولیای دشمن ستیزی هر روز مهلکه ای و معرکه ای تراشیدند و جمعی را به بند کشیدند، و اقاریر مضحک بر زبانشان نهادند و کیفرهای مهلک بر جانشان. عمله استبدادنظامی و قضایی بیداد را به نهایت رساندند، گویی نظام قسم خورده بود که از صدام و حجاج چیزی کم نیاورد.&lt;br /&gt;این مکرهای سرد و رندی های واژگونه و زیرکی های ابلهانه، و ستم های آشکار و نهان و زور و تزویر های گران و حق کشی ها و آدم کشی ها و تقلب ها و تخلف های پر عفونت ودراز مدت ، آتشی در وجدان رعیت افروخت که کاشانه ولایت را بسوخت. &lt;strong&gt;آن اعتراض پس از انتخابات نه "رزمایش" بود، نه" فتنه" و نه" مسجد ضرار" (که دارالضرب شما هر روز مهری بر آن می زند)، بل طغیان و غلیان غیرت بود بر علیه غارت&lt;/strong&gt;. وجدانهای بیدار، بر رای خود، بر انتخاب خود، بر حقوق شهروندی خود، بر آزادی اندیشه خود، غیرت ورزیدند و بر غارتگران رای و حقوق و آزادی، آرام و متین شوریدند. دزدان سراسیمه بر خود پیچیدند،ولی ما صدای خنده خدا را شنیدیم که در فضا پیچید. او از ما راضی بود. دعای ما را شنید و جانیان و بانیان را رسوا کرد. مرگ ترانه (موسوی)، ترانه مرگ استبداد بود.&lt;br /&gt;آقای خامنه ای،&lt;br /&gt;بارها حافظان ،حکام جائر زمانه را بزبان رمز موعظه کردند که:&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;با دعای شب خیزان ای شکر دهان مستیز&lt;br /&gt;در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;و گفتند:&lt;br /&gt;مکن که کوکبه دلبری شکسته شود&lt;br /&gt;چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند&lt;br /&gt;نشنیدند و عاقبتشان را شنیدی.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جنبش سبز برای آفریدن ایرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است. چون شجره طیبه ای که پایی در زمین و سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است&lt;/strong&gt; (اصلها ثابت و فرعها فی السماء - سوره ابراهیم). این جنبش شهید سبز خود، شعر و شاعر سبز خود، ادب و هنر و گوینده و گفتمان سبز خود را پیدا کرده است. محصول بیست سال جهاد فرهنگی و دردمندانه روشنگران و پیکارگران عرصه سیاست و فرهنگ است. &lt;strong&gt;بیهوده می کوشید با نظامی گری و انوری پروری به سبک سلطان سنجر و سلطان محمود آن را در هم بشکنید. خود را مگر بشکنید&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;این نه آن شیر است کز وی جان بری&lt;br /&gt;یا ز پنجه قهر او ایمان بری &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;فرو ریختن رعب رعیت و زوال مشروعیت ولایت بزرگترین دستاورد شورش غیرت بر غارت بود و شیر خفته شجاعت و مقاومت را بیدار کرد. نه تطاول نظامیان نه تجاوز حرامیان،نه خاک افشاندن در چشم مروت نه باد افکندن درآستین ژنده قدرت، نه تکیه بر سبعیت حیوانی نه حمله به علوم انسانی، نه مداحی مداحان مزدور نه شاعری شعر فروشان کم شعور ،هیچکدام قامت مقاومت را خم نخواهند کرد. استبداد دینی رسوای کفر و دین شده است. و در مزرع سبز جنبش هنگام دروی آن رسیده است. ما این را به دعا از خدا خواسته ایم وخدا با ماست.&lt;br /&gt;برگشتن بخت و روزگار شاهدی شیرین تر از این ندارد که عیدهای شما همه عزا شده است. و هر چه روزی شما را می خنداند اینک می گریاند و می لرزاند. &lt;strong&gt;دانشگاهی که می خواستید به پابوس شما بیاید، اکنون به کابوس شما بدل شده است. تظاهرات خیابانی، اجتماعات آئینی، رمضان و محرم ،حج و روضه و ماتم همه برای شما نماد نحوست شده اند و به زیان شما روان می شوند.&lt;br /&gt;ما نسل کامکاری هستیم.ما زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت.&lt;/strong&gt; جامعه ای اخلاقی و حکومتی فرادینی طالع تابناک مردم سبز ماست.&lt;br /&gt;ما آزادی را ارج خواهیم نهاد و قدر خواهیم دانست، همان آزادی که شما به آن ظلم کردید و قدرش را ندانستید و اکنون مظلمه اش را می برید. فاشیسم مشربان به شما فروختند که آزادی یعنی بوالهوسی و اباحی گری و لاابالی روشی. و ندانستید که شفای امراض مهلک نظام شما در این خجسته آزادی است. بی جهت بدنبال مفسدان اقتصادی می گردید (که در آن هم عزمی و جدیتی نیست). اگر مطبوعات را آزاد می گذاشتید، فسادها را رو می کردند و مفسدان جرات فساد نمی کردند. می گذاشتید نقد شما را بگویند تا شما هم به ورطه استبداد رای و نخوت شوکت و فساد قدرت در نمی افتادید. می گذاشتید سخن راستین مردم را با شما در میان بگذارند تا مستی بی خبری از سرتان بپرد. آنها مدارس میهن اند، نه "پایگاه دشمن." و چه باک که درهای مدارس باز باشد و شما هم در آن شاگردی کنید.&lt;br /&gt;ما دیانت را هم ارج خواهیم نهاد، همانکه شما آن را بازیچه مصالح قدرت خواستید و بنام آن درس غلامی و غمناکی به مردم دادید و ندانستید که شادی و آزادی با ایمان راستین همپیمانند و اجبار فقیهانه، حریت مومنانه را می ستاند و قدرت شریعت مدار هم قدرت و هم شریعت را فاسد می سازد. حکومت بر مردمی شاد و آزاد و آگاه و چالاک افتخار دارد نه رعیتی دربند و غمناک. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;*************&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;با خود می گویم برای که اینها را می نویسم؟ برای نظامی که بخت از او برگشته و آب از سرش گذشته وتشنه در سراب مانده وخیمه بر خراب زده و چشم نجابتش بسته و ستون صلابتش شکسته و از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوائیش از بام افتاده است؟ و آنگاه به یاد می آورم کلام خالق سبحان را در ذکر حکیم که:&lt;br /&gt;و اذ قالت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلکم او معذبهم عذابا شدیدا قالوا معذره الی ربکم و لعلهم یتقون (آنان پرسیدند چرا کسانی را موعظه می کنید که خدا قطعا هلاک و عذابشان خواهد کرد، موعظه گران گفتند عذری است تا خدا ما را به گناه آنان نگیرد، شاید هم پند ما در آنان درگیرد - سوره اعراف 164)&lt;br /&gt;بارخدایا تو گواه باش، من که عمری درد دین داشته ام و درس دین داده ام. از بیداد این نظام استبداد آئین برائت می جویم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده ام از تو پوزش و آمرزش می طلبم.&lt;br /&gt;ای خدای خرد و فضیلت! به صدق سینه مردان راستگو و به آب دیده پیران پارسا دعای ما را هم با دعای سحرخیزان و روزه داران و عابدان و صالحان همراه کن و شکوه دردمندانه ما را بشنو و بر سینه های بریان و چشم های گریان ستمدیدگان رحمت آور و بیش از این خلقی را پریشان و خروشان مپسند. دوستان خود را به دست دشمنان مسپار و خرد و فضیلت را از اسارت این نامردمان به در آر&lt;br /&gt;. باد را بگو تا خیمه استبداد را بر کند و آتش را بگو تا ریشه بیداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق کند و خاک را بگو تا قارون ها را در خود کشد. ابرها وباران ها را بگو تا رحمت و عدالت و شادی و شفقت بر این قوم مظلوم محروم ببارند و خارزار رذیلت ظالمان را به گلزار فضیلت عادلان بدل کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آب و دریا ای خداوند آن توست&lt;br /&gt;باد و آتش جمله در فرمان توست&lt;br /&gt;گر تو خواهی آتش آب خوش شود&lt;br /&gt;ور نخواهی آب هم آتش شود&lt;br /&gt;تو بزن یا ربنا آب طهور&lt;br /&gt;تا شود این نار عالم جمله نور&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رمضان مبارک 1430 قمری&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;شهریور 1388 شمسی&lt;br /&gt;عبدالکریم سروش&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-2967935531025501928?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/2967935531025501928/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=2967935531025501928&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/2967935531025501928'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/2967935531025501928'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_1191.html' title='نامه شدیداللحن دکتر سروش به آیت الله خامنه ای'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqjZXuGK5lI/AAAAAAAAAKs/F4q5TgwUHwg/s72-c/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1+%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B4+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-1456256623993056581</id><published>2009-09-10T08:42:00.000+04:30</published><updated>2009-09-10T14:55:45.558+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>نامه اعتراض ۱۷۱ نفر از استادان دانشگاه‌هاي معتبر جهان، مدال آوران المپيادهاي علمي و دانشجويان دکتری</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;&lt;strong&gt;۱۷۱ نفر از اساتید ایرانی دانشگاه‌های معتبر دنیا، مدال آوران المپیادهای علمی در سطح ملی و بین‌المللی و دانشجویان مقطع دکتری در دانشگاه‌های داخل و خارج از کشور، طی نامه‌ای به ریاست جدید قوه قضائیه، خواستار آزادی اسرای دربند به خصوص جوانان و دانشجویانی که در حوادث پس از انتخابات دستگیر شده بودند، گردیدند.&lt;/strong&gt; در این نامه آمده است: «امروز دشمن قسم خورده‌ي ملت معرفي مي‌گردند، برچسب کودتاچي و مزدور بيگانه مي‌خورند و ناگزير به اعترافاتي مي‌شوند که بيش از هرچيز، يادآور جملات گاليله در بيدادگاه قرون وسطي است، آن‌گاه که گفت: «خورشيد دور زمين مي‌چرخد». گفتنی است در این نامه به طور خاص به نام &lt;strong&gt;محمدرضا جلایی پور&lt;/strong&gt;، برنده مدال طلای المپیاد ادبی کشور در سال ۷۹، رتبه اول کنکور سراسر در سال ۸۰ و دانشجوی ممتاز دکتری دانشگاه آکسفورد اشاره شده است و امضاکنندگان این نامه خواستار آزادی هر چه سریع‌تر وی شده‌اند. همچنین جمع آوری کنندگان این امضاها تاکید کرده اند که دانشجویان مقطع دکتری، اساتید و مدال آوران در المپیادهای علمی که همچنان مایلند این نامه را امضا کنند و تاکنون موفق نشده‌اند، می‌توانند با مراجعه به وبلاگ www.freejalaeipour.blogfa.com که برای آزادی این دانشجوی نخبه دربند راه اندازی شده و قرار دادن مشخصات خود در بخش نظرات، این نامه را امضا کنند. متن این نامه که در اختیار سایت نوروز قرار گرفته به شرح زیر است:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;رياست محترم قوه قضاييه، حجت‌الاسلام صادق لاريجاني&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;با سلام و آرزوي قبولي طاعات&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;هفتاد روز از دستگيري جمعي از فرزندان اين آب و خاک مي‌گذرد. آنان که شعله‌ي وجودشان، تنور انتخابات را فروزان کرد، اما اف&lt;strong&gt;سوس که نان را ديگران خوردند و ايشان را جز سوختن در آتش تنور هيچ نماند&lt;/strong&gt;. اگر آهنگ صداي آنان نبود، جز بانگ طبل و دهل دولت که از رسانه‌ي موسوم به ملي و روزنامه‌ها و تريبون‌هاي به ظاهر عمومي و به واقع خصوصي برمي‌خاست، چه طنيني در گوش جامعه مي‌پيچيد؟آن زمان که رئيس جمهور، سوار بر مرکب دولت، با ساز و برگي فراهم آمده از بيت‌المال، پيشاپيش سپاهي از وزيران، فرماندهان، سرداران، استانداران و فرمان‌داران در آوردگاه انتخابات يکه‌تازي مي‌کرد، اگر اين گروه کوچک از فرزندان ملت با سلاحي از آبروي خويش به ميدان نيامده بودند، مردم را چه شور و اميدي براي آمدن به اين عرصه بود؟ اگر دولت را رقيبي نبود، آيا ميداني بود که هشتاد و پنج درصد مردم را به گرد خود جمع کند؟ميزان راي ملت است. ولي افسوس آنان که تا ديروز با نام و قلم و بيان خويش، حماسه‌ي حضور سبز مردم در انتخابات را رقم زدند و هر دو کفه‌ي اين ميزان را به نفع مشروعيت نظام سنگين نمودند، امروز دشمن قسم خورده‌ي ملت معرفي مي‌گردند، برچسب کودتاچي و مزدور بيگانه مي‌خورند و ناگزير به اعترافاتي مي‌شوند که بيش از هرچيز، يادآور جملات گاليله در بيدادگاه قرون وسطي است، آن‌گاه که گفت: «خورشيد دور زمين مي‌چرخد».در بين ايشان جوانان و دانشجوياني ديده مي‌شوند که راحت صبح و شام را بر خود حرام کردند. با شعور اجتماعي خويش در درياي آرام جامعه چنان مردانه دست و پا زدند که موجي برخاست و شوري در دل‌ها افتاد و ميليونها برگ راي به صندوق جمهوري اسلامي ايران ريخته شد. افسوس که شور نخستين حرکت‌هاي اجتماعي آنان، گناهي شد بر پرونده‌ي کردارشان، طنابي افکنده بر دست و گردنشان، و نمکي بر زخم دل ملت، و اکنون مي‌بايست سپيدترين روزهاي عمر خويش را در سياهچال حکومت تباه کنند. و در اين ميان «محمدرضا جلائي‌پور» عزيز. او که تا ديروز عکسش به عنوان رتبه اول کنکور سراسری، زيبنده‌ي روزنامه‌ها بود و کارگزاران فرهنگ همین خاک بر گردنش مدال طلاي نخست المپياد ادبي کشور را آویخته بودند و هم اکنون نیز مشغول به پایان رساندن رساله دکتري جامعه‌شناسي خود در يکي از معتبرترين دانشگاه‌هاي جهان، آکسفورد، است و خانواده‌اش مهد پرورش سه شهيد انقلاب اسلامي امروز عکسش را باید برای آب و تاب دادن به خبرهاي دادگاه براندازان مخملي ببینیم و خانواده‌اش را حيران در پشت دربهاي اوين. &lt;strong&gt;اين ملک را چه شده است که به گوشه‌چشم دولت‌هاي ديگر، اتباع و وابستگان آن‌ها آزاد مي‌شوند، اما بهترين جوانان برخاسته از اين آب و خاک ماه‌ها بدون محاکمه و وکيل در بند مي‌مانند؟&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;دستگاه قضا را چه شده است که قاضي با گرفتن وثيقه‌اي به قيمت خون‌بهاي چند نفر حکم آزادي جلائي‌پور را به زندان مخابره مي‌کند و چند ساعت بعد دادستان قراري بر پرونده مي‌نهد و حکم را باطل مي‌کند؟ آيا جناب دادستان نمي‌دانند که هزاران جوان و نخبه‌ي ايراني در جاي‌جاي کره‌ي خاکي آزادي اين جوان نخبه‌ي کشور و ديگر جوانان را لحظه شماري مي‌کنند؟ آيا اين قبيل برخوردهاي حکومت پيامدي جز کاهش اميد از مديريت کشور و افزايش سيل مهاجرت نخبگان دارد؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;جناب قاضي القضات! فرخنده باد بر شما مسند قضا. و به يقين مي‌دانيد که بر اين جهان کسي حکم مي‌راند که هم قاضي است و هم ناظر. او که همه بندگان را در ماه ميهماني فرمان داده بعد از هر فريضه بگويند «اللّهم فکّ کلّ اسير، پروردگارا هر اسيري را رهايي بخش». کم‌ترين چشم‌داشتمان از شما آن است که رضايت ملت را به خشنودي گروه کوچکي که بهتان نهادن به ديگران را ضامن زما‌م‌داري خويش مي‌پندارند رجحان دهيد و حکم آزادي آزادگان اسير را امضا فرماييد. باشد که مستوجب خشنودي قاضي هر دوجهان گرديد.   والسلام&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;امضاکنندگان:&lt;br /&gt;۱ - آرش اباذري - دانشجوى دكترى دانشگاه بوخوم (فلسفه)&lt;br /&gt;۲ - اميد ابراهيم پور - دانشجوي دکتري دانشگاه اکول پلي تکنيک مونترال (مهندسي شيمي)&lt;br /&gt;۳ - جواد ابراهيمي - دانشجوي دکتري دانشگاه اي.پي.اف.ال (علوم کامپيوتر) مدال طلاي کشوري المپياد رياضي ۱۳۷۷&lt;br /&gt;۴ - سلمان ابوالفتح بيگي دزفولي - پسا دکتري دانشگاه کلتک (رياضي) مدال طلاي المپياد رياضي جهاني ۱۳۷۹، نفر اول المپياد رياضي دانشجويي جهاني ۱۳۸۰، ۱۳۸۱، ۱۳۸۳&lt;br /&gt;۵ - فاطمه احمدي - کارشناس ارشد پژوهشگاه علوم انساني (زبان شناسي همگاني) مدال طلاي چهاردهمين المپياد ادبي کشور&lt;br /&gt;۶ - احسان ادبي - دانشجوي دکتري دانشگاه برکلي (برق و کامپيوتر)&lt;br /&gt;۷ - امين اربابيان - دانشجوي دکتري دانشگاه برکلي (برق)&lt;br /&gt;۸- زهرا ارجمندی لاری- دانشجوی فیزیک دانشگاه تهران- مدال طلای المپیاد نجوم سال 86&lt;br /&gt;۹- محمدجواد اردلان - دانشجوي دکتري دانشگاه آکسفورد (تاريخ) رتبه اول کنکور کارشناسي ارشد رشتهتاريخ در ۱۳۸۳&lt;br /&gt;۱۰- مهسا اسدالله نژاد- دانشجوی ادبیات دانشگاه تهران- طلای المپیاد ادبی سال 86۱۱ - بهداد اسفهبد - دانشجوي کارشناسي ارشد مديريت دانشگاه تورنتو و مهندس نرم‌افزار شرکت ردهت (علوم کامپيوتر) مدال نقره المپياد کامپيوتر جهاني ۱۳۷۸ - طلاي المپياد کامپيوتر جهاني ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۱۲ - محمد اسکندري - دانشجوي دکتري دانشگاه کلارک (جغرافياي سياسي)&lt;br /&gt;۱۳ - مهران اسلامي نيا - دانشجوي دکتري دانشگاه ايالتي کاروليناي شمالي (مهندسي عمران)&lt;br /&gt;۱۴ - افشين اصلاني - دانشجوي دکتري دانشگاه تهران (بيوانفورماتيک)&lt;br /&gt;۱۵ - علي افشاري - دانشجوي دکتري دانشگاه جورج واشنگتن (مهندسي سيستم)&lt;br /&gt;۱۶ - نيايش افشردي - استاديار موسسه فيزيک نظري پريمتر و دانشگاه واترلو (اخترفيزيک) مدال نقره المپياد فيزيک جهاني ۱۳۷۵&lt;br /&gt;نیلوفر افسری- دانشجوی برق دانشگاه صنعتی شریف- مدال نقره المپیاد نجوم(جهانی)سال83و84۱۷ - کيارش اميري - دانشجوي دکتري دانشگاه رايس (برق)&lt;br /&gt;۱۸ - امين امين زاده گوهري - دانشجوي دکتري دانشگاه کاليفرنيا برکلي (برق) مدال طلاي المپياد رياضي جهاني ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۱۹ - علي اميني - محقق ارشد آمار در گوگل (برق)&lt;br /&gt;۲۰ - مريم انصاري - دانشجوي دکتري (جامعه شناسي) مدال نقره المپياد ادبي ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۲۱- زینب انصاری- دانشجوی ادبیات دانشگاه تهران- طلای المپیاد ادبی سال 87&lt;br /&gt;۲۲ - مريم اهري - فارغ التحصيل پزشکي دانشگاه تهران (پزشکي)&lt;br /&gt;۲۳ - شايان اويس قرن - دانشجوي دکتري دانشگاه استنفورد (مديريت) مدال طلاي المپياد جهاني کامپيوتر۱۳۸۳ نقره المپياد جهاني کامپيوتر ۱۳۸۲&lt;br /&gt;۲۴ - ايمان آگنج - دانشجوي دکتري دانشگاه مينه سوتا (مهندسي برق) مدال نقره المپياد جهاني فيزيک ۱۳۸۰&lt;br /&gt;۲۵ - مهرداد بابادي - دانشجوي کارشناسي ارشد دانشگاه کمبريج (جامعه شناسي)&lt;br /&gt;۲۶ - کيارش بازرگان - دانشيار دانشگاه مينسوتا (مهندسي برق و کامپيوتر)&lt;br /&gt;۲۷ - مرتضي بانکه ساز - دانشجوي دکتري دانشگاه رايس (مهندسي مکانيک)&lt;br /&gt;۲۸ - عليرضا بخشاي - استاد دانشگاه کويينز (مهندسي برق و کامپيوتر)&lt;br /&gt;۲۹ - اشکان برنا - دانشجوي دکتري دانشگاه کاليفرنيا برکلي (الکترونيک) رتبه دوم کنکور سراسري رشته رياضي فيزيک ۱۳۸۰&lt;br /&gt;۳۰ - مصطفي بشکار - پژوهشگر اقتصادي دانشگاه ييل و استاديار دانشگاه نيوهمشير (اقتصاد)&lt;br /&gt;۳۱- امین بختیاری طلای المپیاد ادبی سال 86 دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه تهران&lt;br /&gt;۳۲ - سياوش بن‌عباس - دانشجوي دکتري دانشگاه تورنتو (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۳۳ - اميرحسين بيرجندي - دانشجوي دکتري دانشگاه مانيتوبا (مکانيک) مدال برنز المپياد رياضي کشوري&lt;br /&gt;۳۴ - آرش پارسا - دانشجوي دکتري دانشگاه برکلي (برق)&lt;br /&gt;۳۵- هیوا پذیرا- دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف- مدال نقره المپیاد نجوم(جهانی)سال 83و84&lt;br /&gt;۳۶ - محمدرضا پاکزاد - استاديار دانشگاه پيتزبورگ (رياضي)&lt;br /&gt;۳۷ - سياوش پورکاملي - استاديار دانشگاه دنور (مهندسي برق و کامپيوتر) مدال نقره المپياد جهاني شيمي ۱۳۷۶&lt;br /&gt;۳۸ - امين پورمحمدي - دانشجوي دکتري دانشگاه واشينگتن (اقتصاد)&lt;br /&gt;۳۹ - اميرحسين پورموسي - تحليل‌گر ديناميک سيالات شرکت سيمولنت (مکانيک) مدال نقره المپياد فيزيک جهاني ۱۳۷۴&lt;br /&gt;۴۰- سارا پيداوسي - دانشجوي دکتري دانشگاه ام.آي.تي (الکترونيک)&lt;br /&gt;۴۱ - سيد فخرالدين ترابي - دانشجوي دکتري دانشگاه ايالتي ايلينويز (بيوشيمي) مدال طلاي المپياد کشوري شيمي ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۴۲ - شروين تقوي نژاد - دانشجوي دکتري دانشگاه کاليفرنيا ايرواين (مکانيک و هوا فضا)&lt;br /&gt; ۴۳- نيره توحيدي - استاد دانشگاه ايالتي کاليفرنيا (مطالعات زنان)&lt;br /&gt;۴۴ - علي تيزقدم - پسا دکتري در دانشگاه تورنتو (برق و کامپيوتر)&lt;br /&gt;۴۵ - تارا جاويدي - استاديار دانشگاه کاليفرنيا سن‌ديه‌گو (برق و کامپيوتر)&lt;br /&gt; ۴۶ - سينا جعفرپور - دانشجوي دکتري دانشگاه پرينستون (علوم کامپيوتر) دانشجوي نمونه&lt;br /&gt; دانشگاه شريف&lt;br /&gt;۴۷ - جاويد جعفري - دانشجوي دکتري دانشگاه واترلو (برق)&lt;br /&gt;۴۸ - مهدي جعفري سياوشاني - دانشجوي دکتري دانشگاه لوزان سويس (مخابرات) مدال طلاي المپياد فيزيک کشوري ۱۳۷۸&lt;br /&gt;۴۹- مريم جوزي - محقق کمپاني نب سيس (فيزيک)&lt;br /&gt;۵۰ - حامد حاتمي - دانشجوي دکتري دانشگاه تورنتو (علوم کامپيوتر) مدال طلاي المپياد کامپيوتر کشوري ۱۳۷۷&lt;br /&gt;۵۱ - ايمان حاجي رسولي ها - دانشجوي دکتري دانشگاه سايمون فريزر (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۵۲ - آرش حجام - دانشجوي دکتري دانشگاه دنور (برق)&lt;br /&gt;۵۳- حسن حسنی- دانشجوی فیزیک دانشگاه صتعتی شریف- مدال نقره المپیاد فیزیک سال 85&lt;br /&gt;۵۴ - احمدرضا حدائق - دانشيار دانشگاه ايالتي کاليفرنيا سن مارکوس (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۵۵ - مرتضي حکيمي - دانشجوي دکتري دانشگاه پنسيلوانيا (مهندسي مکانيک) مدال نقره المپياد جهاني فيزيک ۱۳۸۲&lt;br /&gt;۵۶ - اعظم حيدري - دانشجوي دکتري دانشگاه کنکورديا (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۵۷- علي خاکي فيروز - فارغ التحصيل دکتري دانشگاه ام.آي.تي (مهندسي برق و کامپيوتر)&lt;br /&gt;۵۸ - فراز خسروي - دانشجوي دکتري دانشگاه بيرمنگام (مطالعه سرطان) مدال برنز المپياد جهاني زيست‌شناسي ۱۳۸۱سحر خواجه وند- دانشجوی حقوق دانشگاه تهران- مدال نقره المپیاد ادبی سال 86&lt;br /&gt;۵۹ - حسن ذاکري - دانشجوي دکتري دانشگاه بريتيش کلمبيا (اقتصاد) مدال طلاي المپياد کامپيوتر کشوري ۱۳۸۰، رتبه دوم جشنواره خوارزمي ۱۳۸۳&lt;br /&gt;۶۰ - محمد راغب - فارغ التحصيل دکتري دانشگاه تهران (زبان و ادبيات فارسي) مدال نقره المپياد ادبي ۱۳۷۸&lt;br /&gt;۶۱ - بهنام رباطميلي - دانشجوي دکتري دانشگاه تگزاس آستين (کامپيوتر)&lt;br /&gt; ۶۲ - سايه رجبي - دانشجوي دکتري موسسه پريمتر (فيزيک)&lt;br /&gt; ۶۳ - هژير رحمانداد - استاديار دانشگاه ويرجينيا تک (مديريت) مدال طلاي المپياد شيمي ۱۳۷۵&lt;br /&gt;۶۴ - محمدحسين رحمتي - دانشجوي دکتري اقتصاد دانشگاه تگزاس (اقتصاد) مدال برنز المپياد کشوري فيزيک ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۶۵ - سياوش رحيمي - دانشجوي دکتري دانشگاه مک گيل (برق )&lt;br /&gt;۶۶ - مجيد رزم آرا - دانشجوي دکتري دانشگاه کنکورديا (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۶۷- فرشاد رستم آبادي - محقق مرکز تحقيقات فيزيک نظري و رياضيات (علوم کامپيوتر) مدال برنز المپياد کامپيوتر جهاني ۱۳۶۹&lt;br /&gt;۶۸- ثمين رشيدبيگي - دانشجوي کارشناسي دانشگاه تهران (زبان و ادبيات فارسي) مدال طلاي المپياد ادبيات ۱۳۸۵&lt;br /&gt;۶۹ - آرمان رضايي - دانشجوي دکتري دانشگاه پنسيلوانيا (برق)&lt;br /&gt;۷۰ - پوريا رضائيان - فارغ التحصيل ام.بي.اي دانشگاه صنعتي شريف (مديريت کسب و کار) مدال نقره المپياد جهاني رياضي ۱۳۷۶&lt;br /&gt;۷۱ - ساحل رمضاني تبار - دانشجوي کارشناسي دانشگاه تهران (حقوق) مدال طلاي المپياد ادبيات ۱۳۸۴، نفر اول آزمون سراسري علوم انساني ۱۳۸۵&lt;br /&gt;۷۲ - وحيد زين الديني - دانشجوي دکتري دانشگاه جانز هاپکينز (مهندسي عمران)&lt;br /&gt;۷۳- غزل سادات شفائي - دانشجوي دکتري دانشگاه فلوريدا (فيزيک مواد چگال)&lt;br /&gt;۷۴ - رضا سبطي - دانشجوي کارشناسي ارشد دانشگاه آلبرتا (فلسفه)&lt;br /&gt;۷۵ - بشير سجاد - دانشجوي دکتري دانشگاه واترلو (علوم کامپيوتر) مدال برنز المپياد جهاني کامپيوتر ۱۳۷۶ و قهرماني مسابقات جهاني روبوکاپ با تيم دانشگاه شريف ۱۳۷۸&lt;br /&gt;۷۶ - مژده سجادي - دانشجوي کارشناسي ارشد دانشگاه کالگري (مکانيک) رتبه ۳۴ كشورى در كنكور ۷۹&lt;br /&gt;۷۷ - مريم سعيدي - دانشجوي دکتري دانشگاه مينه سوتا (اقتصاد) مدال طلاي المپياد رياضي کشوري ۱۳۷۸&lt;br /&gt;۷۸ - هادي سلماسيان - استاديار دانشگاه اتاوا (رياضي) مدال برنز المپياد جهاني رياضي ۱۳۷۵ و طلاي المپياد رياضي جهاني ۱۳۷۶&lt;br /&gt;۷۹ - سيد امين سيدي رشخوار - دانشجوي دکتري دانشگاه کارنگي ملون (بيزينس) مدال نقره المپياد کامپيوترجهاني&lt;br /&gt;۸۰- انوشیروان روزرخ- دانشجوی فیزیک دانشگاه شریف- مدال طلای المپیاد نجوم سال84&lt;br /&gt;۸۱ - پيام سيفي - دانشجوي دکتري دانشگاه شيکاگو (فيزيک پزشکي)&lt;br /&gt;۸۲ - سرمه شادبخت - دانشجوي دکتري انستيتو تکنولوژي کاليفرنيا (برق) مدال طلاي المپياد کشوري فيزيک ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۸۳ - حسن شجاع نيا - دانشجوي دکتري دانشگاه تورنتو (برق و کامپيوتر)&lt;br /&gt;۸۴- راشين شجاعي - دانشجوي دکتري دانشگاه تورنتو (مديکال بيو فيزيک)&lt;br /&gt;۸۵ - سيد مهدي شجاعي - دانشجوي دکتري دانشگاه کاليفرنياي جنوبي (ژنتيک) مدال نقره المپياد شيمي کشوري ۱۳۸۰، نفر هفتم آزمون سراسري ۱۳۸۱&lt;br /&gt;۸۶ - آزاده شريفي - دانشجوي کارشناسي دانشگاه تهران (ادبيات فارسي) مدال طلاي المپياد ادبي ۱۳۸۶&lt;br /&gt;۸۷ - علي شريفي زارچي - دانشجوي دکتري دانشگاه تهران (بيوانفورماتيک) مدال طلاي المپياد جهاني کامپيوتر ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۸۸ - عليرضا شعباني - پسا دکتري دانشگاه پرينستون (برق)&lt;br /&gt;۸۹ - آرمان شفيع لو - پسادکتري دانشگاه آکسفورد (فيزيک نظري)&lt;br /&gt;۹۰ - احسان شفيعي پور فرد - دانشجوي دکتري دانشگاه ايلينويز (اقتصاد) رتبه سوم کنکور سراسري ۱۳۸۰&lt;br /&gt;۹۱ - فاطمه شمس - دانشجوي دکتري دانشگاه آکسفورد (جامعه شناسي ) مدال نقره المپياد ادبي ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۹۲ - مرتضي شهرام - پسا دکتري دانشگاه استنفورد (برق)&lt;br /&gt;۹۳ - مرتضي شهرام - پسا دکتري دانشگاه استنفورد (برق)&lt;br /&gt;۹۴ - علي شوريده - دانشجوي دکتري دانشگاه مينه سوتا (اقتصاد) مدال نقره المپياد جهاني رياضي ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۹۵ - امين صابري - استاديار دانشگاه استانفورد (علوم کامپيوتر) مدال برنز جهاني و دو مدال طلاي کشوري المپياد کامپيوتر۹۶ - محمدامين صادقي - دانشجوي کارشناسي ارشد دانشگاه صنعتي شريف (مهندسي برق) مدال برنز المپياد جهاني کامپيوتر ۱۳۸۴۹۷ - مريم صادقي - دانشجوي دکتري دانشگاه سايمون فريزر (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۹۸ - عليرضا صالحي گلسفيدي - استاديار دانشگاه پرينستون (رياضي) مدال نقره المپياد جهاني رياضي ۱۳۷۵&lt;br /&gt;۹۹ - صالح صحابه تبريزي - دانشجوي دکتري دانشگاه ماگدبورگ موسسه اقتصاد جهان (اقتصاد بين الملل)&lt;br /&gt;۱۰۰- حجر صداقت پيشه - دانشجوي دکتري دانشگاه کاليفرنيا - سن ديگو (مهندسي برق و مکانيک)&lt;br /&gt;۱۰۱- پيام صيفي - دانشجوي دکتري دانشگاه شيکاگو (فيزيک پزشکي) مدال نقره المپياد فيزيک جهاني ۱۳۷۹&lt;br /&gt;۱۰۲- مسعود صيفي کار - دانشجوي دکتري موسسه ملي تيندال (فيزيک)&lt;br /&gt;۱۰۳ - سيامک طاعتي - محقق پسا دکتري دانشگاه نيس (رياضي)&lt;br /&gt;۱۰۴- علي طالبي نژاد - پژوهش‌گر روبوتيکس دانشگاه ام‌آيتي (مهندسي مکانيک)&lt;br /&gt;۱۰۵ - سيد ماجد طاهري - کارشناس برق دانشگاه صنعتي شريف (رياضي) مدال طلاي المپياد جهاني رياضي۱۳۷۸&lt;br /&gt;۱۰۶- نجمه طاهری- دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه تهران- نقره المپیاد ادبی سال 86۱۰۷- محدثه عظيم لو - دانشجوي دکتري دانشگاه واترلو (اخترفيزيک )&lt;br /&gt;۱۰۸ - پرويز علي وند - دانشجوي دکتري دانشگاه تگزاس آستين (اقتصاد)&lt;br /&gt;۱۰۹ - محسن عمراني - دستيار پژوهش و دانشجوي دکتري دانشگاه کوئينز (عصب شناسي)&lt;br /&gt;۱۱۰- آزاده فتاح- دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف- طلای المپیاد نجوم(جهانی)سال 84&lt;br /&gt;۱۱۱ - سانلي فائز - دانشجوي دکتري دانشگاه آمستردام (فيزيک) مدال طلاي المپياد فيزيک کشوري ۱۳۷۵&lt;br /&gt;۱۱۲ - بابک فرزاد - استاديار دانشگاه براک (کامپيوتر) مدال برنز المپياد کامپيوتر جهاني ۱۳۷۴&lt;br /&gt;۱۱۳ - فرنوش فرهپور - دانشجوي دکتري دانشگاه صنعتي شريف (فيزيک)&lt;br /&gt;۱۱۴ - احسان فروغي - کارشناس ارشد دانشگاه تورنتو (مهندسي کامپيوتر)- مدال طلاي المپياد جهاني کامپيوتر ۱۳۷۸&lt;br /&gt;۱۱۵ - نيلوفر فضل الهي - دستيار پژوهش و دانشجوي دکتري دانشگاه بوستون (مهندسي برق)&lt;br /&gt;۱۱۶ - محمد فغفور مغربي - دانشجوي دکتري دانشگاه ام.آي.تي (فيزيک) مدال طلاي المپياد جهاني فيزيک۱۳۸۱&lt;br /&gt;۱۱۷- سارا فیض بخش- دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف- مدال طلای المپیاد نجوم(جهانی)سال83&lt;br /&gt;۱۱۸- - کاوه قاسملو - دانشجوي دکتري دانشگاه تورنتو (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۱۱۹ - فرشيد قاسمي - دانشجوي دکتري انستيتو تکنولوژي جورجيا (مهندسي برق) مدال نقره المپياد جهاني فيزيک ۱۳۸۲&lt;br /&gt;۱۲۰ - علي قدسي - استاد يار دانشگاه واترلو (کامپيوتر)&lt;br /&gt;۱۲۱ - حامد قدوسي - دانشجوي دکتري مدرسه عالي فاينانس وين (اقتصاد)&lt;br /&gt;۱۲۲ - ساره قرباني خالدي - دانشجوي کارشناسي دانشگاه تهران (فلسفه) مدال طلاي المپياد ادبي ۱۳۸۶&lt;br /&gt;۱۲۳ - محمود قندي - دانشجوي دکتري دانشگاه جانز هاپکينز (مهندسي زيست پزشکي) مدال نقره المپياد کامپيوتر جهاني&lt;br /&gt;۱۳۷۸۱۲۴ - مسلم کاظمي - دانشجوي دکتري دانشگاه سايمون فريزر (علوم مهندسي) عضو تيم روبوکاپ شريف و قهرمان روبوکاپ ۱۳۷۸، ۱۳۷۹، ۱۳۸۰&lt;br /&gt;۱۲۵ - ياسر کراچيان - متخصص انتقال تکنولوژي دانشگاه ويلفردلارير (فيزيک) مدال طلاي المپياد جهاني فيزيک ۱۳۷۴&lt;br /&gt;۱۲۶ - علي کرباسي - دانشجوي دکتري دانشگاه بين المللي فلوريدا (مهندسي مواد)&lt;br /&gt;۱۲۷ - امير کرماني - دانشجوي دکتري دانشگاه ام.آي.تي (اقتصاد) مدال طلاي المپياد جهاني فيزيک ۱۳۸۱&lt;br /&gt;۱۲۸ - سيد حسين کفاش بخارايي - دانشجوي کارشناسي ارشد - دانشگاه تورنتو (علوم کامپيوتر) مدال طلاي المپياد کامپيوتر کشوري ۸۲، مدال نقره ي المپياد کامپيوتر جهاني ۲۰۰۴&lt;br /&gt;۱۲۹ - محمد کيهاني - دانشجوي دکتري دانشگاه يورک (مديريت راهبردي) جايزه برترين مقاله دانشجويي در زمينه استراتژي در کنفرانس علوم مديريتي ۱۳۸۸&lt;br /&gt;۱۳۰ - رضا گلستاني - دانشجوي دکتري دانشگاه مرکز پزشکي گرونينگن (پزشکي هسته‌اي)&lt;br /&gt;۱۳۱ - رضا گنج دانش - دانشجوي دکتري دانشگاه تگزاس (مهندسي نفت)&lt;br /&gt;۱۳۲ - سعيدرضا گنجي زاده - دانشجوي تخصص دانشگاه بريتيش کلمبيا (پزشکي داخلي)&lt;br /&gt;۱۳۳ - مهدي ماني - محقق در موسسه ي تله کام (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۱۳۴ - مهرداد مبشّر - محقق پسا دکتري دانشگاه استنفورد (خون و سرطان)&lt;br /&gt;۱۳۵ - زهرا مبلغ - دانشجوي دکتري دانشگاه تهران (فلسفه) رتبه پنجم کنکور سراسري ۱۳۸۰، رتبه اول کنکور کارشناسي ارشد ۱۳۸۴&lt;br /&gt;۱۳۶ - مهدي مجبوري - دانشجوي دکتري دانشگاه کاليفرنياي جنوبي (اقتصاد)&lt;br /&gt;۱۳۷ - مصطفي مجيدپور - دانشجوي دکتري دانشگاه کاليفرنيا-لوس آنجلس (برق)&lt;br /&gt;۱۳۸ - برديا محبتي - دانشجوي دکتري دانشگاه سايمون فريزر (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۱۳۹ - محمد محمودي-قيداري - دانشجوي دکتري دانشگاه پرينستون (علوم کامپيوتر) مدال طلاي المپياد کامپيوتر کشوري ۱۳۷۸&lt;br /&gt;۱۴۰ - بابک محيط - دانشجوي دکتري دانشگاه جانز هاپکينز (مديريت بهداشت)&lt;br /&gt;۱۴۱ - شهريار مختاري شرقي - دانشيار دانشگاه لانگ ايلند (رياضي) مدال برنز المپياد رياضي جهاني ۱۳۶۸&lt;br /&gt;۱۴۲ - داوود مرادي گراوند - فارغ التحصيل کارشناسي دانشگاه تهران (مهندسي برق) -رتبه سوم کنکور سراسري ۱۳۸۱&lt;br /&gt;۱۴۳ - سيد عليرضا مرتضوي - دانشجوي دکتري دانشگاه جانز هاپکينز (فيزيک - نجوم)&lt;br /&gt;۱۴۴ - حسين مسرت مشهدي - دانشجوي دکتري دانشگاه سايمون فريزر (علوم کامپيوتر) مدال طلاي المپياد کامپيوتر کشوري ۱۳۷۳&lt;br /&gt;۱۴۵ -علي معصومي - دانشجوي دکتري دانشگاه کلمبيا (فيزيک)&lt;br /&gt;۱۴۶ - سليمه مقصودلو - دانشجوي کارشناسي ارشد دانشگاه سوربن (مطالعات اروپا، آسيا) رتبه سوم کنکور سراسري ۱۳۸۱، مدال نقره المپياد ادبي ۱۳۸۰&lt;br /&gt;۱۴۷ - حميدرضا مهدي زاده - دانشجوي دکتري دانشگاه صنعتي ايلينوي (مهندسي شيمي)&lt;br /&gt;۱۴۸ - محمد مهديان - محقق ارشد مرکز تحقيقاتي ياهو (رياضي) مدال طلاي المپياد جهاني رياضي و دو مدال نقره المپياد جهاني کامپيوتر ۱۳۷۱،۱۳۷۲&lt;br /&gt;۱۴۹ - محمد مهيني - دانشجوي کارشناسي ارشد دانشگاه صنعتي شريف (مهندسي کامپيوتر) مدال نقره المپياد جهاني کامپيوتر ۱۳۸۴&lt;br /&gt;۱۵۰ - نفيسه سادات موسوي - دانشجوي کارشناسي دانشگاه تهران (زبان فارسي و زبان ) مدال طلاي نخست المپياد ادبيات ۱۳۸۳&lt;br /&gt;۱۵۱ - مهدي ميرزازاده - دانشجوي دکتري دانشگاه واترلو (علوم کامپيوتر) مدال نقره المپياد جهاني کامپيوتر۱۳۷۶&lt;br /&gt;۱۵۲- سيد امير ميرطاهري - دانشجوي دکتري دانشگاه بين المللي فلوريدا (امور بين الملل)&lt;br /&gt;۱۵۳- سارا میر احمدی - دانشجوی ادبیات دانشگاه تهران- مدال طلای المپیاد ادبی سال 87&lt;br /&gt;۱۵۴- سحر مهرابی شریف آباد- دانشجوی ادبیات پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي- مدال طلای المپیاد ادبی سال 82&lt;br /&gt;۱۵۵ - بابک مينا - دانشجوي دکتري دانشگاه ليون (فلسفه)&lt;br /&gt;۱۵۶ - انيس ناصري - دانشجوي کارشناسي دانشگاه تهران (ادبيات فارسي) مدال طلاي المپياد ادبي ۱۳۸۶&lt;br /&gt;۱۵۷ - مهدي نجف زاده - دانشجوی دکتري دانشگاه بريتيش کلمبيا (اقتصاد بهداشت)&lt;br /&gt;۱۵۸ - فرزانه نجفي - دانشجوي دکتري دانشگاه پنسيلونيا (نورو بيولوژي)&lt;br /&gt;۱۵۹ - آرش نراقي - استاديار دانشگاه موراوين (فلسفه و دين)&lt;br /&gt;۱۶۰ - بهدخت نژاد حقيقي - دانشجوي دکتري دانشگاه تهران (ادبيات فارسي) مدال طلاي المپياد ادبي ۱۳۷۹، رتبه اول المپياد دانشجويي کشور ۱۳۸۴&lt;br /&gt;۱۶۱ - سيد حسين نعيمي - دانشجوي دکتري دانشگاه ماستريخت (طراحي مکانيزم)&lt;br /&gt;۱۶۲ - حسين نمازي - استاديار - دانشگاه ايالتي تگزاس آستين (رياضي) مدال طلاي المپياد رياضي و کامپيوتر کشوري ۱۳۷۳&lt;br /&gt;۱۶۳ - شراره نوربلوچي - دانشجوي دکتري دانشگاه استنفورد (برق)&lt;br /&gt;۱۶۴- آیین نوروزی- دانشجوی ادبیات دانشگاه تهران، طلای ادبی سال ۸۷&lt;br /&gt;۱۶۵ - اشکان نيک سرشت - دانشجوي کارشناسي ارشد - دانشگاه شيراز (رياضي) مدال طلاي المپياد کامپيوتر کشوري ۱۳۸۰&lt;br /&gt;۱۶۶ - فريدون هرمزدياري - دانشجوي دکتري دانشگاه سايمون فريزر (علوم کامپيوتر)&lt;br /&gt;۱۶۷ - مريم وحيد منش - دانشجوي کارشناسي دانشگاه تهران (ادبيات فارسي) مدال طلاي المپياد ادبي ۱۳۸۶&lt;br /&gt;۱۶۸ - مهسا وفايي - دانشجوي کارشناسي دانشگاه تهران (ادبيات فارسي) مدال طلاي المپياد ادبي ۱۳۸۷&lt;br /&gt;۱۶۹ - علي وکيلي - دانشجوي دکتري موسسه تکنولوژي کاليفرنيا کلتک (برق) مدال برنز المپياد فيزيک جهاني ۱۳۸۰&lt;br /&gt;۱۷۰- کوثر يوسفي - دانشجوي دکتري اقتصاد دانشگاه تگزاس&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-1456256623993056581?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/1456256623993056581/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=1456256623993056581&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1456256623993056581'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1456256623993056581'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_7122.html' title='نامه اعتراض ۱۷۱ نفر از استادان دانشگاه‌هاي معتبر جهان، مدال آوران المپيادهاي علمي و دانشجويان دکتری'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-682277703284141946</id><published>2009-09-10T08:23:00.001+04:30</published><updated>2009-09-10T14:56:22.808+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: بیانیه جدید موسوی: باطل رفتني است</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqjNQnxBSyI/AAAAAAAAAKU/5c3iETpIApg/s1600-h/%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5379775440330246946" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 240px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqjNQnxBSyI/AAAAAAAAAKU/5c3iETpIApg/s320/%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; بیانیه شماره 12&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و مسئولان ادعا مي‌كنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. &lt;strong&gt;آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام مي‌دهيد؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟ &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;مردم ایران! کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگين‌تر خبر مي‌دهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود مي‌رساند باقي مي‌ماند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;اينجانب به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت مي‌گويم و از خداوند آرزومندم ضايعه‌اي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="left"&gt;مير حسين موسوي&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="left"&gt;18 شهریور 88&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-682277703284141946?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/682277703284141946/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=682277703284141946&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/682277703284141946'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/682277703284141946'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_2234.html' title='خبر: بیانیه جدید موسوی: باطل رفتني است'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqjNQnxBSyI/AAAAAAAAAKU/5c3iETpIApg/s72-c/%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-7433192121721327694</id><published>2009-09-10T08:13:00.001+04:30</published><updated>2009-09-10T14:56:44.238+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: حمله دیوانه وار کودتاگران به انقلابیون راستین</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqjMRr4ffLI/AAAAAAAAAKM/xDVi9BRlDf4/s1600-h/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5379774359103569074" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 215px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqjMRr4ffLI/AAAAAAAAAKM/xDVi9BRlDf4/s320/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;تندروی حامیان دولت کودتا به طرز خطرناکی شدت می گیرد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;بازداشت فرزند شهید بهشتی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;و پلمپ بنیاد حفظ و نشر آثار شهید بهشتی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;همسر سید علیرضا بهشتی در تشریح نحوه بازداشت مشاور ارشد میرحسین موسوی گفت: "عصر سه شنبه ساعت 5 بعد از ظهر، 5 مأمور امنیتی به منزل فرزند شهید بهشتی مراجعه و با حكم بازداشتی كه امضای دادستانی تهران بر آن بود وارد منزل ما شدند."&lt;br /&gt;همسر سیدعلیرضا بهشتی كه به همراه فرزندانش در منزل حضور داشتند می‌گوید: "در این حكم بر جلب و تفتیش محل استقرار آقای بهشتی بدون تفتیش حریم خصوصی تأكید شده بود، اما مأموران تمام اتاق‌ها ازجمله اتاق خواب را تفتیش كرده و وسایل آن را به هم ریخته‌اند و حتی مقداری وسیله شخصی و اوراق تحصیلی را هم با خود بردند."&lt;br /&gt;وی با اشاره به حضور بیش از چهارساعته مأموران در منزل علی‏رضا بهشتی، از برخورد زننده و زشت یكی از مأموران كه حكم جلب در دست او بود خبر داد و گفت او حتی به فرزند خردسال ما هم توهین می‏کرد." &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;مأموران پس از بازرسی منزل فرزند شهید بهشتی و دستگیری او به محل بنیاد حفظ و نشر آثار شهید آیت‏الله بهشتی مراجعه و &lt;strong&gt;ضمن جمع‌آوری كامپیوترها و اسناد، محل این بنیاد را نیز پلمب كردند&lt;/strong&gt;.&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;18 شهریور&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-7433192121721327694?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/7433192121721327694/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=7433192121721327694&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7433192121721327694'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7433192121721327694'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_10.html' title='خبر: حمله دیوانه وار کودتاگران به انقلابیون راستین'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqjMRr4ffLI/AAAAAAAAAKM/xDVi9BRlDf4/s72-c/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-7620193647578995889</id><published>2009-09-09T09:08:00.001+04:30</published><updated>2009-09-09T12:16:33.663+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ویژه راه سبز انزلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پوستر سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار انزلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روشهای عملی'/><title type='text'>برنامه انزلیچی ها در روز قدس</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;نه غزّه نه لبنان! جانم فدای ایران!&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;27 شهریور&lt;/strong&gt; روز راهپیمایی قدس است و سبزها تصمیم گرفته اند این راهپیمایی را به نفع آزادی و آزادگی ایران سبز کنند تا به همه نشان دهند قدرت بی خشونت ایرانی ها می تواند بر جنایات دولت طالبانی احمدی نژاد (که بارها دژخیم تر از اسرائیل است) پیروز شود.&lt;br /&gt;ما اعضای جنبش راه سبز انزلی پس از بحث و نظر بسیار به این نتیجه رسیدیم که از یک سو راهپیمایی خود را به مرکز استان انتقال دهیم و از سوی دیگر مسیر راه پیمایی انزلی را در غیاب خودمان سبز کنیم. خلاصه دلایل و نتایج ما به شرح زیر است:&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;1&lt;/strong&gt;. تجربه راهپیمایی های گذشته انزلی نشان می دهد که انزلیچی ها به شدت از شرکت در این گونه مراسم پرهیز می کنند. در نتیجه به غیر شصت-هفتاد نفری که کارمندان حراستی و امنیتی ادارات هستند، باقی شرکت کنندگان یا سربازان نیروی دریایی هستند یا دانش آموزانی که از طرف مدرسه مجبور به شرکت شده اند (با توجه به تعطیلی مدارس، این گروه نیز شرکت ندارند). لذا بعید است بتوانیم مردمی را که سالها از این تشریفات حکومتی بیزار بوده اند در چند روز به چنان شرکتی راضی کنیم که نسبت به تعداد نیروهای امنیتی در اقلیت قرار نگیرند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;2&lt;/strong&gt;. لذا سبزهای انزلی به مرکز استان خواهند رفت تا در کنار سبزهای رشت و دیگر گیلانی ها، راهپیمایی بزرگی را در آنجا تشکیل دهند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;3&lt;/strong&gt;. به سربازان عزیز نیروی دریایی توصیه می کنیم با حمل "نشان های سبز" خود را به خطر نیندازند (خبررسیده که نیروهای امنیتی دستور گرفته اند تا از مراسم به دقت فیلمبرداری کنند) ولی خوب است که در لحظات حساس (مثلاً وقتی سخنرانان شروع به دفاع از کودتاگران کردند) با سر و صدا و برهم زدن سکوت جلوی دروغ گویی ها را بگیرند. همچنین "تغییر شعارهای مجریان شعار به نفع منافع مردم" توصیه می شود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;4&lt;/strong&gt;. مسیر راه پیمایی روز قدس انزلی احتمالا از خیابان ناصرخسرو تا مصلّی خواهد بود. انزلیچی های سبز با آنکه جمعه در انزلی نخواهند بود اما در روزهای قبل (و به خصوص پنجشنبه) تلاش می کنند تا نشان های رنگ سبز را بر روی دیوارها، تابلوها و حتی زمین بگذارند. این کار موجب خواهد شد تا هم سربازان روحیه بیشتری بگیرند و هم عناصر ناآگاه دولتی متوجه حضور سبزها شوند. خصوصاً به سبزهایی که در اطراف خیابانهای این مسیر خانه یا دفتر دارند توصیه می کنیم در روز قبل با پرتاب تخم مرغ های رنگی به روی آسفالت یا نوشتن V در همه جا مشارکت خود را ابراز کنند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;5&lt;/strong&gt;. امیدواریم در روز جمعه آینده یکبار دیگر انزلیچی ها، رشتی ها و همه گیلانی های آزاده، همانگونه که نیاکانشان در برابر تجاوز روسها ایستادند با هم متحد شده و در یک راهپیمایی سبز و بدون خشونت، حقوق از دست رفته ملت ایران را فریاد بزنند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5379369925890115378" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 256px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqdcckwZhzI/AAAAAAAAAKE/724ULKzr660/s320/%D8%B1%D9%88%D8%B2+%D9%82%D8%AF%D8%B3+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg" border="0" /&gt; &lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;برای دیدن پوستر در اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-7620193647578995889?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/7620193647578995889/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=7620193647578995889&amp;isPopup=true' title='10 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7620193647578995889'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7620193647578995889'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_09.html' title='برنامه انزلیچی ها در روز قدس'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqdcckwZhzI/AAAAAAAAAKE/724ULKzr660/s72-c/%D8%B1%D9%88%D8%B2+%D9%82%D8%AF%D8%B3+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>10</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-1165002924249339886</id><published>2009-09-08T21:05:00.007+04:30</published><updated>2009-09-08T23:19:37.247+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>چهار خبر: کودتاچیان برای سرکوب و خفقان ترمز بریدند</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;آنهایی که مدام از سند حرف می زنند بخوانند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;خبرهای این دو روز نشان می دهد کودتاچیان ترمز بریده اند. به سرعت دست به کار شده اند تا اسناد و مدارک جنایاتشان را معدوم کنند و جلوی هرگونه تحقیق و بررسی را بگیرند. مضحک است که از یک طرف رئیس مجلسشان وعده شنیدن حرفهای کروبی را می دهد و از طرف دیگر دادستانشان اسناد و مدارک دفتر کروبی را غارت می کند!!!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;دفتر مهدي كروبي پلمپ شد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;اسماعيل گرامي مقدم، سخنگوي حزب اعتماد ملي در گفت وگو با خبرنگار ايلنا ضمن اعلام مطلب فوق گفت: حوالي ساعت 15 تعدادي از ماموران با حكم دادستان محترم تهران با مراجعه به دفتر آقاي كروبي واقع در جمشيديه تهران ضمن بازرسي محل كار ايشان مبادرت به جمع آوري اسناد و مدارك موجود و نيز CD،رايانه و فيلم كردند.&lt;br /&gt;سخنگوي اعتماد ملي همچنين از &lt;strong&gt;بازداشت سردبير سايت اعتماد ملي&lt;/strong&gt; خبر داد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;دفتر انجمن دفاع از حقوق زندانیان هم پلمپ شد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;ساعتی پس از پلمب دفتر مهدی کروبی و دفتر حزب اعتماد ملی، خبر می‌رسد که دفتر «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» نیز پلمپ و اموال آن توقیف شده است. به گزارش موج سبز آزادی، عصر امروز نیروهای لباس شخصی با حکم دادستان جدید تهران اقدام به پلمب دفتر «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» کردند. انجمن دفاع از حقوق زندانیان، تشکلی غیر دولتی است که به همت عمادالدین باقی تشکیل شده و دهها حقوقدانان و فعال مدنی در آن عضو هستند. رئیس هیات مدیره‌ی این انجمن در حال حاضر خانم فریده غیرت است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;حمله به منزل الویری و بازداشت وی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;به دنبال پلمپ دفتر مهدی كروبی، ماموران دادستانی به منزل مرتضی الويري رفته و پس از تفتیش منزل، وی را بازداشت کردند.&lt;br /&gt;شب گذشته نیز ماموران به دفتر كمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان مراجعه كرده و تمام اسناد موجود در این دفتر را با خود بردند.&lt;br /&gt;مرتضی الویری نماینده کروبی در کمیته ی پیگیری وضعیت بازداشت شدگان و آسیب دیدگان بعد از انتخابات است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;عاطفه امام پس از نزدیک به 28 ساعت بازداشت در وضعیتی نامطلوب، در بهشت زهرا رها شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;او در حالی که چادرش توسط ربایندگان به او پس داده نشده بود، با مقنعه ای پاره در حالیکه کیف پولش را از او گرفته بودند در بهشت زهرا وادار به پیاده شدن از ماشین می شود. او در حالی که تهدید شده بود که چشم بندش را باز نکند بعد از مدت زمان طولانی‌ای که در یکی از قطعات بهشت زهرا رها شده بود، چشم بندش را برداشته و متوجه می شود که آزاد و به حال خود رها شده است. &lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqak3-frOsI/AAAAAAAAAJ0/f65SfU3HSlc/s1600-h/Atefeh-emem.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5379168086516251330" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 100px; CURSOR: hand; HEIGHT: 100px" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqak3-frOsI/AAAAAAAAAJ0/f65SfU3HSlc/s400/Atefeh-emem.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;دختر 19 ساله جواد امام، دیروز در حالی که برای پی گیری وضعیت پدر دربندش به کمیته پیگیری بازداشت شدگان ستاد میرحسین موسوی مراجعه کرده بود، در حال خروج از این کمیته در خیابان طالقانی توسط یک خودروی پاترول و پژو و ربوده و سپس به محل نامعلومی منتقل شد.در بین راه یکی از ربایندگان مرد، با کشیدن چادر از سر وی به او می گوید تو لایق چادر به سر کردن نیستی و در عین حال با دست مقنعه وی را کنار زده و هدبندی را که بر سر وی بوده جلوی چشمش کشیده و با دست سر وی را به سمت پایین خم می‌کند تا به محلی نامعلوم می رسند.عاطفه امام در حالیکه نمی دانسته در چه محلی به سر می برد با دستان و چشمان بسته توسط دو مرد مورد بازجویی قرار می گیرد. در ابتدا متونی را که مدعی شده بودند متن مکالمات مکتوب (چت ها) ما بین او و دیگران است در مقابلش قرار می دهند و از وی می خواهند به داشتن روابط نامشروع با برخی از فعالان سیاسی بخصوص جوانان در بند اعتراف کند. وقتی از این موضوع به نتیجه ای نمی رسند، با پخش مکالمات تلفنی و یا صداهایی که از شنودهای تلفنی در روزهای اخیر بدست آورده بودند او را به توهین به رییس جمهوری و رهبری متهم می کنند. همین طور این دختر 19 ساله را که تا پیش از این صرفا تحصیل می کرده است را متهم می کنند که زندانیان سیاسی آزاد شده و خانواده های اسرای در بند را به فعالیت های سیاسی ترغیب می کرده است.&lt;br /&gt;وقاحت ربایندگان تا حدی بوده است با آنکه عاطفه امام با زبان روزه ربوده شده بود تا زمان آزادی هیچ غذایی در اختیارش نگذاشته بودند و فقط چند ساعتی که در یه محل کثیف با یک گربه زندانی بوده است به وی تکه ای سیب زمینی پخته می دهند که آن را برای گربه پرت می کند و آب را هم به بهانه آنکه اگر آب بخورد نیاز به دستشویی پیدا می کند از او دریغ می کنند.&lt;br /&gt;با توجه به اظهارات عاطفه امام مبنی بر اینکه در این بیست و چند ساعت چندین بار وی را به مکان های مختلف منتقل نموده اند و اینکه وقتی در حال جابجایی اش بوده اند با بیسیم به افراد داخل ماشین گفته می شود "عاطفه را تو خیابان پیاده کنید. موضوع لو رفته" که همین باعث می شود وی را در بهشت زهرا پیاده کنند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="left"&gt;منبع: موج سبز آزادی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-1165002924249339886?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/1165002924249339886/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=1165002924249339886&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1165002924249339886'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/1165002924249339886'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_08.html' title='چهار خبر: کودتاچیان برای سرکوب و خفقان ترمز بریدند'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/Sqak3-frOsI/AAAAAAAAAJ0/f65SfU3HSlc/s72-c/Atefeh-emem.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-4233752651044546819</id><published>2009-09-07T13:06:00.001+04:30</published><updated>2009-09-07T18:18:56.768+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: بازداشت دو کارشناس ارشد وزارت کشور پس از 80 روز فاش شد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;افشای خبر خاموش کردن کارمندان ارشد وزارت کشور که از تقلب گسترده کودتاگران آگاه بوده اند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;با اینکه صادق محصولی و کردان در مدت حضورشان در وزارت کشور تصفیه گسترده ای را در حوزه های اصلی متولی انتخابات اخیر انجام داده بودند و کامران دانشجو هم به شدت تلاش کرد تا کسی (غیرخودی) اسناد تقلب گسترده را به بیرون انتقال ندهد، کم کم حقایق جدیدی منتشر می شود که نشان می دهد وجدان بیدار بعضی از پرسنل ارشد وزارت کشور موجب مخالفت آنان با اقدام های کودتاگران شده بود. با این وجود کودتاگران این افراد را به سرعت حذف و زندانی کرده اند تا به خیال خود تقلب را بپوشانند. غافل از اینکه خورشید حقیقت برای همیشه پشت ابر نمی ماند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;با گذشت بیش از 80 روز از کودتای انتخاباتی منابع آگاه در وزارت کشور فاش کردند که &lt;strong&gt;ادریس آریاشکوه&lt;/strong&gt; و &lt;strong&gt;ضیاء الدین صبوری&lt;/strong&gt;، دو کارشناس ارشد وزارت کشور از هفته ها پیش بازداشت شده و همچنان در بازداشت به سر می برند. خبر بازداشت این دو کارشناس وزارت کشور تا پیش از انتشار در سایت نوروز، نزدیک به 80 روز از سوی مقام های قضایی و امنیتی نیز مخفی نگهداشته شده است. ادریس آریا شکوه &lt;strong&gt;کارشناس مسئول واحد اطلاعات و اخبار&lt;/strong&gt; وزارت کشور بوده و &lt;strong&gt;مسئولیت تهیه بولتنی را بر عهده داشت که تنها در پنج نسخه برای سران نظام منتشر می شده&lt;/strong&gt; است. ضیاء الدین صبوری نیز از کارشناسان حوزه امنیتی وزارت کشور است که &lt;strong&gt;عضو ستاد امنیت انتخابات ریاست جمهوری&lt;/strong&gt; در وزارت کشور بوده است. سایت جبهه مشارکت تاکید کرده که بازداشت مخفیانه این دو کارشناس ارشد وزارت کشور از هفته ها پیش با سرنوشت &lt;strong&gt;جهانبخش خانجانی&lt;/strong&gt; و &lt;strong&gt;مجید نیری&lt;/strong&gt; که هر دو از مدیران پیشین وزارت کشور در دوره اصلاحات بوده و اکنون در بازداشت بسر می برند گره خورده است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="left"&gt;منبع: شبکه جنبش راه سبز(جرس)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-4233752651044546819?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/4233752651044546819/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=4233752651044546819&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/4233752651044546819'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/4233752651044546819'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/80.html' title='خبر: بازداشت دو کارشناس ارشد وزارت کشور پس از 80 روز فاش شد'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-6837020000253999538</id><published>2009-09-07T09:49:00.004+04:30</published><updated>2009-09-07T14:57:17.592+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='معرفی سبزها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ویژه راه سبز انزلی'/><title type='text'>معرفی سبزها: بهزاد نبوی، چریک پیر</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqTfhdULSEI/AAAAAAAAAJs/N2VNu8uNOqw/s1600-h/%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5378669620885145666" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 168px; CURSOR: hand; HEIGHT: 200px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqTfhdULSEI/AAAAAAAAAJs/N2VNu8uNOqw/s200/%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; خبرهای درز پیدا کرده از اوین می گوید بهزاد نبوی در پاسخ به یکی از بازجویانش که به او اتهام براندازی را تفهیم کرده، این اتهام‌زنی را «&lt;strong&gt;اوج نامردی&lt;/strong&gt;» توصیف کرده است. وقتی بازجو دلیل این حرف او را جویا شده، بهزاد نبوی به وی گفته است: "&lt;strong&gt;در رژیم گذشته من را در حالی بازداشت کردند که دو عدد نارنجک هم به همراه داشتم، اما آنها هیچ وقت اتهام براندازی را به من تفهیم نکردند. حالا شما بدون هیچ سند و مدرکی به من اتهام براندازی می‌زنید!&lt;/strong&gt;"&lt;br /&gt;این سخن بهزاد نبوی که یکی از مبارزان برجسته انقلاب اسلامی بوده، حقایق تلخی را از وضعیت کنونی کشور آشکار می کند. حال ببینیم این اسیر در بند که ظالمانه در زندان کودتاچیان به سر می برد کیست: &lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;بهزاد نبوی&lt;/strong&gt; (متولد ۱۳۲۱) فوق لیسانس الکترونیک از دانشگاه پلی‌تکنیک و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران است. بسیاری وی را چریک پیر می‌خوانند و از فعالان سیاسی قبل و بعد از انقلاب به شمار می‌رود. او قبل از انقلاب بارها توسط ماموران ساواک دستگیر شده بود. او وزیر مشاور در امور اجرایی و وزیر صنایع سنگین در دولت میر حسین موسوی بود. او همچنین با حکم میرحسین موسوی در دوران جنگ سازمان بسیج اقتصادی را در جهت حمایت از طبقات ضعیف جامعه تاسیس و اداره کرد. وی در اواخر دورهٔ جنگ مسئول پشتیبانی ستاد فرماندهی کل قوا بود. وی نماینده و نایب رییس مجلس ششم بود.&lt;br /&gt;همسر بهزاد نبوی در مورد بازداشت و اسارت او توسط کودتاچیان چنین می گوید: تا یک ماه پس از بازداشت بهزاد ما هیچ خبری از او نداشتیم و حتی نمی دانستیم چه کسانی او را بازداشت کرده اند و در کجا نگهداری می شود. آنها در هنگام بازداشت هیچ حکمی ارائه ندادند و خبر رسمی بازداشت وی را نیز اعلام نکردند. به همین دلیل ما نگران بودیم نکند بهزاد سر به نیست شود و بعد آنها بگویند اصلاً ما او را بازداشت نکرده بودیم و از او خبری نداریم. وی اظهار داشت اگر قانون حاکم باشد جای هیچ نگرانی نیست ولی مشکل اصلی این است که آنها به هیچ قانونی پای بند نیستند.&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;منبع: ویکی پدیا و موج سبز آزادی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-6837020000253999538?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/6837020000253999538/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=6837020000253999538&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6837020000253999538'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6837020000253999538'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_07.html' title='معرفی سبزها: بهزاد نبوی، چریک پیر'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqTfhdULSEI/AAAAAAAAAJs/N2VNu8uNOqw/s72-c/%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-8267676901663004735</id><published>2009-09-06T19:57:00.005+04:30</published><updated>2009-09-07T00:09:41.092+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: پایتخت سوئد از زمین و آسمان و دریا سبز شد</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://mowjcamp.org/"&gt;موج سبز آزادی:&lt;/a&gt; همزمان با نشست فصلی وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا در روز شنبه 5 سپتامبر در استکهلم سوئد، صدها ایرانی در حمایت از جنبش سبز مردم ایران، زمین و هوا و دریا را به رنگ سبز درآوردند. سبزهای استکهلم در خیابان ساحلی این شهر، تومار دو هزار متری «احمدی نژاد رئیس جمهور ما نیست» را که به امضای صدها هزار ایرانی از سراسر جهان رسیده، به اهتزاز درآوردند، 1500 بادکنک سبز را به هوا فرستادند و همزمان قایق‌هایی با پرچم سبز در دریا و هواپیمایی که نوار سبز بزرگی را در آسمان حمل می‌کرد، سبزهای روی زمین را همراهی می‌کردند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQO5j_5R7I/AAAAAAAAAJM/Px8fflDRCGY/s1600-h/anzali+74678.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5378440237065783218" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 150px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQO5j_5R7I/AAAAAAAAAJM/Px8fflDRCGY/s200/anzali+74678.jpg" border="0" /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5378440229596351986" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 150px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQO5ILCzfI/AAAAAAAAAJE/jK9oAAtVuhU/s200/anzali+74676.jpg" border="0" /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5378440221873315682" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 133px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQO4rZun2I/AAAAAAAAAI8/OOiwpVPB_uc/s200/anzali+74675.jpg" border="0" /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5378440211997794706" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 133px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQO4GnOIZI/AAAAAAAAAI0/1nSR4uRTMjw/s200/anzali+74674.jpg" border="0" /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5378440202950220210" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 133px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQO3k6HGbI/AAAAAAAAAIs/0mArM4H75rI/s200/anzali+74673.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-8267676901663004735?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/8267676901663004735/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=8267676901663004735&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8267676901663004735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8267676901663004735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_8018.html' title='خبر: پایتخت سوئد از زمین و آسمان و دریا سبز شد'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQO5j_5R7I/AAAAAAAAAJM/Px8fflDRCGY/s72-c/anzali+74678.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-7433078076414982728</id><published>2009-09-06T18:47:00.003+04:30</published><updated>2009-09-06T23:57:16.924+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>خبر: نامه تاریخی خواهر شهیدان باکری خطاب به سران کودتا</title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;متن سانسور نشده نامه‌ هشدارآمیز و خواندنی خواهر شهیدان مهدی و حمید باکری / 14 شهریور&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;رژیم شاه برادرم را اعدام کرد اما برایش ختم گرفتیم، &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;امروز هم همین‌طور است؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم‌&lt;br /&gt;اینجانب خواهر سه شهید هستم. در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند .30 سال از عمرم را در حکومت ستمشاهی و 30 سال باقی را در جمهوری اسلامی سپری کردم.&lt;br /&gt;در زمان رژیم شاهنشاهی که برادر بزرگم اعدام شد و برادر دیگرم در زندانهای قصر، اوین، عادل آباد شیراز، قزل قلعه و زندان ارومیه زندانی بود ، ما و مردمی چون ما این حق را داشتیم که با حقوق دانان بین المللی و نمایندگان سازمان عفو بین الملل و نمایندگان سازمانهای حمایت از زندانیان دیدار و در مورد زندانیانمان گفتگو کنیم ، ولی در حکومتی که به اسم حضرت علی(ع) و امام زمان مزین است، پدران و مادران و همسران زندانیان، حق ندارند از احوال آنان با خبر باشند و هیچ گونه اطلاعی، حتی در مورد محل بازداشت عزیزانشان به آنان داده نمی شود و خانواده ها حق بازگو کردن وضعیت بد زندانیانشان در زندانها را با هیچ مقام و مسوولی ندارند؟؟!!! آقایانی که در مصدر امور تکیه زده اید &lt;strong&gt;کمی انصاف داشته باشید و وضعیت زندانهای ستمشاهی ، که ظاهرا عده ای از شما آنها را دیده اید ، را با وضع زندانهای مملکت اسلامی امروز مقایسه کنید.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;بعد از اعدام برادر بزرگم علی باکری، خانواده برای او مجلس ختم گرفت. مراسم هفتم و چهلم را هم دائی هایمان در تهران گرفتند . چند ماه بعد از اعدام برادرم من در آموزش و پرورش استخدام رسمی شدم، خواهر کوچک ترم در راس مدیریت آموزشگاه عالی آموزش و پرورش استخدام شد ، برادرم مهدی در کنکور دانشگاه پذیرفته شد و نظام شاهنشاهی هیچ گونه مزاحمتی برای ما ایجاد نکرد. آیا واقعا امروز نیز اوضاع خانواده های قربانیان همین طور است؟!!&lt;br /&gt;برادر من با بانگ الله اکبر به پای چوبه ی دار رفت، اما رژیم شاه برای اثبات حقانیتش از او استفاده نکرد. شما را به خاطر خدایی که نامش را به زبان دارید اما به گفته هایش عمل نمی کنید ، کمی به خود آئید و فکر کنید رفتار شما با کدامیک از قوانین بشری مطابقت دارد؟!!&lt;br /&gt;برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شبهایی که شب نامه و اعلامیه به خانه می آورد تا به همراه دیگر برادران و خواهرانمان در خانه های اطراف پخش کنیم به من می گفت : خواهر من، حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خوابیدن بنده های خدا نخواهی بود، دیگر همسایه بی خبر از همسایه اش نخواهد خوابید و هیهات که برادرانم و هزاران شهید دیگر با این آرزوها از همه چیز و همه کس خود گذشتند و امروز عده ای که از گذشتگان عبرت نمی گیرند یا قدرت به آنها &lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQL-HUOM2I/AAAAAAAAAH8/gJJ56WuEwz4/s1600-h/anzali+88342.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5378437016730874722" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 218px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQL-HUOM2I/AAAAAAAAAH8/gJJ56WuEwz4/s320/anzali+88342.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;اجازه نمی دهد که به خود آیند، با سوء استفاده از نام اسلام و شهدا با مردم هم وطنشان چه می کنند؟ مردمی که تا دیروز که قرار بود برای نمایش قدرت پای صندوقها بیایند انسانهایی باشعور بودند، ولی امروز که خواستار حقشان هستند ، خس و خاشاک و مزدور بیگانه شده اند. شرک را به حدی رسانده اند که یکی از آیات عظام می فرماید:&lt;br /&gt;اطاعت از رئیس جمهور اطاعت از خداست !!!!شما چطور نام خود را مسلمان گذاشته اید؟!!شما با بت پرستان قبل از اسلام چه تفاوتی دارید؟!&lt;br /&gt;برادران من، مهدی و حمید عاشق همسران و خانواده خود بودند . وقتی حمید به خانه می رسید، احسان از شانه های پدرش پایین نمی آمد. هرگاه مهدی از جبهه بازمی گشت، ساعتها با خواهر زاده های خود بازی می کرد. اما با وجود این علاقه، آنها عشقی والاتر به خدا و میهن و اسلام واقعی داشتند که تمای عشق ها را تحت الشعاع قرار داد و باعث شد آنها از تمامی لذات دنیا دست بکشند....&lt;br /&gt;و امروز شما بر روی خون آنها نشسته اید و مزدوران باطوم به دستتان، به جرم طرفداری از کسی که در روزها و سالهای بحرانی کشور در پشت جبهه پدرانشان را حمایت کرده و صلاحیتش توسط شورای نگهبان تایید شده است، بر سر فرزندان آنان می کوبند!!&lt;br /&gt;مهدی و حمید و مهدی ها و حمید هایی که رفته اند هم سپاهی بودند. آنها بسیجی بودند. امروز عده‌ای بسیجی نما شیشه های در منزل خواهرم را شکستند، اما خوشبختانه موفق نشدند به داخل خانه بروند و مانند قوم مغول بزنند و بکشند و ببرند تا شاید این گونه عقده‌ها و نفرت درونی خود را فرو بنشانند .&lt;br /&gt;اما در مورد همسران برادرانم جملات نا مربوطی شنیده ام. شما اگر ذره ای شرم از مقام و خون شهید داشتید، امروز این بی حرمتی ها را به همسران شهدا نمی کردید . کسانی که تا قبل از این بی عدالتی اخیر حاکمیت، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کرده اند چطور یک شبه مستحق این همه توهین شده اند؟! آنها شبها در خفا برای همسران خود گریسته اند تا کسی اشکهای آنان رانبیند، تا مثل حضرت زینب محکم و استوار باشند. آنوقت شما مقدس مآبان و تازه به دوران رسیده ها که باکری ها را نمی شناسید، می گویید همسرانشان دیگر باکری نیستند؟! شما که هستید که چنین حقی به خود می دهید؟!&lt;br /&gt;من به عنوان بزرگ خانواده باکری به همسران برادرانم افتخار می کنم . همسر مهدی با خواهش خانواده باکری با فردی که ارزش و حرمت شهید را می داند، ازدواج کرده است. ایشان از ابتدای ازدواجشان عکس مهدی را به دیوار خانه شان آویخته اند و با فرزندشان در مورد عمو مهدی حرف می زنند و فرزندشان از زمان تولد، مهدی را به عنوان عمو و انسانی والا شناخته است . آنوقت شما می گویید چرا اسم باکری را دارند؟!&lt;br /&gt;اما در مورد همسر حمید! شما مصداق واقعی ضرب المثل کافر همه را به کیش خود پندارد هستید. آیا واقعا فکر می کنید می توانید هر کس را به هرکس که خواستید نسبت دهید؟!شرم از روز قیامت ندارید؟!البته شما در حدی نیستید که اجازه دیدار با شهدا را بیابید ، اما وای به حالتان که جوابی برای آنها نخواهید داشت!&lt;br /&gt;بعد از مراسم چهلم مهدی و حمید، من به عنوان بزرگ خانواده، به هر دوی آنها گفتم که ازدواج کنند و این چیزی جز فرمان خدا نبود. همسر حمید با داشتن دو فرزند، جوانی و همه چیزش را صرف تربیت آنها کرد و خدا می داند که چه فشارهایی را به تنهایی به جان خرید تا فرزندانی صالح تربیت کند. فرزندان پاکی که شما از تهمت زدن به آنها هم ابایی ندارید . همسران برادرانم به حرمت زندگی کوتاهی که با برادر من داشته اند، نور چشم خانواده باکری هستند و خواهند ماند. خوشحالم که خانواده ما بدهی به شما ندارد. نه از حکومت کمکی دریافت کرده ایم و نه به موقعیتی چشم داشته ایم. نه سهم خواهی کرده ایم و نه سهمی خواهیم خواست. ( الحمد لله ) من وظیفه خود می دانستم که این نامه را برای شادی روح شهیدانم بنویسم. باشد که برای آنها که آخرت را فراموش کرده و به خاطر قدرت کثیف مادی چشم به حقایق بسته اند، نیز تذکری باشد تا بندگی خدا بکنند و نه برده بنده خدا باشند....&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;em&gt;زهرا باکری- خواهر شهیدان علی، مهدی و حمید باکری&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;منبع: موج سبز آزادی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-7433078076414982728?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/7433078076414982728/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=7433078076414982728&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7433078076414982728'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/7433078076414982728'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_1976.html' title='خبر: نامه تاریخی خواهر شهیدان باکری خطاب به سران کودتا'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqQL-HUOM2I/AAAAAAAAAH8/gJJ56WuEwz4/s72-c/anzali+88342.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-6067172824689212847</id><published>2009-09-06T10:03:00.002+04:30</published><updated>2009-09-06T23:47:07.511+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ویژه راه سبز انزلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار انزلی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='روشهای عملی'/><title type='text'>خبر: سبزکردن تابلوی «موسسه مهر» وابسته به نظامیان</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqOeW1dXH_I/AAAAAAAAAH0/-Qev7lj9vfQ/s1600-h/Anzali-mehr.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5378316495155044338" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 300px; CURSOR: hand; HEIGHT: 390px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqOeW1dXH_I/AAAAAAAAAH0/-Qev7lj9vfQ/s400/Anzali-mehr.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;مکان: &lt;strong&gt;بندرانزلی، پل هوایی روبروی بازار گیلار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سبزهای انزلی در اقدامی نمادین، تابلوی تبلیغاتی موسسه مالی مهر را سبز کردند &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;موسسه مالي و اعتباري&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;مهر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; (با نام قبلی موسسه &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;قرض‌الحسنه بسيجيان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;) يكي از موسسات تابعه بنياد تعاون بسيج است که با سرمایه اولیه آیت الله خامنه ای تشکیل شده است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;در زمان دولت نهم، این موسسه وارد سیستم بانکی کشور شد. احمدی نژاد در اقدامی برنامه ریزی شده با پایین آوردن نرخ سود در بانکهای دولتی و تحت فشار قراردن بانکهای خصوصی مثل پارسیان، تلاش نمود تا موسساتی مثل مهر سود سرشاری از جذب سپرده های مردمی نصیب خود کنند. در این مدت موسسه مهر شرکتی به نام «&lt;strong&gt;مهر اقتصاد ایرانیان&lt;/strong&gt;» تشکیل داد تا با استفاده از رانت های احمدی نژاد، کارخانجات و مراکز مهم اقتصادی کشور را در اختیار بسیج سپاه قرار دهد. به عنوان مثال در سال 87 کارخانه تراکتورسازی با قیمتی بسیار پایین و باور نکردنی به این شرکت واگذار شد که اعتراض های بسیاری به دنبال داشت. موسسه «مهر اقتصاد ايران» با در اختيار داشتن ۳۳ درصد تکنوتار، هشت درصد توس گستر، چهار درصد مالی و اعتباری سينا، چهار درصد لوله سديد، ۱۱ درصد توسعه صنعتی و برخی ديگر از شرکت ها و موسسات در حال تبديل به يکی از بزرگترين شرکت های مالی و اقتصادی ايران است. البته اینها فقط قسمتی از واقعیات منتشر شده هستند زیرا فعالیتهای این موسسه و سایر دستگاه های مالی نظامیان بطور غیرطبیعی از دسترس خبرنگاران و رسانه ها دور نگه داشته می شوند. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;***&lt;br /&gt;ضمن سپاس، دیگر دوستان عزیز جبهه سبز انزلی را به عکس ها و تابلوهای رهبران و مجریان کودتای ننگین انتخاباتی توجه می دهیم (مخصوصاً تابلوهایی که در 4 سال گذشته به دنبال چاپلوسی های مسوولین شورا و شهرداری به شهر ما اضافه شده تا روح شهروندان را بیازارد).&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;15 شهریور 88&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-6067172824689212847?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/feeds/6067172824689212847/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1876616324806302411&amp;postID=6067172824689212847&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6067172824689212847'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/6067172824689212847'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_06.html' title='خبر: سبزکردن تابلوی «موسسه مهر» وابسته به نظامیان'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqOeW1dXH_I/AAAAAAAAAH0/-Qev7lj9vfQ/s72-c/Anzali-mehr.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-8851290842706552633</id><published>2009-09-05T15:17:00.000+04:30</published><updated>2009-09-05T15:35:15.767+04:30</updated><title type='text'>سبزکردن راه پیمایی روز قدس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;جلسه همفکری سبزهای انزلی برای برنامه 27 شهریور (&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#003300;"&gt;سبز کردن راهپیمایی روز قدس&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;) امروز غروب در جای همیشگی بلوار برگزار می شود. همچنین از همه دوستانی که ایده و ابتکار عملی در مورد این راهپیمایی دارند خواهشمندیم نظراتشان را در کامنتها نوشته یا به نشانی abaypress@gmail.com ارسال فرمایند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5377531995765413618" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 212px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqDU29flFvI/AAAAAAAAAHU/2LQVFEW4IwI/s320/ghods.jpg" border="0" /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1876616324806302411-8851290842706552633?l=rahesabz-anzali.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8851290842706552633'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1876616324806302411/posts/default/8851290842706552633'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rahesabz-anzali.blogspot.com/2009/09/blog-post_5178.html' title='سبزکردن راه پیمایی روز قدس'/><author><name>جنبش راه سبز انزلی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07880398425177515700</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqDU29flFvI/AAAAAAAAAHU/2LQVFEW4IwI/s72-c/ghods.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1876616324806302411.post-6552667065055196154</id><published>2009-09-05T15:04:00.004+04:30</published><updated>2009-09-05T16:43:15.413+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نامه ها و بیانیه ها'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اندیشه سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اخبار ایران'/><title type='text'>بیانیه مهم میرحسین موسوی در باب چه باید کرد؟</title><content type='html'>&lt;span style="color:#006600;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqJEzSac0dI/AAAAAAAAAHs/zsrRTsnN7UY/s1600-h/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5377936552940589522" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 350px; CURSOR: hand; HEIGHT: 314px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_kOuyCrAX_Fo/SqJEzSac0dI/AAAAAAAAAHs/zsrRTsnN7UY/s400/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86+%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;بیانیه شماره 11&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما &lt;strong&gt;تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت&lt;/strong&gt;، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت.&lt;br /&gt;مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.&lt;br /&gt;جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.&lt;br /&gt;حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند.&lt;br /&gt;آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی &lt;strong&gt;زمزمه هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد&lt;/strong&gt; را سر می‌دهند.&lt;br /&gt;از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است. اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است.&lt;br /&gt;این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.&lt;br /&gt;پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند.&lt;br /&gt;مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی &lt;strong&gt;اجباری در دین وجود ندارد&lt;/strong&gt;، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.&lt;br /&gt;از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.&lt;br /&gt;در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟&lt;br /&gt;به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم&lt;/strong&gt;. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. &lt;strong&gt;آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است&lt;/strong&gt;.&lt;br /&gt;استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست.&lt;br /&gt;آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.&lt;br /&gt;قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید.&lt;br /&gt;پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. &lt;strong&gt;تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . .&lt;/strong&gt; . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.&lt;br /&gt;مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ &lt;strong&gt;آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان&lt;/strong&gt;، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.&lt;br /&gt;و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.&lt;br /&gt;اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت.&lt;br /&gt;میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.&lt;br /&gt;برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. &lt;strong&gt;ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند&lt;/strong&gt;. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.&lt;br /&gt;آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم.&lt;br /&gt;حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.&lt;br /&gt;و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.&lt;br /&gt;رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.&lt;br /&gt;مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم.&lt;br /&gt;بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم&lt;/strong&gt;. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.&lt;br /&gt;ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.&lt;br /&gt;چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند.&lt;br /&gt;قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند.&lt;br /&gt;همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.&lt;br /&gt;صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.&lt;br /&gt;تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.&lt;br /&gt;وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.&lt;br /&gt;از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند.&lt;br /&gt;با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.&lt;br /&gt;گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.&lt;br /&gt;جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.&lt;br /&gt;ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.&lt;br /&gt;ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.&lt;br /&gt;نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود.&lt;br /&gt;ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.&lt;br /&gt;راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.&lt;br /&gt;همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:&lt;br /&gt;1. &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;تشکیل&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;2. &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;اصلاح قانون انتخابات&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;3.&lt;strong&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایع&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;ی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;4. &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده&lt;/span&gt;،&lt;/strong&gt; مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;5 . &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;اعمال اصل 168 قانون اساسي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; در خصوص 
